تبليغاتX
رادیواکتیو

عمليات پسمانداري   

 

درهر صنعتی درکنار محصول مطلوب مواد پسمان توليد می‌گردد. در صنعت هسته‌ای عملياتی که موجب توليد پسمان می‌شوند عبارتند از:

·      معدنکاری و کانه‌آرايي مواد معدنی اورانيم،

·      بازفرآوری سوخت تخليه شده از راکتورها،

·      برچيدن تأسيسات افزونه و متروکه.

اولين مورد فوق درفصل 2 آورده شده‌اند. لذا اين فصل روی پسمان‌های بازفرآوری با توجه ويژه به نمونه اصلي بريتانيايي در سلفيلد به‌ عنوان يک نمونه پيشرفته و مدرن و مديريت پسمان در مكان‌هايي ديگر تمركز خواهد كرد و در بخشهای ديگر چرخه به مبانی مشابه‌اي توجه مي‌شود. پسمان‌هاي حاصل از برنامه‌هاي نظامي خارج از بريتانيا، كه گاهی موجب مسائل ويژه مي‌شود و نيز مقادير بسيار پايين‌ پسمان حاصل از هزاران توليدکننده کوچک همچون بيمارستانها و آزمايشگاههای تحقيقاتی در اين بحث پوشش داده نمی‌شوند.

پسما‌ن‌ها ممکن است :

·      اوليه بوده، يعنی ذاتاً در ماده مورد فرآوری وجود داشته باشد،

·      ثانويه، از خود فرآيند حاصل شده باشد.

در بازفرآوری سوخت، پسمان‌های اوليه محصولات شکافت، عناصر ترانس اورانيم غير مورد نياز (اکتنيدهای جزئی) و باقي‌مانده‌های غلاف مي‌باشند. محدوده‌ پسمان‌های ثانويه محدوده‌ای معرف‌ها و حلال‌ها که از نظر اقتصادی غيرقابل بازيابی بوده تا تجهيزات فرسوده و لباس‌های حفاظتی انواع زباله‌هاي معمولی همچون دستمال کاغذی که ممکن است در هنگام استفاده با ماده راديواکتيو تا حدي آلوده شوند.

اهداف مديريت پسمانداری عبارتند از :

·      به حد اقل رساندن پسمان‌های ثانويه

·      تبديل هرچه بيشتر پسمان‌های راديواکتيو و غيراکتيو به حداقل حجم عملياتی يک جامد که برای انبار كردن بلند مدت و دفن  نهايی مناسب باشد.

·      اثرات محيطی ناشي از تخليه غيرقابل اجتناب تخليه گاز و مايع را در هرچه كمتر موجه شدني  (ALARA)حفظ كرده و در هر حالت با حدود اعلام شده به وسيله مؤسسات قانون‌گذاری تنظيم نمائيد.

        از نيرو تأسيسات باز فرآوری جهت هدايت بخش اعظمي از محصولات شکافت و اکتنيدهای جزئی به جريان مايع قابل قبول برای تغليظ به‌وسيله تبخير، و به دنبال آن شيشه نمودن نهايي طراحی می‌شوند. تقريباً کليه مواد بالقوه خطرناک باقي مانده به تأسيسات آمايش مناسب هدايت می‌شوند که محصولات آنها می‌تواند در يک ماتريس يكپارچه، با يک مايع کاملاً رفع آلودگی شده برای تخليه به محيط همراه باشد. اعمال فشار برای کاهش ضايعات راديواکتيو در ده سال گذشته منجر به توسعه در فناوری کاهش گرديد که خود پسمان‌های جامد اضافی در کنارش مقداری از دز تشعشعي واقعی يا بالقوه برای گردانندگان توليد مي‌نمايد پس لازم است سود در مقابل زيان توزين گردد.   

9-2 : انواع پسمان

در بريتانيا معمولاً پسمان‌های جامد براساس محتوای راديواکتيو به‌صورت پسمان‌های با اکتيويته بالا، متوسط، پايين و بسيار پايين ( به‌ترتيب HLW، ILW، LLW، LLW V) تقسم‌بندی می‌شوند. تعاريف رسمی آنها به‌صورت زير است:

·      پسمان با اکتيويته بالا (HLW): پسمان‌هايی که در آنها ممکن است دما در نتيجه راديو‌اکتيويته آنها به‌طور قابل ملاحظه‌ای افزايش يابد و لذا لازم است اين فاکتور در طراحی انبار و تأسيسات دفن آنها مد نظر قرار گيرد.

·      پسمان با اکتيويته متوسط (ILW ): پسمان‌هايی که اندازه راديواکتيويته آنها بالاتر از ميزان تعريف شده برای پسمان‌های با اکتيويته پايين است، ولی نيازی به در نظر گرفتن حرارت‌دهي آنها در طراحي  انبار و تأسيسات دفن نيست.

·      پسمان با اکتيويته پايين (LLW): پسمان‌هايي که حاوی مواد راديواکتيو به غير از مواد قابل قبول برای دفع معمولی بوده، ولی اکتيويته آنها از GBq/t4 براي آلفا‌زاها و  GBq/t12 براي بتاگاما تجاوز نمی‌کند.

·    پسمان با اکتيويته بسيار پايين (VLLW):  پسمان‌هايی که می‌توانند همانند پسمان معمولی (زباله های معمولي) با ايمنی دفن شونده، 3m 1/0 ماده دارای اکتيويته کمتر از kBq 400 بتا گاما يا هر نمونه تنها دارای کمتر از kBq 40 بتا گاما می باشد. چنين پسمان‌هايی نياز به بررسی بيشتر ندارند.

در عمل، HLW توده‌ای از محصولات شکافت و همانند آنها پس از شيشه کردن، ILW اساساً باقي‌مانده شسته شده يا فروشويی شده غلاف يا ماده آلوده با پلوتونيم (PCM) همچون فيلترها يا باقي‌مانده فرايند كه حاصل مقادير قابل ملاحظه‌اي از پلوتونيم است که از نظر اقتصادی قابل تصفيه جابه‌جايی نبوده، LLW عموماً دارای تجهيزات فرسوده، لباس‌ها و تجهيزات حفاظتی، به اضافه مقادير قابل ملاحظه‌ای از مواد مظنون به آلودگی، همچون کاغذهای پسمان از دفاتر در منطقه کنترل شده هستند. 

تعاريف کمتر از حالت ايده‌آل شناخته می‌شوند، كه در واقع آنها تنها راديواکتيويته جاری را بدون در نظر گرفتن نيمه‌عمر به حساب مي‌آورند. تغييرات در آينده قابل پيش‌بينی امکان‌پذير هستند. در ايالات‌متحده، طبقه‌بندي به‌طور موثری براساس منبع ماده است تا محتوای آن. اين عمل مزيت اجتناب از هرگونه سؤال درباره دسته‌بندی يک معلوم دارد ولی ممکن است منجر به مسيرهای پرهزينه دفن غيرضروري برای محموله نسبتاً بی‌ضرر باشد و لذا مجدداً حرکتی برای باز نگری خواهد بود.

مايعات نيز به‌طور مشابه به جريان‌های با اکتيويته بالا، متوسط و پايين تقسيم‌بندی می‌شوند.

جريان‌های هوايي دسته‌بندی خاصی را تشکيل می‌دهند. محصولات مايع معمولاً از ديدگاه خاصی در سلفيلد ملاحظه مي‌شوند و با کاهش پيش‌رونده اکتيويته از محل تخليه می‌گردند.

+ نوشته شده توسط رضا قلی پور پیوندی در دوشنبه 1388/03/04 و ساعت 9:13 |

زباله سوز هسته ای

یک مسئله ثابت در نیروگاه هسته ای این است که پسمانها برای میلیونها سال خطرناک بوده٬ و این که محتوائی نمی تواند برای مدت طولانی مورد اطمینان باشد. تظاهر کنندگان بوسیله بحث متقابل که در صنایع دیگر متقاعد نمی شوند٬ پسمانهای سمی دائم که با احتیاط کمتر و انتقاد کمتری در دور اندازی می شوند تنها جواب کامل تبدیل رادیونوکلیدهای خطرناک به محصولات با عمر کوتاه است. حال این کارسودمندی در بر خواهد داشت یا نه مورد بحث نمی باشد و خارج از مبحث کنونی است.

ابتدا سؤلاتی در ارتباط با به اصطلاح اکتنیدهای جزئی عناصر ترانس اورانیم بجز پلوتونیم تشکیل شده بر اثر جذب نوترونها بوسیله اورانیم یا از طریق فروپاشی محصولات اولیه مطرح گردید. ملاحظه بنیادی در رابطه با نپتونیم – 237 با نیمه عمر 1/2 میلیون سال٬ دختر گسیل کننده آلفای آمرسیم – 241 می باشد٬ اگر چه با افزایش پرتودهی سوخت٬ عناصر دیگر ترانس پلوتونیم همچون کوریم مهمتر شدند.

جمع بندی یک آزمایش مفصل این بود که هر گونه خطر حاصل از چنین عناصر برای تصدیق تلاش بسیار بالا که مورد نیاز برای غلبه بر آن می باشد بسیار جزئی بوده است. با وجود این سازمانهای ژاپنی یک برنامه تحقیقاتی را در ترکیب با توسعه ایمنی ( شناخته شده بصورت زمینه های نامناسب ) با یارانه انرژی٬ با تخمین 5 درصد٬ از شکافت اکتنیدهای جزئی سرمایه گزاری کرده٬ پیش قدمی دارد acronym امگا ( OMEGA ) است٬ روشهائی عایداتی از اکتنیدها داشته٬ و اهداف همچنین صنعتگران را با بحث ارزشمند اغتا نموده اند. قراردادهائی با چندین گروه تحقیقاتی اروپائی و امریکائی و ژاپنی منعقد گردیده است.

عملیات دارای دو جنبه مجزا است ٬ جداسازی اکتنیدهائی جزئی از سوخت تخلیه شده و تبدیل متعاقب آن به گونه های با عمر کوتاه٬ معمولاً بخشی در تبدیل ( P&T ) مورد نظر در حال حاضر اگتنیدهای جزئی توده محصولات شکافت را دنبال می کنند٬ لذا بخش بندی به معنای جداسازی از پسمان با اکتیویته بالا و به ناچار افزایش تعداد جریانهای آلوده لذا مشکلی که می تواند خطرات بیشتری را در کوتاه مدت که در نهایت ذخیره می گردد بوجود آورد.

 

بخش بندی

روشی از تلاش های انجام پذیرفته جهت استخراج عناصر ترانس اورانیم از پسمانهای نظامی در امریکا توسعه یافته٬ و لذا دورهشت باقیمانده را آسان نموده است. مسئله این است که اکتنیدهای ترانس پاوتونیم از نظر شیمیائی مشابه لانتانیدها بوده تشکیل دهنده تقریباً یک چهارم تا یک سوم کل محصولات شکافت ( یک قله از بهره شکافت اعداد جرمی 130 تا 150را پوشش می دهد ) تشکیل داده٬ و استخراج کننده شناخته شده ای نین آنها بطور مناسب وجود ندارد.

اکتیل ( فنیل ) - N٬ N- دی ایزو بوتیل گربونیل متیل نسفین اکسید( CMPO )٬ یکی از استخراج کننده هائی که بطور گسترده ای در فرایند تورکس ( ( TRUEX ) بکار رفته هر دو گروه را در کنار پلادیم٬ تکنسیم و مقداری آهن را استخراج می کند. جداسازی بیبشتر می تواند بوسیله کمپلکس انتخابی با عوامل گوناگون در یک باز شستشوی پیشرونده یا در چرخه دوم ( فرایند تالسپیک ) حاصل گشته٬ و چنین شمای مرکبی در سال  1987 گزارش شده و برای بکار گیری در بعضی از سایتها آمده است. آزمایشات برای بکار گیری آن در مایعات با اکتیویته بالا نیز شروع شده است.

CMPO دارای مشکلاتی است مثلاً نیاز به TBP بعنوان هم محلول برای مقابله با تمایل در تقطیر فاز سوم دارد. سنتز مشکل و پر هزینه بودند در حالی که از دورهشت نهائی با TBP با حضور فسفر و عدم مناسبت بعدی آن برای سوزاندن ممانعت می گردد. ملاحظاتی برای دورهشت تحقیقاتی را برای محلولهای دارای صرفاً عناصر سبکتر٬ برای بکار بردن در هر دو فرایند اصلی و فرعی تشکل یافته است. مالون آمیدهای جایگزین شده نشاندهنده امید ویژه ای بوده٬ و براحتی سنتز می گردد٬ ولی  اثر آنها هنوز در مقیاس آزمایشگاهی شناخته شده است.

در بخش بندی که تا کنون بطرف ایمنی طولانی مدت هدایت شده٬ اکتنیدهای جزئی را از پسمان با اکتیویته بالا جابجا شده تنها نصف عملیات است. محصولات شکافت همچون ید – 129و تکنسیم باقی می مانند. شماهای جامع پیشنهاد شده عملیات پسمان شامل جداسازی اینها است٬ و رادیونوکلیدهای اصلی رها کننده گرمای سزیم - 137 و استرانسیم - 90 که وسعت پسمان با اکتیویته بالا را برای دورهشت تغلیظ می نماید می باشد.

سزیم و استرانسیم بطور معمول بوسیله تبادل این جداسازی شده و معادله کننده های بر اساس مواد معدنی ( پایه از مواد آلی خالص در مقابل تابش ) برای این منظور پیشنهاد شده اند. متناوباً٬ استخراج با حلال چشم اندازهای بهتری را پیشنهاد کرده٬ متحمل ترین استخراج کننده ها از نوع اترهای تاجدار ( که از نظر تجارتی هنوز قابل دسترسی نیستند )٬ یا مطابق کار روسها که بوسیله آنها انجام پذیرفته و در ایالات متحده نیز مطابق آن انجام پذیرفته٬ جایگزین شده کبالت قابل دوراندازی بر اساس یک استخوان بندی کربن - بور مباشد.

چنانچه کار زیادی برای پسمان با اکتیویته بالا لازم باشد٬ مشکلاتی برای بازیابی فلزات با روشی استراتژیک همچون رودیم و پلادیم ممکن است نیروی خود را از دست بدهند. استخراج کننده های ویژه برای جداسازی نمکهای آنها از محلول مایع پیشنهاد شده فلزات خود ممکن است از پسمان شیشه شده خود٬ مثلاً بوسیله تماس با سرب ذوب شده احتمالاً پس از مدت خشک شدن برای فروپاشی 102- Rh جداسازی شوند.

در صورتی که نوکلیدهای مورد نطر بصورت مقتضی در فرایند اصلی هدایت شوند ممکن است از اسنخراج از پسمان با اکتیویته بالا اجتناب گردد. در سیستم پورکس این حالت تنها برای نپتونیم امکان پذیر است٬ که در حال حاضر به پسمان می رود ولی با تغییرات کمی در شیمی فرایند می تواند جریان پلوتونیم را دنبال تماید. این امر می تواند منبع اصلی بلافاصله خطر طولانی مدت از پسمان را جابجا کند ولی مقدار قابل مقایسه ای در نهایت به شکل آمرسیم رشد می نماید.

گفته می شود که پنتونیم با اورانیم و پلوتونیم بصورت فلز یا اکسید مخلوط گشته و بعنوان یک سم قابل سوختن عمل می کند در شروع پرتودهی نوترونهارا بدون شراکت در شکافت جذب نموده٬ در انتهای چرخه به اندازه کافی برای ساختن شراکتی اصلی انتقال و لذا تهی سازی ماده شکافت پذیراولیه را جبران می نماید. لذا محدوده تنظیم کنترل را که در صورتی که لازم باشد کاهش می دهد.

تا کنون تنها سیستم های آبی مورد بررسی قرار گرفته اند. در فرایندIFR٬ اکتنیدها بطور خود کار پلوتونیم را دنبال می کنند٬ و لذا بعنوان بخشی از لانتانیدها عمل می کنند٬ ولی علی الظاهر آلودگی برای اجتناب از مشکلات کافی است. مجدداً٬ سوخت برای نوع مذاب نمکی اساساً می تواند برای جابجائی تنها محصولات شکافت با عمر نسبتاً کوتاه٬ یا هر چیز دیگر چرخش یافته فراوری گردد.

+ نوشته شده توسط رضا قلی پور پیوندی در سه شنبه 1388/01/18 و ساعت 6:49 |

                           مديريت پسمانداري راديواكتيو

 

پسمان‌هاي راديواكتيو در مراحل گوناگونان توليد انرژي هسته‌اي، در تحقيقات و توسعه و در توليد و كاربرد راديوايزوتوپ‌ها توليد مي‌شوند. جريان‌هاي متعدد پسمان با خواص مختلف فيزيكي و شيميايي و نيز مقادير راديوايزوتوپ وجود دارد. طرح‌هايي براي مديريت مناسب جريان‌هاي پسمان از روزهاي اوليه صنعت هسته‌اي و تحقيقات پيوسته جهت توسعه اين طرح‌ها انجام پذيرفته‌اند. با وجود اين، درك عمومي در ميان مردم وجود دارد كه تكنولوژي مديريت پسمانداري موجود به طور كامل آن را پوشش نمي‌دهد. همانند ديگر زمينه‌ها در تكنولوژي هسته‌اي، نياز براي كاهش فاصله ارتباطات با عموم مردم احساس مي‌گردد.

هدف اوليه مديريت پسمانداري راديواكتيو حفاظت انسان‌ها و محيط از هرگونه اثر خطرناك تابش‌هاي يون‌ساز است. مديريت پسمانداري راديواكتيو و ملاك‌هاي جداسازي، برگرفته از اهداف و معيارهاي حفاظت عمومي تابش تعريف شده به وسيلهICRP است. حد مجاز دز پرتوگيري از كليه چشمه‌هاي راديواكتيويته مصنوعي براساس mSv1 بر سال تنظيم شده است. اولياي امور ملي در بسياري از كشورها هدف مديريت پسمانداري را به طريقي تعريف مي‌كنند كه دز فردي از mSv1/0 بر سال تجاوز ننمايد (mSv3/0 بر سال در

بعضي از كشورها همچون ايالات متحده). در اين سطح از دز، مجموع دز سالانه به كل جمعيت جهان برابر

man Sv500000 خواهد بود كه از      اين دز ساليانه دريافت شده به وسيله آزمايشات پرتو-X و        از

اين دز حاصل از چشمه‌هاي تابش طبيعي مي‌باشد. اهداف حفاظت در حقيقت براي گروه‌هاي “ بحراني” كه به

احتمال زياد پرتوگيري مي‌‌كنند، اعمال مي‌شود. اندازه حفاظت براي نسل‌هاي آينده بايد حداقل معادل نسل

حاضر باشد. همچنين ايمني نبايد به نگه‌داري فعال سيستم دفن توسط نسل‌هاي آينده فراتر از يك محدوده

نگه‌داري فعال معمولاً 300 سال، بستگي داشته باشد.

 

كليه پسمان‌هاي راديواكتيو جمع‌آوري شده و براي عمليات كاهش حجم، جداسازي اجزاء تشكيل دهنده

راديواكتيو، درصورت امكان‌پذير بودن، و پايدار نمودن اشكال فيزيكي و شيميايي به تأسيسات آمايش و

شكل‌دهي پسمان منتقل مي‌شوند. پسمان‌هاي آمايش شده به طور مطلوبي در ظرف‌هاي مخصوص قرار گرفته

و در يك محيط مناسب كه دور بودن كافي پسمان از بيوسفر را اطمينان مي‌دهد دفن مي‌شوند. انتخاب

روش‌هاي فرآيندي و يا عملياتي به طريقي انجام مي‌پذيرد كه پرتوگيري اپراتور در حداقل بوده (اصل

ALARA ) و ايمني عملياتي داراي اهميت بالايي باشد.

 

 

طبقه‌بندي پسمان‌هاي راديواكتيو

جريان‌هاي پسمان گازي، مايع و جامد مي‌توانند با نوكليدهاي راديواكتيو آلوده شوند. لازم است آن‌ها را به

منظور تعريف فرآيند آمايش و دفن درجه‌بندي نمود. در هندوستان انواع پسمان‌هاي مختلف به وسيله شوراي

قانون‌گذاري انرژي اتمي (AERB) تعريف شده و در جدول 22 . 1 داده شده‌اند. بسياري از كشورها داراي

درجه‌بندي مشابه‌اي هستند. مثلاً در كشور بريتانيا پسمان جامد در چهار گروه دسته‌بندي مي‌شود.

 

 

پسمان با اكتيويته بسيار پايين (VLLW)

پسماني كه مي‌تواند به صورت ايمن و روش معمولي دفع شود VLLW خوانده مي‌شود. هر 1/0 مترمكعب

اين پسمان نبايد داراي اكتيويته بيش از kBq400 بتا يا گاما بوده يا يك بستة تنها بايد حاوي اكتيويته كمتر از

kBq40 از بتا و گاما باشد.


جدول 22 . 1 :  دسته‌بندي پسمان‌ها به وسيله AERB هندوستان

 

دسته‌بندي

جامد، دز سطح(mGy/h)

مايع ، اكتيويته

(3m/Bq)

گازي، اكتيويته

(3m/Bq)

I

2 <

104×7/3<

7/3<

II

20-2

107×7/3 تا 104×7/3

104×7/3 تا 7/3

III

20>

109×7/3-107×7/3

104×7/3>

IV

حمل كننده آلفا

1014×7/3-109×7/3

-

V

-

1014×7/3>

-

 

جدول 22 . 2 : درجه‌بندي پسمان‌هاي راديواكتيو، به وسيله IAEA

 

انواع پسمان

خواص نمونه

انواع دفع

1

پسمان معاف(EW)

اندازه اكتيويته به ميزان اندازه‌هاي تصفيه يا كمتر از آن كه بر اساس دز ساليانه به اعضاء جامعه كمتر از mSv1/0است.

بدون محدوديت‌هاي راديولوژيكي

2

پسمان پايين و متوسط

(LILW)

اندازه‌هاي اكتيويته بالاي اندازه‌هاي تصفيه و قدرت گرمايي پايين
3m / kW2

 

1-2

پسمان با عمر كوتاه

(LILW-SL)

غلظت محدود راديونوكليد با عمر بلند(محدوديت راديونوكليدهاي گسيل كننده آلفا تا Bq/g4000 در بسته‌هاي پسمان خاص و ميانگين (الف)Bq/g 400 بر بسته پسمان)

نزديك سطح زمين يا تأسيسات دفع تحت‌الارضي

2-2

پسمان با عمر بلند

(LILW-LL)

غلظت راديونوكليد با عمر بلند افزودن بر محدوديت براي پسمان با عمر كوتاه

تأسيسات دفع تحت‌الارضي

3

پسمان با اكتيويته بالا (HLW)

قدرت گرمايي تقريباً 3m/kW2و غلظت راديونوكليد با عمر بلند افزون بر محدوديت براي پسمان با عمر كوتاه

تأسيسات دفع تحت‌الارضي 

(الف) : حد بالاتر غلظت Ra226 در پوستة زمين

پسمان با اكتيويته پايين(LLW)

پسمان داراي kBq400 بتا يا گاما بر1/0 متر مكعب ولي (در هر صورت راديواكتيويته آن) از GBq/t4 آلفا

يا GBq/t12 بتا يا گاما تجاوز ننمايد، پسمانLLW ناميده مي‌شود.

 

پسمان با اكتيويته متوسط (ILW)

پسمان‌هاي داراي راديواكتيويته بالاتر از اندازهLLW بوده ولي گرماي فروپاشي آن كوچك است و نياز به

توجه “خاصي” براي طراحي انبار و نگه‌داري يا تأسيسات دفع نداشته باشدILW هستند.

 

پسمان با اكتيويته بالا(HLW)

پسماني كه در آن گرماي فروپاشي راديواكتيو منجر به افزايش قابل ملاحظه دماي آن مي‌شود HLW است.

اين ويژگي پارامتري مهم براي طراحي تأسيسات نگه‌داري و دفع مي‌باشد.

+ نوشته شده توسط رضا قلی پور پیوندی در دوشنبه 1387/12/05 و ساعت 6:56 |

 شناخت پسماندهاي پرتوزا

 بطور کلي اصطلاح پسماند پرتوزا شامل همه موادي است که بطور مستقيم با محيط پرتوزا تماس پيدا کرده باشند و داراي فعاليتي بيش از مقدار تعيين شده مجاز توسط مقامات قانوني بوده و هيچ گونه استفاده بعدي براي آنها در نظر گرفته نشده است و چون خطرات زيستي براي سلول هاي زنده ايجاد مي كنند بايد از محيط خارج شده و بطور مناسب دفن شوند. اين مواد شامل هسته هاي پرتوزا و يا موادي مي باشند که با هسته هاي پرتوزا تماس داشته و به اصطلاح آلوده به مواد پرتوزا شده اند.

ميزان پرتوزايي پسماندهاي پرتوزا از مقادير كم (در حد مقادير پرتوزايي طبيعي) تا مواد با پرتوزايي بالا با فعاليت  و بيشتر که در بازفرآوري سوخت مصرف شده حاصل مي شوند، تغيير مي کند. اين پسماندها به اشکال جامد ، مايع و گاز وجود دارند. براي راحتي كار با اين مواد آنها را دسته بندي مي كنند.

 پسمان هاي پرتوزا در تأسيسات مختلف با غلظت هاي بسيار متفاوت و با ماهيت هاي مختلف فيزيکي و شيميايي توليد مي شوند. هدف از طبقه بندي پسمان هاي پرتوزا تقسيم يا گروه بندي آنها به گونه اي است که جا بجايي، نگهداري، آمايش، تثبيت، بسته بندي و دفـع آنهـا را آسـان نمايد. طبقه بندي مي تواند بر اساس منبع توليد، درجه سميت، حالت فيزيکي، پرتوزايي و نيمه عمر پسمان هاي پرتوزاي موجود انجام پذيرد.

 

1-1-1- طبقه بندي بر اساس حالت فيزيکي

 در اين طبقه بندي پسمان هاي پرتوزا را به سه دسته مايع، جامد و گازي طبقه بندي مي نمايند. هر يک از سه دسته فوق را نيز بر حسب ميزان پرتوزايي به چند گروه تقسيم مي نمايند که در زير به آنها اشاره مي گردد.

 

پسمان هاي مايع - آژانس بين المللي انرژي اتمي ميزان پرتوزايي اين پسمان ها را طبق مقررات خود بر حسب کوري در متر مکعب (Ci.m-3) يا بکرل در ليتر (Bq.l-1) بيان مي کند. جدول 1-1 طبقه بندي اين نوع پسمان ها را نشان مي دهد.

 

 

 

 

 

 

جدول1-1: طبقه بندي پسمان هاي مايع

گروه

ميزان پرتوزايي (Ci.m-3)

توضيحات

1

6-10>

معمولاً آمايش نمي شوند

2

از 6-10 تا 3-10

نياز به حفاظ ندارند

3

از 3-10 تا 1-10

احتمالاً نياز به حفاظ دارند

4

از 1-10 تا 104

نياز به حفاظ دارند

5

104<

نياز به سرد کردن دارند

 

 

پسمان هاي جامد: طبقه بندي پسمان هاي جامد در مقايسه با پسمـان هاي مايع پيچيده تر است. اين نوع پسمان ها ممکن است بر حسب نوع پرتوزايي (بتا، گاما يا آلفا ) يا بر حسب قابل اشتعال بودن و نيز تراكم پذيري طبقه بندي شوند. براي سنجش ميزان پرتوزايي بتا و گاما در پسمان هاي جامد معمولاً مقدار تشعشع آنها را در سطح خارجي محفظه هاي حاوي آنها اندازه گيري مي نمايند. در مواردي نيز ميزان دز واقعي را مي توان در سطح خود پسمان اندازه گيري نمود.

 

جدول 2-1: طبقه بندي پسمان هاي جامد

گروه

ميزان پرتودهي در سطح پسمان (D) بر حسب R/h

توضيحات

1

2

3

D £ 0.2

داراي پرتو هاي گاما و بتا

(پرتو آلفا ناچيز)

£ D £ 2 0.2

2 < D

4

ميزان پرتوزايي آلفا بر حسب Ci/m3، كليه پسمان هاي جامد كه پرتوگيري خارجي آنها ناچيز است ولي آلودگي آنها با پرتوهاي آلفا قابل توجه است در اين گروه قرار مي گيرند

داراي پرتو آلفا (پرتو گاما و بتا ناچيز)

 

 

 

پسمان هاي گازي: پسمان هاي گازي را بر حسب ميزان پرتوزايي در واحد حجم هوا دسته بندي مي نمايند. البته عوامل ديگري از قبيل فشار، درجه حرارت، ميزان رطوبت و روغن موجود در گاز نيز بايد مشخص باشند.

 

 

جدول 3-1: طبقه بندي پسمان هاي گازي

گروه

ميزان پرتوزايي (A) بر حسب Ci/m3

توضيحات

1

A £ 10-10

معمولاً آمايش نشده و به محيط وارد مي شوند

2

10-10 £ A £ 10-6

معمولاً بوسيله عبور از صافي آمايش مي شوند

3

10-6 < A

علاوه بر عبور از صافي با روش هاي مكمل ديگري آمايش مي شوند

 

+ نوشته شده توسط رضا قلی پور پیوندی در سه شنبه 1385/10/19 و ساعت 19:2 |