مشكلات زيست محيطي كه به طور فزاينده اي طيف وسيعي از آلودگيها، خطرات و تخريب زيست بوم را در بر گرفته اند ابعاد محلي، منطقه اي و جهاني يافته اند. قسمت اعظم مشكلات زيست محيطي ناشي از توليد انرژي، تبديل و استفاده نهايي از آن مي باشد كه اين عوامل يا در بروز مشكلات زيست محيطي دخيل بوده و يا به طور مستقيم مشكل آفرين مي باشند. در ذيل به 11 مورد معضل زيست محيطي اشاره مي شود كه انرژي در ايجاد آنها نقش مهمي را برعهده دارد.
- اتفاقات عمده زيست محيطي
- آلودگي آب
- آلودگي دريا
- كاربري اراضي و اثر استقرار
- تشعشع و راديو اكتيويته
- دفع زائدات جامد
- آلاينده هاي خطرناك هوا
- كيفيت محدود هوا
- رسوب اسيد
- كاهش ازن استراتوسفري
- تغييرات جهاني آب و هوا
كنش بين انرژي و محيط زيست پيچيده بوده و به طور ثابتي رو به رشد است. افزايش آگاهي در مورد تاثير مشكلات زيست محيطي بر فعاليتهاي اقتصادي (به طور كلي) و انرژي (به طور اخص) به معناي آن است كه بسياري از ملاحظات زيست محيطي كاملاً جديد مي باشند. در نتيجه، آگاهي و دانش در خصوص مكانيزمهاي واقعي اثرات چنين فعاليتهايي كامل و مكفي نبوده و حتي در پاره اي از موارد تعمق برانگيز است. مطالب اين فصل در برگيرنده خطرات موجود در مورد آلاينده ها و همچنين ارتباط علت و معلول ميان فعاليتهاي انرژي، آلودگي و اثرات زيست محيطي است. اهميت فعاليتهاي وابسته به انرژي در رابطه با ايجاد آلودگيهاي عمده در جدول 6-1 خلاصه شده است.
منازعه عمومي وسيعي در مورد خطرات زيست محيطي ناشي از فعاليتهاي صنايع به انجام رسيده است. اين منازعات عموماً بر اتفاقات عمده زيست محيطي تمركز يافته اند. افزايش آگاهي عمومي با اصل توسعه ساختارهاي صنعتي كه خود باعث افزايش توليد و افزايش مبادله مواد خطرناك مي گردد، بيشتر در ارتباط است. شهرنشيني و افزايش جمعيت نيز نقش عمده اي در وخيم نمودن اتفاقات عمده زيست محيطي (به صورت مرگ انسانها و همچنين زخمي يا معلول شدن آنها) دارد. در نهايت، گرچه اتفاقات عمده صنعتي هميشه باعث صدمات بزرگ زيست محيطي نمي شوند اما آگاهي از به خطر افتادن منابع اكولوژيكي به ميزان زيادي افزايش يافته است.
در تعيين اتفاقات عمده زيست محيطي، تهيه فهرستي جامع از فعاليتهاي مرتبط با انرژي بدون معنا است. زيرا تمايز اتفاقات واقعي و ادراكي بسيار متغير بوده، علاوه بر آن تعيين ميزان صدمات جوي ناشي از يك واقعه نيز ميسر نمي باشد. پاره اي از مهمترين خطرات ناشي از فعاليتهاي مرتبط با انرژي (واقعي و ادراكي) بدين قرار است:
انفجار و حريق در ساحل و در دريا به علت توليد، پالايش ، حمل و نقل و استفاده از نفت و گاز (مانند ايجاد حريق در پالايشگاهها، مخازن ذخيره گاز، انفجار خطوط انتقال و غيره...).
آلودگي دريا در اثر تصادم نفتكشها و همچنين آلودگي آب و خاك در اثر نشت مواد هنگام حمل و نقل به وسيله خط آهن.
آزاد شدن مواد راديو اكتيو در اثر حوادث اتمي در طي فرآيند توليد انرژي اتمي، حمل و نقل، پالايش و يا ذخيره كردن مواد راديو اكتيو (سوخت يا زائدات).
سيل و رانش زمين در اثر خرابي سدهاي برق آبي.
نشست و رانش زمين در اثر فعاليتهاي بهره برداري از معادن و همچنين انفجار در معادن.
جدول 6-1 اهميت فعاليتهاي انرژي در توليد آلاينده هاي هوا
|
مواد آلاينده |
درصد انسانساخت از كل |
فعاليتهاي انرژي |
سهم آزاد سازي انرژي (برحسب%) |
|
% از كل |
%از انسانساخت |
|
SO2 |
(3)45 |
(3)40 |
(3)90 |
-احتراق ذغال سنگ (1)80
-احتراق نفت (1)20 |
|
NOX |
(3)75 |
(3)64 |
(3)85 |
-حمل و نقل (1)51
- منابع ثابت (1)49 |
|
سرب |
(3)100 |
(3)90 |
(1)90 |
-حمل و نقل (2)80
-احتراق در منابع
ثابت(شامل
خاكسترسازي) (2)20 |
|
ذرات معلق |
(3)4/11 |
(3)5/4 |
(1)40 |
-حمل و نقل (1)17
- مصارف برقي (1)5
- احتراق چوب (1)12 |
|
كربن آلي فرار |
(1)5 |
(3)8/2 |
(1)55 |
- صنايع نفت (1)15
- صنايع گاز (1)10
- منابع سيار (1)75 |
|
مواد پرتوزا |
(3)10 |
(3)5/2 |
(3)25 |
-بهره برداري از معادن اورانيوم
(2)25
-احتراق نيروگاههاي اتمي و ذغالي
(2)75 |
|
Co2 |
(4)4 |
(3)2/3 – 2/2 |
(3)80-55 |
-گاز طبيعي (1)15
- نفت (1)45
- سوختهاي –جامد (1)40 |
|
N2o |
(3)58-37 |
(3)43-24 |
(3)75-65 |
-احتراق سوخت فسيلي (3)75-60
- سوختن زيست توده ها (3)40-25 |
|
Ch4 |
(3)60 |
(3)24-9 |
(3)40-15 |
-به هدر رفتن گاز طبيعي (3)40-20
- سوختن زيست توده ها (3)50-30 |
(1) تخمين براي كشورهاي OECD
(2) تخمين براي ايالات متحده
(3) تخمينهاي جهاني
(4) تخمينهاي جهاني سهم انسانساخت CO2 در افزايش غلظت CO2 و گرمايش زميني بسيار بيشتر مي باشد.
انفجار خودبخود ذخاير ذغال سنگ و زائدات، هم چنين انفجار در اثر تجمع گاز متان در محلهاي دفن و معادن ذغال سنگ. موارد فوق را مي توان با افزودن ديگر اتفاقات ، مانند از كار افتادن پروانه مولد انرژي بادي تا آتش سوزي در نيروگاههاي برق فتوولتاييك كه موجب آزاد شدن گازهاي سمي از اجزاء معمولي مي شوند و يا آزاد شدن PCB از بردهاي الكتريكي، كامل كرد.
كيفيت و كميت منابع آب بخصوص در مورد آبهاي زيرزميني كه نقش عمده اي در تامين آب آشاميدني و كشاوزي دارند از اهميت ويژه اي برخوردار است. اگر منابع سيار آلودگي در نظر گرفته نشوند(مانند استفاده از آفت كشها در كشاورزي) آلودگي آبهاي سطحي به ميزان قابل توجهي در كشورهاي اروپايي كاهش يافته است.
نسبت به ديگر فعاليتهاي اقتصادي، فعاليتهاي انرژي نقش عمده اي در آلوده كردن آبهاي سطحي ندارند. فعاليتهاي گسترده اي چه در گذشته و چه در حال حاضر براي برطر ف ساختن و كنترل آلودگي آبهاي سطحي و زيرزميني صورت پذيرفته است. منابع آلودگي مرتبط با انرژي به شرح زير است:
توليد انرژي زمين گرمايي و يا نفت در سواحل باعث بروز مشكل دفع مواد نمكي مي شود. گرچه ذخاير زمين گرمايي در مناطق مختلف از لحاظ خواص فيزيكي و شيميايي متفاوت مي باشند ولي سيال زمين گرمايي مي تواند حاوي مواد شيميايي سمي مانند بنزين، آرسنيك، جيوه و اسيد بوريك باشد و از طرفي موجب آزاد شدن گازهايي نظير دي اكسيد كربن و متان گردد.
زهكش اسيدي معادن متروكه و يا در حال بهره برداري و زائدات ناشي از تهيه ذغال سنگ و يا شستشوي ذغال، مي توانند موجب آلودگي آبهاي سطحي شوند.
آلودگي حرارتي كه در اثر تخليه آب سيستمهاي خنك كننده نيروگاهها يا از تجهيزات زمين گرمايي در محيطهاي آبي، ايجاد مي شود مي تواند حيات دريايي را مورد تهديد قرار دهد.
با در نظر گرفتن تعداد نيروگاههاي فعال و همچنين رشد آتي آنها، آلودگي حرارتي در سالهاي 1970 بيشتر مورد توجه قرار داشت. متعاقباً به دليل كاهش رشد ساخت نيروگاههاي جديد اين گونه توجهات به مطالعات ميداني معطوف شد و اقدامي در خصوص كنترل آلودگي حرارتي صورت نگرفت.
در رابطه با آلودگي آبهاي زيرزميني اطلاعات موجود بسيار ناقص بوده و سهم منابع انرژي در آلوده سازي آبها مشخص نگرديده است. بسياري از موارد ياد شده در خصوص آلودگي آبهاي سطحي در اثر فعاليتهاي انرژي مي تواند در مورد آبهاي زير زميني نيز صادق باشد. البته آلودگي آبهاي زيرزميني نسبت به آبهاي سطحي با سرعت كمتري صورت مي پذيرد. مهمترين منبع آلاينده آبهاي زيرزميني در كشورهاي عضو، نشت نفت از منابع زيرزميني ذخيره نفت مي باشد.
6-1-3 آلودگي دريا
فعاليتهاي كشتيراني به عنوان اصلي ترين عامل آلودگي دريا تلقي مي شود. اما نشت نفت به صورت تصادفي در درياها باعث جلب افكار عمومي در رابطه با آلودگي درياها شده است. براساس برآوردهاي به عمل آمده از هريك هزار تن نفتي كه از طريق دريا جابجا مي شود حدود يك تن به دريا راه مي يابد. چنانچه برآورد فوق صحيح باشد ساليانه حدود 1/1 ميليون تن نفت از طريق حمل و نقل وارد دريا مي شود. ميزان نفتي كه در اثر تصادم نفتكشها وارد آب دريا مي شود معادل چهارصد هزار تن برآورد گرديده است. سكوهاي اكتشاف نفت در سطح جهاني به عنوان منابع عمده آلوده كننده درياها محسوب نمي شوند گرچه توليد نفت از چنين سكوهايي در برگيرنده يك چهارم كل نفت توليدي در جهان است.
نشت نفت مي تواند اثرات مخرب و بسيار جدي برخليجها، دماغه ها، درياهاي محصور در خشكي (مانند خليج مكزيك، خليج فارس يا درياي شمال) داشته باشد چرا كه آبهاي ساحلي چنين مناطقي از نظر ماهيگيري، جهانگردي و يا صنعت بسيار مهم است. تاكنون تشخيص جامعي از اثرات واقعي نشت نفت بر زيست بوم دريايي صورت نگرفته است. انجام تحقيقات بيشتر براي پي بردن به اثرات مخرب نفت در درياهاي آزاد لازم و ضروري مي باشد.
فشارهاي ناشي از فعاليتهاي اقتصادي موجب شده است تا توجه بيشتري به زمينهاي مساعد براي كشت، خانه سازي يا زيست بوم طبيعي معطوف شود. در بخش انرژي ، مكان معادن (شامل زمينهايي كه بر روي معادن زيرزميني قرار دارند و احتمال فرو نشست آنها مي رود)و مخازن برقابي، بيشترين توجه را به خود جلب نموده اند. توجه خاصي نيز به زمينهاي وسيع، جهت بهره برداري از انرژيهاي تجديد پذير مانند انرژي خورشيد، باد و زيست توده (چوب ، ذغال و نيشكر) شده است چرا كه توليد اين نوع انرژي به سطح زيادي از زمين نياز دارد بنابراين مي تواند در ديگر كاربريهاي زمين اختلال ايجاد نمايد.
ديگر فعاليتهاي مرتبط با انرژي، شامل فرآيندهاي پيچيده صنعتي، تصفيه سوخت و توليد برق (علاوه بر توجهات كاربري زمين)، مورد بررسي مكانيابي متناسب با ملاحظات زيست محيطي نيز قرار مي گيرند. در بسياري از موارد ريشه مخالفت با استقرار يك صنعت، ادغامي از ملاحظات كاربري زمين، آلودگي و تصادفها مي باشد كه به آساني قابل تفكيك و ارزيابي نمي باشند. علاوه بر فعاليتهاي انرژي كه به صورت سنتي در زمره مشكلات مكانيابي قرار گرفته اند(مانند نيروگاههاي برق يا پالايشگاهها) مشكلات عديده اي در رابطه با مكانيابي دفع زائدات جامد ناشي از عمليات مختلف كنترل آلودگي و زائدات راديواكتيو به وجود آمده است.
بدون شك تمامي فعاليتهاي مرتبط با انرژي به نوعي در مكانيابي تاثير داشته و ميزان مقبوليت آنها رشد فزاينده اي يافته است. به عنوان مثال در باره اثرات ميداني مغناطيسي خطوط انتقال برق 800 كيلو وات بر انسان و حيوانات اختلاف نظر وجود دارد. گرچه شواهد موجود در باره اثرات سوء چنين ميدانهاي مغناطيسي بسيار كم است اما وضعيت آتي پروژه هاي جديد انتقال برق (بخصوص در آمريكاي شمالي) چندان روشن نيست. كيفيت ديد هوا از ديگر مسايلي است كه تشخيص و تعيين اثرات آن مشكل مي باشد و در اين رابطه مي توان از مه در پاركهاي ملي و ديگر نواحي داراي چشم انداز نام برد. تعيين ميزان ديد، عوامل ايجاد كننده تاري و ارائه طريق براي برطرف نمودن آن بسيار مشكل است.
تقريباً حدود 90% از كل تشعشعات، داراي منشاء طبيعي مي باشند. عليرغم موضوع فوق، تشعشعات انسانساخت بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. فعاليتهاي انرژي 25% از كل تشعشعات انسانساخت را به وجود مي آورند (به عبارت ديگر 2% از كل تشعشعات). هر چند كه احتراق سوختهاي فسيلي باعث آزاد شدن مواد پرتوزا مي گردد اما توجه به چرخه سوخت اتمي در قالب تشعشعات ناشي از فعاليتهاي انسانساخت مرتبط با انرژي به مراتب بيشتر است.
استخراج اورانيوم از معادن باعث آزاد شدن رادون كه داراي پتانسيل خطرزايي حرفه اي هستند، مي گردد و همچنين پساب ناشي از پردازش اين ماده مي تواند باعث آلودگي آبهاي زيرزميني شود. چنين فعاليتهايي فقط 25% از كل تشعشعات مرتبط با فعاليتهاي انرژي را در بر مي گيرد و اين در واقع معادل 5/0 درصد از كل تشعشعات راديو اكتيويته است. دختران رادون گازهايي هستند كه به طور طبيعي شكل گرفته و غلظت آنها مي تواند بسيار بيشتر از گازهايي باشد كه همراه با فعاليتهاي مرتبط با انرژي و يا معدن اورانيوم توليد مي شوند.
عمليات راكتورهاي عادي، باعث تشعشع مواد راديو اكتيو مي شوند كه خطرناك نيستند. خطرات ناشي از نشت تصادفي و اثرات زيست محيطي آن، عليرغم كوششهايي كه در جهت ايمني عمليات در حال حاضر و توسعه آتي آن صورت پذيرفته بسيار مورد توجه قرار گرفته است. اين موضوع در يك دهه گذشته بسيار مورد توجه بوده و در سالهاي اخير علاوه بر ايمني راكتورها و جلوگيري از تصادفها، مسائل و مشكلات ديگري نظير برنامه ريزي براي مواقع بحران و كاهش اثرات نشتها نيز نمود يافته است. از جمله مسائل مهم ديگري كه در سطح ملي و بين المللي مطرح شده است مسأله مهم خطرات حمل و نقل ميان مرزي و تصادفات احتمالي مي باشد.
دفع زائدات اتمي در برگيرنده خطرات متنابهي بوده و بيشتر به خصوصيات زائدات اين نكته كه آيا چنين زائداتي وارد محيط مي شوند و يا كاملاً از محيط مجزا نگهداشته شده اند وابسته است. اختلاف زيادي ميان خطرات ناشي از زائدات پرتوزا با مواد راديواكتيو و آن دسته از مواد پرتوزا كه داراي طول عمر زياد هستند وجود دارد.
از كار انداختن تجهيزات اتمي تاكنون فقط متوجه راكتورهاي تحقيقاتي بوده است. براساس آخرين برآورد، فقط راكتورهاي اتمي (تجاري) تا قرن حاضر در اروپاي غربي و آمريكاي شمالي به كنار گذاشته خواهد شد. در سال 2030، تعداد 404 راكتور از دور خارج خواهد شد. در همين اثناء ، اثرات زيست محيطي ناشي از تعطيل كردن تاسيسات اتمي تحت بررسي است. نگراني شديدي در مورد انتشار مواد راديواكتيو در خلال پياده نمودن اجزاء راكتور (بخصوص ديگ راكتور) وجود دارد.
دفع زائدات جامد مي تواند به دو طريق مشكلات زيست محيطي را ايجاد نمايد. اول، اگر زائدات در گروه مواد خطرناك طبقه بندي شده باشند (مخاطره آميز براي محيط زيست و سلامت) احتمال آزاد شدن آلاينده هاي خطرناك و ايجاد آلودگي خاك، آب و هوا وجود دارد (توصيف واژه زائدات خطرناك بسيار متغير مي باشد). قسمت اعظم زائدات خطرناك به وسيله صنايع شيميايي و فلزي توليد مي شوند. فعاليتهاي مرتبط با انرژي حدود 12% از كل زائدات خطرناك را در ايالات متحده در سال 1983 ايجاد نموده است. دوم، حتي اگر زائدات، خطرناك تشخيص داده نشوند مشكلات عديده اي از جمله مكان كافي و مناسب براي دفع، ايجاد مي نمايند. زائدات جامد ناشي از فعاليتهاي مرتبط با انرژي شامل خاكستر حاصل از نيروگاههاي برق نيز مي شود كه معمولاً خطرناك نيستند. منابع توليد زائدات بسيار متنوع بوده اما همگام با اين مسأله، وسايل كنترل آلودگي هوا نيز توسعه يافته اند. لجن ناشي از وسايل FGD[1] و خاكسترهاي جمع آوري شده از دستگاههاي كنترل ذرات معلق داراي عناصر سمي نظير آرسنيك، سرب، كادميوم، سلنيوم و همچنين مواد پرتوزا مي باشند. اما در اغلب موارد، مواد فوق آنقدر كم هستند كه زائدات در طبقه بندي مواد زائد خطرناك قرار نمي گيرند. موارد ياد شده در مورد زائدات ناشي از اغلب فعاليتهاي مرتبط با انرژي صادق است و فقط پاره اي از روشهاي جديد (نظير FBC[2]) زائداتي توليد مي نمايند كه هنوز به طور دقيق مورد مطالعه قرار نگرفته اند. ميزان لجن حاصل از تراش و همچنين خاكستر، به طور سرسام آوري در دهه بعد رو به افزايش خواهد گذاشت. در ايالات متحده، اغلب سيستمهاي تراش خيس به گونه اي طراحي شده اند كه نياز به سيستم دفع زائدات داشته باشند. در ژاپن و اروپا، سيستمهاي سنگ آهك يا ژيپس به طور گسترده اي مورد استفاده قرار مي گيرند و از جمله سيستمهايي هستند كه به سرعت رو به رشد مي باشند. استفاده تجاري از زائدات موجود در سيستمهاي كنترل كننده به عنوان محصولي براي صنعت ساختمان سازي و حمل و نقل زميني ، به وسيله تقاضاي بازار محدود شده است. انباشته شدن چنين زائداتي در طول زمان، مسايل و مشكلات عديده اي را (نظير زمين براي دفع و وسايل ضروري براي جلوگيري از آلودگي) بوجود خواهد آورد.
آلاينده هاي خطرناك هوا معمولاً در مقايسه با آن دسته از عوامل مطلوب موجود در هوا كه بيشتر مورد توجه قرار گرفته اند كمتر انتشار مي يابد. البته بايد اذعان داشت كه توصيف واژه خطرناك يا سمي بسيار متغير است. به عنوان مثال توجه به پراكنش برخي از آلاينده هاي خطرناك هوا بخصوص در كشورهاي اسكانديناوي رو به افزايش است.
آلودگي سرب ناشي از خودروها يك مسأله ديرينه است و اثرات اين ماده بر سلامتي انسان به خوبي اثبات شده است. در حقيقت در پاره اي از كشورها (به عنوان مثال ايالات متحده ) سرب به عنوان يك آلاينده متداول طبقه بندي شده و در رده آلاينده هاي خطرناك و يا سمي قرار نگرفته است. تركيبات آلي و به طور مشخص هيدروكربنها، از ديرباز به عنوان آلاينده هاي هوا شناخته شده اند و علت اصلي اين امر، نقش آنها در تشكيل اكسايش فتوشيميايي مي باشد. مطالعات متعددي كه در سالهاي اخير صورت پذيرفته است به خوبي اثرات سوء تركيبات آلي را بر سلامت انسان نشان مي دهند.
اثرات و همچنين غلظت تاثير گذار برخي از آلاينده هاي خطرناك هوا فقط در سالهاي اخير مورد مطالعه قرار گرفته است. در اينجا فقط اثرات سوء آلاينده ها بر سلامتي (مشاهده شده يا مشكوك) انسان مطرح است (هر چند آمار مربوطه به طور كامل در دسترس نمي باشد). تعداد آلاينده هاي خطرناك مشكوك، بسيار زياد است و دانش در خصوص منابع، تشعشعات و اثرات اين گونه آلاينده ها رو به افزايش مي باشد. آلاينده ها از ديدگاه محلي و منطقه اي نيز مهم هستند چرا كه بسياري از آلاينده ها نظير كادميم، سرب، هيدروكربنهاي آروماتيك چند حلقه اي[3] و جيوه مي توانند به مسافتهاي بسيار دور حمل شوند. مشكل اساسي در رابطه با كنترل عناصر سنگين و سمي، عدم توافق در تعيين حد مجاز آنها مي باشد.
پاره اي از فعاليتهاي مرتبط با انرژي كه باعث انتشار آلاينده هاي خطرناك مي گردند در زير ارائه شده است:
هيدروكربنها (مانند بنزين) كه به سرعت از طريق فرآيندهاي صنعتي و استخراج گاز و نفت انتشار مي يابند. سهم هر يك از منابع آلاينده به طرز قابل ملاحظه اي در كشورهاي متفاوت، متغير است.
استفاده از بنزين و گازوييل در بخش حمل و نقل، باعث انتشار هيدروكربنها (شامل هيدروكربنهاي آروماتيك چند حقله اي يا PAH) و دي اكسين گرديده و به عنوان عمده ترين منبع توليد مواد آلاينده سمي هوا در رابطه با فعاليتهاي مرتبط با انرژي محسوب مي شوند. سهم خودروها در انتشار سرب در ايالات متحده در سال 1980 حدود 87% مي باشد كه اين ميزان بيشتر به دليل استفاده از بنزين سرب دار در وسايل نقليه قديمي مي باشد. رقم فوق بايد به ميزان زيادي كاهش يابد و تا سال 1990 براساس قوانين وضع شده مبني بر استفاده از بنزين بدون سرب به چند درصد برسد. تلاشهاي مشابهي از طرف اغلب كشورهاي عضو، جهت كاهش يا حذف سرب از بنزين در دست اقدام است.
مقادير كمي از آرسنيك، جيوه ، بريليوم و مواد پرتوزا مي توانند در طي فرآيند احتراق ذغال سنگ و نفت كوره در نيروگاههاي برق و ديگهاي بخار صنايع، آزاد شوند. مواد ياد شده اجزاء كمياب ذغال سنگ و نفت كوره محسوب مي شوند كه در طي فرآيند احتراق ، به صورت ذرات معلق در هوا انتشار مي يابند.
جيوه، دي اكسين كلردار و فوران فقط تعدادي از آلاينده هايي هستند كه در اثر سوزاندن و تبديل به خاكستر كردن زائدات شهري در هوا انتشار مي يابند. لازم به ذكر است در سالهاي اخير مسأله زباله سوزي بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. مطالعاتي از طرف كشورهاي IEA جهت تعيين ميزان آلودگي در اطراف تجهيزات خاكسترسازي زائدات آغاز شده است. تعيين و تشخيص اثرات سوء چنين تجهيزاتي بر سلامت انسان بسيار مشكل است.
در رابطه با آلودگي هوا آلاينده ها به دو دسته تقسيم شده اند:
آن دسته از آلاينده ها كه به صورت مستقيم وارد هوا مي شوند(مهمترين آنها عبارتند از:SOx، NOx[4]، PM، VOC[5] ، و CO).
آن دسته از آلاينده ها كه در اثر واكنش فتوشيميایي در جو شكل مي گيرند. از مهمترين تشعشعات ثانويه هوا مي توان VOC و NOx را نام برد كه باعث تشكيل ازن و پراكسي استيل نيترات[6] مي شوند. غلظت زياد آلاينده هاي مذكور و همچنين ازن، داراي اثرات اكولوژيكي – ايمني بوده، همچنين سبب توليد بو و كاهش ديد مي شود. چنين اثراتي بيشتر در سطح محلي و گاهي اوقات در سطح منطقه اي محسوس است. كربن آلي فرار و NOx به عنوان عوامل اصلي ايجاد دود مه فتوشيميايي تشخيص داده شده اند (مانند پديده اي كه در لوس آنجلس صورت پذيرفت). در پاره اي از موارد، مناطق دور افتاده شهري نيز مي توانند در اثر جريان باد و حمل آلاينده ها در معرض خطر قرار گيرند.
آلاينده هاي هوا و همچنين حاملهاي اكسيد كننده هاي فتوشيميايي، از منابع متنوع ثابت و سيار انتشار مي يابند و به طور كلي فعاليتهاي مرتبط با انرژي سهم بيشتري را در انتشار آلاينده ها دارا هستند. به عنوان مثال، تخمينهاي اخير نشان داده است كه تجهيزات احتراق ثابت، منابع اصلي انتشار NOx و SO2 مي باشند. منابع سيار (خودروها) 75% از كل انتشار CO را در كشورهاي OECD به خود اختصاص داده اند.
برخلاف SO2 و يا NOx كه عمدتاً از احتراق سوخت انتشار مي يابند و اصولاً در برگيرنده چند تركيب انگشت شمار هستند، كربن آلي فرار از منابع مختلف توليد شده و در برگيرنده چندين تركيب با خواص سمي متفاوت، واكنشهاي مختلف و نرخهاي گوناگون انتشار و غيره مي باشد. برحسب VOC انسانساخت غير متان (در اروپا)، بخش حمل و نقل به عنوان بزرگترين منبع پس از صنايع حلال(40%) به شمار مي آيد. در اين ميان خروجي اگزوزها و تشعشعات تبخيري به ترتيب، سهمي معادل 25% و 12% را دارا مي باشند. در رابطه با منابع VOC، تقليل VOC طبيعي (به عنوان مثال خاك و پوشش گياهي) نيز بايد در نظر گرفته شود چرا كه فعاليتهاي بشر ممكن است تنها در برگيرنده 5% از كل VOC موجود در اتمسفر باشد. البته در پاره اي از نواحي، VOC انسانساخت ممكن است بيش از VOC طبيعي باشد. به عنوان مثال در كشور هلند سهم منابع انسانساخت در توليد VOC حدود 90% است. در اروپاي غربي، فعاليتهاي مرتبط با انرژي 55% از كل تشعشعات انسانساخت را تشكيل مي دهند كه به طور مساوي در بين منابع ثابت و سيار تقسيم شده است.
ارائه شواهد در سطح جهاني در رابطه با انتشار VOC و تشكيل ازن بسيار مشكل است. شايد دليل اين امر، بيشتر به خاطر رابطه غير خطي بين اجزاء سازنده و توليد نور شيميايي باشد. از طرفي كمبود آمار در مورد نشر تركيبات VOC و نيز نحوه توزيع شيميايي آنها از ديگر دلايل اين امر محسوب مي شود.
حمل و نقل، سهمي معادل 13% را در انتشار انسانساخت PM در كشورهاي OECD دارا مي باشد كه 20% از ميزان ياد شده به وسيله منابع ثابت احتراق ايجاد مي شود. تا سالهاي اخير به دليل كنترل نسبتاً مناسب انتشار PM از منابع ثابت، توجه چنداني به اين منابع انتشار نشده بود.
در ايالات متحده، انتشار PM از سال 1970 تا 1980 حدود 54% كاهش يافته است. به هر حال انتشار PM در اثر فعاليتهاي بخش حمل و نقل همچنان به صورت يك مشكل باقي مانده است. مشكل اساسي، اختلال در تنفس است كه عمدتاً در اثر پراكنش ذرات معلق از موتورهاي سنگين ديزلي ايجاد مي شود. مشخص است كه با بكارگيري تكنولوژيهاي خاص در تجهيزات بزرگ احتراق، بخشي از ذرات معلق تحت كنترل در خواهند آمد اما آن دسته از ذرات معلق كه ريزتر بوده و با تكنولوژي فوق قابل كنترل نمي باشند عمدتاً استعداد قويتري در ايجاد اختلالات تنفسي دارند.
انتشار SO2 و NOx عوامل اصلي در ايجاد رسوب اسيدي به شمار مي آيند. اين دو آلاينده در گذشته سبب بروز مشكلات محلي مي شدند (بيشتر از نقطه نظر سلامتي و بهداشت). به دليل افزايش سطح آگاهي جامعه در مورد ايجاد بارانهاي اسيدي در بعد منطقه اي و برون مرزي، نه تنها توجه خاصي به اين دو آلاينده معطوف شده است بلكه ديگر آلاينده ها نظير VOC، كلريدها، ازن و عناصر كمياب كه همراه با بارانهاي اسيدي رسوب خواهند نمود، نيز مدنظر قرار گرفتهاند. هر چند رسوب اسيد به عنوان عاملي مهم در تخريب محيط زيست شناخته شده اما رابطه دقيقي بين انتشار آلاينده ها و ميزان تخريب ارائه نشده است. اثرات سوء رسوبات اسيدي مي تواند از طريق انتقال به وسيله باد، مناطق وسيعتري را در بر بگيرد. مهمترين اين اثرات سوء عبارتند از:
اسيدي شدن درياچه ها ، رودخانه ها و آبهاي زيرزميني كه سبب تهديد حيات آبي و ماهيان خواهد شد.
خسارت به جنگلها و در بعضي موارد محصولات كشاورزي
تخريب ساختارهاي انسانساخت مانند ساختمانها، بدنه هاي فلزي و ...
فعاليتهاي مرتبط با انرژي كه به عنوان اصلي ترين عامل در ايجاد رسوبات اسيدي شناخته شده اند به شرح زير مي باشند:
مراكز توليد برق، گرمايش خانگي و بخش صنايع، حدود 80% از كل انتشار SO2 را عهده دار مي باشند (ذغال سنگ به تنهايي 70% از اين ميزان را انتشار مي دهد). از ديگر منابع توليد SO2 ،تجهيزات پالايش گاز ترش مي باشد. در طي اين فرآيند گاز H2S توليد مي شود كه در واكنشهاي بعدي به SO2 تبديل مي شود.
حمل و نقل از طريق جاده به عنوان مهمترين عامل انتشار NOx به شمار مي آيد. حدود 48% از كل NOx توليد شده در كشورهاي OECD از اين طريق منتشر مي شود. قسمت اعظم بخش باقيمانده از احتراق سوختهاي فسيلي در مراكز ثابت ايجاد مي شود.
VOC از منابع متعدد و متنوع انتشار مي يابد و داراي تركيبات بسيار متفاوت نيز مي باشد.
يكي از معضلات زيست محيطي جهاني و هم چنين منطقه اي، كاهش ازن استراتوسفري است كه به طور عمده در اثر انتشار فريونها، هالونها و N2O ايجاد مي شود. كاهش ضخامت لايه ازن موجب نفوذ بيشتر تشعشعات فرابنفش مي گردد كه در نهايت باعث افزايش درصد ابتلاء به سرطان پوست و صدمات چشمي در جوامع بشري گرديده و خطرات شديد بيولوژيكي را به دنبال خواهد داشت. فعاليتهاي مرتبط با انرژي فقط به صورت مقطعي در انتشار مواد كاهنده لايه ازن دخيل مي باشند. گرچه 65 الي 75% از كل اكسيد نيتروژن انسانساخت از طريق احتراق سوختهاي فسيلي و زيست توده توليد مي شود اما نقش فريونها در تخريب لايه ازن به مراتب مهمتر است. اصلي ترين منابع آلاينده مرتبط با فعاليتهاي انرژي شامل فريونهاي موجود در يخچالهاي مخصوص در بخش حمل و نقل، بخش خانگي و كولرهاي گازي و صنعت اسفنج سازي مي باشد. موارد ياد شده حدود 60% از كل فريونهاي مصرفي را در بر مي گيرند.
تغييرات جهاني آب و هوا كه در اثر تجمع بي رويه گازهاي گلخانه اي ايجاد شده است مهمترين مسأله زيست محيطي در رابطه با بخش انرژي محسوب مي شود. در حال حاضر گازهايي نظير دي اكسيد كربن، متان ، بخار آب، اكسيد نيتروژن، ازن ، فريون و هالون در رده گازهاي گلخانه اي طبقه بندي شده اند.
اين گازها در برابر تشعشعات ورودي (با طول موج كوتاه) شفاف[7] بوده و بالعكس در برابر تشعشعات خروجي (با طول موج بلند) تيره[8] مي باشند. رشد بي رويه جمعيت و عوامل انسانساخت روز به روز بر غلظت گاز دي اكسيد كربن و ديگر گازهاي كمياب مي افزايد. دانشمندان علم آب و هواشناسي اعلام نموده اند كه تجمع چنين گازهايي باعث افزايش دماي جو شده در نتيجه حرارت كره زمين افزايش يافته،نزولات جوي تغيير كرده و سرانجام سطح درياها نسبت به سطح فعلي بالاتر خواهند رفت. اين تغييرات به شدت، فعاليتهاي بشر را تحت تاثير قرار خواهند داد. در حال حاضر برآورد شده است كه 50% از كل اثرات گلخانه اي انسانساخت به وسيله دي اكسيد كربن ايجاد مي شود. دانش موجود در باره اثرات متنوع گازهاي گلخانه اي در جدول 6-2 ارائه شده است.
فعاليتهاي مرتبط با بخش انرژي نقش مهمي را در انتشار گازهاي گلخانه اي انسانساخت دارا مي باشند:
احتراق سوختهاي فسيلي باعث آزاد شدن 75% از كل CO2 انسانساخت مي شود. مابقي (25% باقيمانده) از جنگل زدايي و اكسايش خاك توليد مي شود.
احتراق سوختهاي فسيلي و زيست توده باعث انتشار 65 الي 75% از كل N2O انسانساخت مي گردد.
ازن، محصول واكنش آلاينده هاي سوختهاي فسيلي (بخصوص NOxو VOC) محسوب مي گردد. برخي از سوختها مانند متانول باعث كاهش آلودگي مونوكسيد كربن مي گردند اما انتشار آلدئيدها را افزايش مي دهند.
جدول 6-2 نقش انواع گازها در اثرات گلخانه اي
|
گاز |
A |
B |
C |
D |
E |
F |
|
CO2 |
1 |
275 |
346 |
4/0% |
71% |
5%+50 |
|
متان |
25 |
75% |
65/1 |
1% |
8% |
%5+15 |
|
فريون 12 |
20000 |
0 |
0004/0 |
5% |
2% |
%3+13 |
|
فريون 11 |
17500 |
0 |
00023/0 |
5% |
1% |
%3+13 |
|
N2O |
250 |
25% |
35% |
2/0% |
18% |
%2+9 |
منبع :OECD/IEA, Energy and The Environment: Policy Overview",(1989)
A : داراي قدرت نگهداري تشعشعات زير قرمز در مقايسه با CO2
B: غلظت ماقبل صنعتي شدن (برحسب ppm)
C: غلظت فعلي (برحسب ppm)
D: نرخ رشد ساليانه
E: سهم در تاثير گلخانه اي به دليل فعاليتهاي بشر
F: سهم در افزايش اثرات گلخانه اي به دليل فعاليتهاي بشر
تخمير مواد آلي دليل اصلي آزادسازي متان به شمار مي آيد. توزيع و استفاده از انواع سوختها (به طور مشخص. گاز طبيعي) 10 الي 30% از كل انتشار متان را برعهده دارد. در مورد به هدر رفتن گاز در مبدأ توليد تا زمان استفاده آمار كافي در دسترس نمي باشد. رقم 1/2% در سال 1987 براي كشورهاي IEA به عنوان ميزان تلفات گاز از مبدأ توليد تا زمان مصرف ذكر شده است. به هر حال برآورد دقيق، به دليل شرايط محلي و لوله هاي گازرساني، بسيار متغير خواهد بود. علاوه بر موارد ياد شده، متان در خلال بهره برداري از معادن نيز آزاد مي شود.
رهيافتهاي كنترل زيست محيطي، شامل فعاليتهاي حفاظت و مديريت محيط زيست با استفاده از ابزار كنترل زيست محيطي از قبيل قوانين يا ابزار اقتصادي مي باشد. اين قوانين عموماً به كنترل فعاليتهاي زيست محيطي مرتبط با انرژي محدود نمي شوند و به صورت قوانين تدوين شده در كشورهاي OECD به اجرا در مي آيند . ابزار مستقيم قانونگزاري كه مكانيسمهاي «دستور و كنترل » ناميده مي شوند از جمله مكانيسمهاي اجباري هستند كه بايستي براي حفظ محيط زيست اعمال گردند. رهيافتهاي كنترل زيست محيطي مشتمل بر قواعد كنترل كيفيت محيط زيست (آب، خاك و هوا)، استانداردهاي تكنولوژي، صدور جواز و منطقه بندي، قواعد كنترل آلاينده هاي سوخت، قواعد مصرف سوخت، استانداردهاي نشر، اهداف ملي كنترل نشر آلاينده ها و غيره مي باشند. نوع ديگري از رهيافتهاي مذكور به صورت ابزار اقتصادي نمود يافته و برخي از ابزار مذكور كه با فعاليتهاي انرژي بيشترين ارتباط را دارند عبارتند از: يارانه، ايجاد بازار (داد و ستد، بازرگاني، بيمه يا بازپرداخت) و غيره. در رهيافتهاي كنترل زيست محيطي از معاهده ها نيز مي توان به عنوان ابزاري براي حمايت از معيارهاي زيست محيطي استفاده كرد. در مورد بروز آلودگي در سطح منطقه يا تمامي كره زمين، بايستي رهيافتهاي كنترل منطقه اي و جهاني تعيين شوند. هماهنگي ميان رهيافتهاي ارائه شده نيز امري ضروري است كه بايستي از طريق توافقهاي بين المللي، دو و يا چند جانبه به انجام برسد. در مجموع به منظور جلوگيري از آلودگي منطقه اي، كاهش آن يا پاكسازي كامل منطقه (كه در نهايت در كاهش ميزان آلودگي در جهان نيز تاثير مي گذارد) و تقليل اثرات فرامرزي آلاينده ها،تسهيلات مالي نيز در نظر گرفته شده است. در بحث امنيت انرژي، درك انواع رهيافتهاي زيست محيطي كه بخش انرژي را تحت تاثير قرار مي دهند، به منظور كسب آگاهي بيشتر در مورد اثرات خاص توسعه در محيط زيست، بسيار مفيد است.
[1] . Flue Gas Desulforization
[2] . Fluidized Bed Combustion
[3] . Polycyclic Aromatic Hydrocarbons
[5] . Volatile Organic Compound
[6] . Peroxyacetylnitrate (PAN)