تبليغاتX
رادیواکتیو

واژه‌نامه چرخه سوخت هسته ای

 

Actinides

آکتينيدها  – 14 عنصری که در جدول تناوبی پس از آکتينيوم قرار دارند، شبيه به لانتانيدها، اما عضوهای اوليه‌ی اين گروه از نظر شيميايی به فلزهای واسطه‌ گروه‌های بعدی شبيه‌تر هستند (مثلاً اورانيم به تنگستن شبيه است). اساساً همه‌ عناصر بعد از اورانيم به‌صورت مصنوعی ساخته می‌شوند. گرچه مقادير بسيار ناچيز پلوتونيم در طبيعت يافت می‌شود.

Activation

فعال کردن – به‌وجود آوردن پرتوزايی به‌صورت مصنوعی، معمولاً از راه جذب نوترون مانند تبديل        کبالت 59  موجود در فولاد به کبالت 60.

ADU

آمونيم ‌دی‌اورانات - 7O2U2)4NH).

Advection

پهن‌رفت – حرکت کپه‌ای شاره.

AGR – Advanced Gas-cooled reactor

رآکتور پيشرفته با خنک‌کننده‌ گازی - نوع پيشرفته رآکتور ماگنوکس انگلستان با سوخت اکسيد اورانيم غنی‌شده که امکان می‌دهد اندازة بخش درونی رآکتور کوچک‌تر و دمای کار بيشتر باشد، کند‌کننده اين رآکتور، گرافيت، و خنک‌کننده آن، ‌دی‌اکسيدكربن است.

Air-Lift

حمل هوايی – دستگاه انتقال که در آن مايع در يک شاخه‌ ظرفی U  شکل با تزريق هوا سبک می‌شود و در نتيجه در سطح بالاتری قرار می‌گيرد.

Alpha radiation

تابش آلفا – گسيل هسته‌ی هليم (ذرات آلفا) حاوی‌ دو پروتون و دو نوترون.

Americium

آمريسيوم (Am) – عنصر (مصنوعی) پس از پلوتونيم؛ با عدد اتمی 95.

Annealing

گرما‌دهی – عمليات حرارتی برای از ميان بردن تنش‌های ناشی از جوش‌کاری، سردکاری، و غيره.

Atomic number

عدد اتمی – تعداد پروتون‌های هسته‌ هر عنصر که شاخص آن عنصر است.

AUC

آمونيوم اورانيل كربنات 3(3CO)2UO4(4NH)


Attrition

فرسايش – فرسوده‌ شدن يا ترک‌خوردگی (در رزين‌های تبادل يون و غيره) و تبديل ماده به ذره‌های بسيار ريزی که از ماده جدا می‌شوند.

Autoclave

اتوکلاو – دستگاهی برای گرم کردن مواد تحت فشار و رساندن آنها به دماهای بيش از دمای نقطه جوش مايع درون ظرف، تحت فشار جو.

Backfilling

پس‌آکندن – پر کردن حفره‌های زيرزمينی‌ با ماده جامد که برای استخراج مواد کنده شده‌اند.

Backwashing

پس‌شويی – وارونه‌ کردن عمل استخراج محلول از حلال، با برقراری‌ تماس ماده  استخراج‌شده با محلول تازه‌ آبی با نسبت‌های مناسب. از اين روش گاهی در عمل جريان معکوس در تبادل يونی برای حذف ذرات يا ناخالصی‌های جداشده به‌کار برده می‌شود.

Batch process

فرآيند منقطع – انجام پی‌درپی عمليات روی مقدار مشخصی ماده (در تمايز با فرآيند پيوسته که ماده در جريان است و مراحل پی‌درپی عمليات روی اين جريان ماده انجام می‌شود).

Becquerel

بکرل -  يکای SI برای پرتوزايی برابر با يک تجزيه در هر ثانيه.

Bench

ميز کار - ميز تراز در معدن‌کاری‌ روباز.

Beneficiation

تغليظ - عمليات اوليه روی سنگ کانی برای افزايش غلظت اجزای با ارزش آن.

Bentonite

بنتونيت - ماده‌ معدنی‌ خاک‌رسی با خواص قوی تبادل يون.


Beta radiation

تابش بتا - معمولاً به گسيل الکترون‌های پرانرژی (ذرات بتا) گفته می‌شود. نماد β+ (بتای مثبت) برای تابش بتا نشان‌دهنده‌ گسيل پوزيترون به‌جای الکترون است.

Binding energy

انرژی بستگی- انرژيي‌که پروتون‌ها و نوترون‌ها را درون هسته در قيد يكديگر نگه می‌دارد و برابر است با اختلاف جرم کل ذرات با مجموع جرم‌های تک‌تک ذرات. اين انرژی برای هسته‌های اطراف آهن بيشترين است بنابراين از لحاظ نظری هسته‌های سبک‌تر با هم‌جوشی، و هسته‌های سنگين‌تر با شکافت، می‌توانند انرژی آزاد کنند.

Biocide

بيوسيد - ماده‌اي  شيميايی که برای جلوگيری از رشد جلبک و ساير موجودات زنده و يا ازبين بردن آنها به‌کار می‌رود.

Biosphere

بيوسفر يا زيست‌گوی - مجموعه‌ی موجودات زنده روی زمين.

Blanket

بلانکت - آرايه‌ی مواد بارورشده که در رآکتور زاينده بخش درونی را در بر می‌گيرند تا با استفاده از نوترون‌هايي که از بخش درونی می‌گريزند، ماده‌ جديد شکافت‌پذير توليد شود.

Breeder reactor

رآکتور زاينده - رآکتوری که در آن با استفاده از تبديلی که نوترون‌ها در هسته‌های بارورشده القا می‌کنند، ماده‌ شکافت‌پذير بيشتر ساخته می‌شود.

Buffer storage

انبار حائل - برای ماده‌اي که از يک مرحله‌ فرآوری به مرحله‌ بعدی می‌رود، به‌منظور جلوگيری از مشکلات ناشی از هر نوع وقفه در کار يک مرحله در عمل‌کرد مرحله  بعد.

Burnable poison

سم قابل‌سوختن - عنصری که شديداً جاذب نوترون است اما با جذب نوترون تبديل به جاذبی ضعيف می‌شود. از چنين عناصری برای محدود کردن واکنش‌پذيری سوخت تازه‌ی رآکتور و کاهش گستره کنترل‌های لازم استفاده می‌شود.

Burn-up

ميزان سوختن - نسبت اتم‌های فلزات سنگين شکافته‌شده در سوخت هسته‌ای. پرتودهی را نيز ببينيد.

BWR – Boiling Water Reactor

رآکتور آب جوشان - خنک‌کننده‌ اين نوع رآکتور آب است که به‌جوش آورده می‌شود و توربين‌ها را مستقيماً به‌حرکت در می‌آورد.

Calcining

تکليس - اعمال حرارت شديد مثلاً تا حدی که ساختار بلوری دوباره  شکل بگيرد يا  واکنش شيميايي رخ بدهد.

CANDU reactor

رآکتور کندو – طراحی‌ خاصی که در کانادا انجام شده است و خنک‌کننده‌ رآکتور آب سنگين است. اين رآکتور می‌تواند با اورانيم طبيعی کار کند و در چند نقطه خارج از کانادا مثلاً هند، کره، و رومانی نيز به کار رفته است.

Caro’s acid

اسيد کارو – مُونُوپرسولفوريک اسيد 5SO2H.

Catalyst

کاتاليزور - ماده‌اي که بدون مصرف شدن در واکنش شيميايي، واکنش را سرعت می‌دهد.

Centrifugal contactor

کنتاکتور مرکزگريز- نوعی مخلوط‌‌کن و ساکن‌کننده که در آن با بهره‌گيری از مرکزگريزی، عمل جدا کردن فازها به‌نحو بهتری انجام می‌شدد.

Chain reaction

واکنش زنجيره‌ای - دنباله گام‌های مشابه در واکنش‌ که طی‌ آن محصول هر واکنش، آغازگر واکنش بعدی‌ است. در واکنش زنجيره‌ای‌ نوترونی، نوترون آزادشده در شکافت موجب شکافت بعدی می‌شود و واکنش به‌اين ترتيب ادامه پيدا می‌کند.

Cladding

پوشش - برای جدا کردن سوخت و محصولات شکافت از جريان خنک‌کننده.

Clinoptilolite

کلينوپتيلوليت - ماده‌‌ معدنی طبيعی‌ تبادل‌گر يون که به‌خصوص سزيم‌دوست است.

Commissioning

راه‌اندازی - رساندن تدريجی‌ رآکتور يا هرنوع تأسيسات ديگر به مرحله کارکرد عادی، به‌منظور کشف هر نوع مشکلی پيش از آن‌که خطرآفرين شود.

Complex

کُمپلکس - گونه‌‌اي شيميايي که از جمع‌شدن چند گونه‌ شيميايي ديگر که هر کدام مستقلاً می‌توانند وجود داشته باشند (معمولاً درون محلول) شکل می‌گيرد.

Contamination

آلودگی - حضور ماده‌اي  ناخواسته درون ماده يا روی سطح.

Control rod

ميله‌ کنترل - ماده جاذب نوترون که می‌توان با فرو بردن آن در رآکتور، يا بيرون کشيدن آن از رآکتور، شار نوترون را به ميزان مشخصی حفظ کرد.

Conversion

تبديل - تبديل اكسيد اورانيم به هگزافلوريد و بالعکس.

Coolant

خنک‌کننده - شاره‌‌اي که در رآکتور می‌چرخد و گرما را از سوخت به مقصد موردنظر منتقل می‌کند.


Cooling

خنک‌شدن - تأخيری زمانی‌ پس از تخليه‌ سوخت تا پرتوزايي اوليه به ميزان زيادی کاهش يابد.

Core

بخش درونی - بخشی از رآکتور که حاوی‌ سوخت است. در رآکتور زاينده اين عبارت فقط به سوخت فعال‌کننده اطلاق می‌شود تا از ناحيه  زاينده که ماده بارور را در بر دارد تميز داده شود.

Cosmic radiation

تابش کيهانی - تابش ناشی از برهم‌کنش بين جوّ زمين و ذرات بسيار پرانرژی که از خورشيد يا فراسوی آن می‌آيند.

Countercurrent

پادجريان - نحوه‌‌اي از کار که در آن (مثلاً) محلولی آبی و حلال آلی  که با محلول آبی مخلوط  نمی‌شود در جهت‌های مخالف درون تجهيزات تماس‌دهنده، جريان دارند.


Criticality

حالت بحرانی - واکنش زنجيره‌ای شکافت که با آهنگی پايدار يا افزاينده رخ بدهد. در رآکتور اين وضعيت، وضعيت عادی‌ کار است، بيرون از رآکتور، اين وضعيت، حادثه‌ای ا‌ست که قطعاً بايد از آن پرهيز شود.

Cross section (nuclear)

سطح مقطع )هسته‌ای) - احتمال برهم‌کنش برای مثال بين هسته و شار نوترون، که برحسب يکای بارن (2cm24- 10) بيان می‌شود.

Crud

چرک - دانه‌های ريز ماده که طی‌‌ فرآيندی خاص شكل می‌گيرند و برای مثال در مرز بين حلال و  آب انباشته می‌شوند.

Curie

کوری – يکای پرتوزايی پيش از تعريف يکای SI، معادل با 1010 × 7ر3 تجزيه در ثانيه معادل با پرتوزايی‌ يک گرم راديم.

Curium

کوريوم – عنصر (مصنوعی)  بعدی فراسوی آمريسيم با عدد اتمی‌ 96.

Cycle

چرخه – در استخراج با حلال، به مراحل پی‌‌درپی استخراج، پس‌شويي (بيرون کشيدن)، و تخليص (خالص کردن ) حلال، در فرآيند تبادل يون، به دنباله مراحل بارگذاری و بازتوليد؛ در مورد سوخت هسته‌ای؛ به تاريخچه‌ معدن‌کاری و سپس ماشين‌کاری تا رسيدن به مرحله‌ توليد سوخت، پرتودهی در رآکتور، و بالاخره بازگشت مواد شکافت‌پذير يا بارور‌شده به کارخانه توليد سوخت گفته می‌شود.

Cyclone

سيکلون - دستگاهی که در آن ماده درون جريان شاره حمل می‌شود و طی مسير مارپيچ شاره با نيروی مرکز‌گريز جدا می‌شود.

Daughter

دختر - هسته‌اي که در اثر فروپاشی‌ خود‌به خود هسته‌ ديگر (parent) به‌وجود می‌آيد.


Debonding (of fuel pellets)

پيوندزدايي (قرص‌های سوخت) - از بين رفتن ماده‌‌اي چسبنده‌ که برای حفظ شکل قرص، تحت فشار يا تف‌جوشی به سوخت اضافه شده است، در اثر گرما.

Decay heat

گرمای فروپاشی - انرژيي که پس از پايان شکافت در اثر پرتوزايي محصولات شکافت در سوخت رآکتور، آزاد می‌شود. در رآکتورهای نيروگاه‌ها  برای اين که گرمای واپاشی به سوخت يا ساختار رآکتور آسيب وارد نکند لازم است که شاره‌ خنک‌کننده، هم‌چنان جريان داشته باشد.

Decommissioning

تعطيل کردن - فرآيند متوقف نمودن  کار نيروگاه کهنه يا مازاد بر نياز و پياده کردن قطعات آن، همراه با عمليات مربوطه.

Decontamination

آلايه‌زدايي - حذف اجزای نامطلوب از محصولی خاص يا چيزهای ديگر.

Decontamination factor

ضريب آلايه‌زدايي - نسبت ميزان ماده آلوده‌کننده‌(آلايه‌اي) که در جزء مطلوب قبل از آلايه‌زدايي وجود دارد به همان مقدار پس از عمل جدا کردن آلايه.

Demineralisation

کانی‌زدايی - حذف نمک از محلول معمولاً از راه تبادل کاتيونی برای يون هيدروژن و تبادل آنيونی برای يون هيدروکسيل.

Deuterium

دوتريوم – ايزوتوپ هيدروژن با عدد جرمی 2 (حاوی‌ يک پروتون و يک نوترون در هسته).

De minimis

دی مينی‌ميس - ميزان (آلودگی) کم‌تر از حدی که مقررات تعيين کرده است (از عبارت لاتين
 de minimis curat lex به‌معنی کم‌تر از کمينه‌ای که قانون وضع کرده است).

Differential contactor

کنتاکتور ديفرانسيل – تجهيزات استخراج از حلال (مثلاً ستون تپشی)  که در آن انتقال ماده به‌جای اين‌که در مراحل گسسته‌ تعادلی انجام شود به‌شکلی پيوسته بين جريان‌های پادگرد فازحلال و فاز محلول آبی انجام می‌شود.

Diluent

رقيق‌کننده – حاملی معمولاً بی‌اثر برای استخراج‌گر در فرآيند استخراج از حلال که به‌منظور بهبود مشخصه‌های استخراج‌گر مثلاً کاهش چگالی يا گران‌رَوی (ويسکوزيته) به‌آن اضافه می‌شود. مقايسه کنيد با تغييردهنده (modifier).

Direct disposal

دورريزی (يا دفع) مستقيم – قرار دادن مستقيم کل سوخت تخليه‌شده (شايد به‌جز بعضی ملحقات) در محل انبار دائمی، در مقايسه با بازفرآوری (reprocessing).

Disproportionation

تسهيم نامتناسب – تبديل خود‌به‌خود ماده مرکب به حالت‌های اکسايش بالاتر و پايين‌تر  طوری‌که ميانگين عدد اکسايش [با مقدار قبل از تبديل] يکسان بماند.

Distribution ratio

نسبت توزيع - در عمل استخراج از حلال، وقتی فاز آلی با فاز محلول آبی در حالت تعادل هستند، به نسبت غلظت عنصر يا ماده‌ مرکب در فاز آلی به غلظت همان ماده در فاز محلول آبی، گفته می‌شود و در تبادل يونی به نسبت غلظت‌ها در جذب‌کننده و محلول.

Doppler coefficient

ضريب داپلر - تأثير دما بر احتمال شکافت در رآکتور. برای کارکرد پايدار لازم است اين ضريب منفی باشد.

Effluent

شاره‌ خروجی - دورريخت مواد زائد به‌صورت گاز يا مايع.

Ejector

پرتاب‌گر - وسيله‌اي برای انتقال ماده، که بر اساس کاهش فشار شاره (معمولاً بخار يا هوای متراکم) هنگام عبور با سرعت زياد از لوله و نتوری کار می‌کند.

Electrolysis

الکتروليز - فرآيندی براساس عبور جريان الکتريکی از الکتروليت رسانا.

Electron

الکترون - ذره‌‌اي با جرم يک 1836اُم ِ يکای اتمی (جرم اتم هيدروژن 0079/1 يکای اتمی‌ است) که يک واحد بار منفی دارد.


Enrichment

غنی‌سازی - افزايش مصنوعی نسبت يکی از ايزوتوپ‌های عنصری خاص (معمولاً اورانيم) با جدا کردن جزئی‌ از اين ايزوتوپ از ايزوتوپ‌های ديگر. در اين فرآيند به آن‌چه باقی می‌ماند ماده زائد (tail) تهی‌شده گفته می‌شود.

Entrainment

سوار کردن - حمل ذرات يا قطره‌های ريز مواد اضافی در جريان شاره‌ فرآيند.

Ever-safe (against criticality)

هميشه‌ايمن (در برابر حالت بحرانی) -- اندازه‌هايي که باعث می‌شود تعداد نوترون‌هايي که می‌گريزند بيش از آن باشد که امکان بدهد واکنش زنجيره‌ای‌ شکافت آغاز شود و پايدار بماند.

Extractant

استخراج‌کننده - جزء مؤثر در عمل استخراج از حلال.

FBR – fast breeder reactor

رآکتور زاينده‌ سريع - رآکتوری که عامل پايداری‌ شکافت در آن، نوترون‌های تند (پرانرژی) هستند و مقدار ماده‌ی شکافت‌پذيری که با تبديل هسته‌های بارور توليد می‌کند دست‌کم به‌همان اندازه‌اي ا‌ست که مصرف می‌کند.

Fertile

بارور - ماده‌‌اي که قادر است با جذب نوترون، ماده‌ شکافت‌پذير بسازد مثلاً اورانيم 238 که به‌اين ترتيب نخست با تبديل به اورانيم 239 و نپتونيوم 239 که عمر کوتاهی دارند در نهايت به پلوتونيم 239 تبديل می‌شود.

Fines

ذرات ريز - ماده‌اي که اندازه‌هايش کم‌تر از حد مطلوب باشد.

Finishing

فرآيش نهايي - تبديل اورانيم يا پلوتونيم به شکلی که برای بهره‌برداری يا انبارشدن مناسب باشد.

Fissile

شکافت‌پذير - هسته‌هايي که در اثر جذب نوترون‌های گرمايي (کم‌انرژی) می‌شکافند (در مقايسه با هسته‌های قابل‌شکافتن fissionable که شکافت آنها فقط در اثر جذب نوترون‌های پرانرژی‌تر ميسر است).

Fission

شکافت - تقسيم هسته به دو نيمه‌  به‌اضافه چند نوترون و گاهی هسته‌‌‌اي سبک مانند تريتيوم.

Fission products

محصولات شکافت - پاره‌های اصلی‌ حاصل از شکافت هسته‌ای يا محصولات واپاشی‌ آنها چه پرتوزا و چه پايدار.

Fission yield

بهره‌ شکافت - نسبت‌های کل محصولات شکافت که برحسب هسته‌ يا دنباله‌ واپاشی‌هاي خاص نمايش داده می‌شود و بسته‌ به جزئيات مربوط به هر دو هسته‌ حاصل از شکافت و طيف [انرژی] نوترون معمولاً حول عددهای اتمی به‌ترتيب 90 تا 100 و 130 تا 140 بيشينه می‌شود.

Flask

فلاسک - ظرفی حفاظ‌دار برای نگه‌داری‌ مواد بسيار پرتوزا.

Floc

لخته - ته‌نشست پرحجم مثلاً فريک هيدروکسيد.

Flowsheet

نمودار جريان - نموداری که طرح کلی‌ دنباله فرآيندها را همراه با ميزان موادی که در هر کدام از فرآيندها جريان دارد نشان می‌دهد اما فاقد جزئيات تأسيسات و واحدهای صنعتی ا‌ست.

Fluidised bed

بستر شاره‌شده يا شار بستر - معلق نگه‌داشتن توده‌ ذرات جامد با جريان روبه‌بالای گاز يا مايع.

Fluoride volatility (process)

(فرآيند) تبخيرپذيری‌ فلوريد- شکل‌گيری و تقطير اورانيم (و شايد پلوتونيم) هگزافلوريد به منظور جدا کردن آنها از موادی که فلوريد فرّار نمی‌سازند.

Free-issue

‌رايگان - دسترسی (به مواد) با هزينه‌ صفر مثلاً به‌صورت محصول جانبی‌ عملياتی که به‌منظور ديگری انجام می‌شود.

Fusion (nuclear)

هم‌جوشی يا گداخت (هسته‌ای) - به‌هم پيوستن دو هسته‌ سبک، همراه با آزادشدن انرژی (مثلاً ايزوتوپ‌های هيدروژن که هسته هليم می‌سازند)؛ با رمبيدن مواد تشکيل‌دهنده ستاره در اثر نيروی جاذبه گرانشی و افزايش چگالی و دما به حد لازم، همين فرآيند سرچشمه‌ انرژی
ستارگان است.

Gamma radiation

تابش گاما - تابش الکترومغناطيسی، همانند پرتوهای x ، اما با انرژی‌ بيشتر.

Gangue

هرزسنگ - مواد بی‌ارزش همراه با کانی‌های ارزش‌مند.

Glove box

اتاقک دست‌کش - فضايي بسته که معمولاً تحت فشار کم‌تر از فشار جو قرار دارد و در آن می‌توان با دست‌کش‌های انعطاف‌پذير بدون ايجاد هيچ رخنه‌‌اي در فضای بسته مواد را دست‌کاری کرد.

Graphite

گرافيت - پايدارترين شکل بلوری کربن تحت شرايط متعارف.

Green-field (site)

(سايت) ميدان سبز- محلی که هيچ‌گاه برای ساخت‌وساز به‌کار نمی‌رود يا هرگز برای ساخت‌ و ساز آماده نخواهد شد.

Grout

دوغاب - نيمه‌شاره‌اي سيمانی که با آن فضاهای خالی را پر می‌کنند و سپس نيمه‌شاره در اين فضاهای خالی خشک و سخت می‌شود.

GW – gigawatt, 109 watts

گيگاوات - برابر با 109 وات؛ در تعيين توان رآکتور ممکن است از توان الکتريکی (e) و توان گرمايي (th) جداگانه صحبت شود، اين دو توان را بازدهی توليد انرژی به‌هم مربوط می‌کند و معمولاً توان گرمايي سه‌برابر توان الکتريکی ا‌ست.

Half-life

نيمه‌عمر -  مدت زمانی که طی‌ آن نيمی از هر مقدار هسته‌ی پرتوزا  وامی‌پاشد.

Head end

سر کارخانه - بخشی از تأسيسات بازفرآوری که سوخت را از پوشش آن جدا می‌کند و به شکلی در می‌آورد (معمولاً محلول در نيتريک‌اسيد) که برای جدا کردن شيميايي مناسب باشد.


Heavy water

آب سنگين - دوتريوم‌اکسيد، که در آن به‌جای هيدروژن آب معمولی، ايزوتوپ سنگين‌تر آن قرار گرفته است. آب سنگين به‌خاطر ميزان کم جذب نوترون به‌صورت کندکننده به‌کار می‌رود.

Hex (colloquial)

هگز (عاميانه)- اورانيوم هگزافلوريد، ماده‌‌اي فرّار که در غنی‌سازی ايزوتوپي اورانيم  (از راه پخش گاز، يا، فرآيندهای مرکزگريزی) به‌کار می‌رود.

 

HLW – High Level Waste

زباله با پرتوزايي زياد - اساساً بخش عمده‌ی محصولات شکافت با مواد همراه آنها.

Hulls

پوسته‌ها  بخش‌هايي از پوشش که از آنها سوخت با خيساندن بيرون کشيده می‌شود.

Hydrocarbon

هيدروکربن - مواد مرکب از فقط هيدروژن و کربن، مثلاً اجزای عمده‌ی زغال و نفت. محصولات پالايشگاه مثل نفت مصرف خانگی می‌تواند مخلوط‌های پيچيده‌اي‌ از چند هيدروکربن باشد.

Hydrogeology

زمين‌شناسی آب يا هيدروژئولوژی – رفتار آب بين ساختارهای سنگی.

Hydrolysis

هيدروليز – تجزيه آب از راه وارد کردن يون‌‌های هيدروژن و هيدروکسيل.

IDR – Integrated Dry Route

مسير خشک يک‌پارچه – از اورانيم‌ هگزافلوريد به اورانيوم‌دی‌اکسيد.

ILW – Intermediate Level Waste

زباله با پرتوزايي ميانی – موادی هم‌چون پوشش سوخت که در اثر تماس با سوخت يا نوترون‌گيری به ميزان قابل‌ملاحظه‌اي پرتوزا شده‌اند اما گرمای زياد توليد نمی‌کنند.

Incineration (nuclear)

زباله‌سوزی (هسته‌ای) – تبديل زباله‌های هسته‌ای به شکل‌هايي غيرفعال يا دارای نيمه‌عمر کوتاه از راه تبديل هسته‌ای درون  رآکتور يا وسيله‌‌اي ديگر.


Ion

يون – اتم يا ترکيبی از اتم‌ها که به‌علت کمبود الکترون و يا داشتن الکترون اضافی، بار الکتريکی دارد.

Ion exchange

تبادل يونی – فرآيندی که طی‌ آن يون‌هايي که در اثر جاذبه‌ الکتروستاتيک به‌شکل مقيّد در حالت جامد وجود دارند، در حالت محلول جای خود را با يون‌های نوع ديگر عوض می‌کنند.

Ionise

يونيدن – تبديل به ذره‌ی باردار معمولاً از راه بيرون کشيدن الکترون.

Interrogation (neutron)

وارسی (نوترونی) – تخمين محتوای ماده‌ شکافت‌پذير با بررسی پاسخ ماده به شار نوترون.

Irradiation

تابش‌دهی يا پرتودهی – در حالت کلی، هر نوع قرار دادن در معرض تابش يون‌ساز؛ در مورد سوخت، ميزان استفاده در رآکتور که معمولاً براساس انرژی‌ ناخالصی‌ است که از رآکتور به‌دست آمده است و برحسب GWd/t (گيگاوات‌روز به‌ازای هر تن) اندازه گرفته می‌شود.

Isotope

ايزوتوپ – يکی از شايد چند شکل مختلف يک عنصر که در هسته‌ خود تعداد متفاوتی نوترون دارند. در حالت عام، رفتار همه‌ ايزوتوپ‌های يک عنصر يکسان است مگر در مواردی که رفتار به جرم هسته بستگی داشته باشد. معدودی عناصر هستند که فقط يک ايزوتوپ آنها در طبيعت يافت می‌شود مانند فلوئور.

Labile

تغييرپذير – ناپايدار و سريعاً متغير.

Lanthanides

لانتانيدها – 14 عنصر نادر خاکی که در جدول تناوبی پس از لانتانوم می‌آيند و چون پيکربندی‌ الکترونی آنها فقط از نظر يکی از پوسته‌های داخلی متفاوت است خواص شيميايي آنها بسيار شبيه به‌هم است.

Leaching

خيس خوردن يا فروشويي - حل شدن بخشی از مخلوطی از جامد.


Lixiviation

خيساندن يا قلياب‌شويي – خيس خوردن عمدی.

LLW – Low Level Waste

زباله با پرتوزايي کم - زباله يا پسماند فرآيند که به‌ميزان کم آلوده شده باشد و می‌توان آن را با روش‌های نسبتاً ساده انبار کرد يا دور ريخت بدون اين‌که به محيط زيست آسيبی برسد.

LMR – liquid metal reactor

رآکتور فلز مايع – رآکتوری که با سديم مذاب يا فلز مذاب ديگری خنک شود؛ اغلب اما نه هميشه اين رآکتورها از نوع نوترون سريع هستند.

LOCA – loss-of-coolant accident

حادثه فقدان خنک‌کننده- که در آن سوخت رآکتور به‌علت تداوم واپاشی‌ محصولات شکافت بيش از حد گرم می‌شود.

LWR – Light Water Reactor

رآکتور آب سبک - در اين رآکتور آب معمولی هم به‌صورت کندکننده و هم به‌صورت خنک‌کننده، چه در حالت جوشان و چه تحت فشار، به کار برده می‌شود.

Magnox

ماگنوکس – آلياژی که عنصر عمده‌ی آن منيزيم است و برای پوشش سوخت اورانيم فلزی به‌کار برده می‌شود؛ هم‌چنين به کل سوخت يا رآکتوری که از اين نوع سوخت استفاده می‌کند اطلاق می‌شود.

Mass number

عدد جرمی – تعداد پروتون‌ها به‌اضافه‌ تعداد نوترون‌ها درون هسته‌ اتم - عدد جرمی معيار تمايز ايزوتوپ‌های مختلف يک عنصر است.

Masterblend

مستربلند - مخلوط اورانيم اکسيد و پلوتونيم اکسيد به نسبتی که درصد پلوتونيم اکسيد برابر يا بيشتر از مقداری باشد که در نهايت لازم است و بنابراين با اضافه کردن اورانيم اکسيد می‌تواند پاسخ‌گوی همه نوع نيازی باشد.

MEB – multi-element bottle

بطری‌ چندعنصری – ظرفی که از پراکنده‌شدن آلودگی‌ سوخت تابش‌ديده در انبار و يا هنگام حمل‌ونقل جلوگيری می‌کند.

Micron

ميکرون – يک ميليونيم متر.

Military-grade plutonium

پلوتونيوم نظامی – پلوتونيوم 239 با مقدار بسيار کمتري ايزوتوپ‌های ديگر که در رآکتورهای هسته‌اي توليد می‌شود.

Milling (ore)

آسياکاری (سنگ معدن) – فرآيند يا دنباله فرآيندهايي که برای جدا کردن کانی‌های ارزشمند از مواد بی‌ارزش انجام می‌گيرد.

Minor actinides

آکتينيدهای جزئی – نپتونيوم و ديگر عناصر فراپلوتونيوم که به‌شکل مستقيم يا غيرمستقيم در سوخت هسته‌ای‌ تابش‌ديده ساخته می‌شود.

Mixed oxide fuel (MOX)

سوخت مخلوط اکسيدی – سوختی که به‌جای غنی‌شدن در اورانيم 235، حاوی پلوتونيم است و پلوتونيوم ماده‌ی شکافت‌پذير اصلی ا‌ست.

Mixer-settler

مخلوط‌کن ساکن‌کننده – تجهيزات استخراج از حلال که در آن دو فاز (که در وضعيت ايده‌آل به حالت تعادل رسيده‌اند ولی در شرايط کار عملاً به حالت تعادل بسيار نزديک هستند) با هم مخلوط می‌شوند و به آنها در هر مرحله پيش از گذار به مرحله  بعد فرصت داده می‌شود ، به حالت سکون برسند.

Moderator

کندکننده – ماده‌‌اي برای کند کردن نوترون در اثر برخوردهای کش‌سان؛ عدد جرمی و سطح مقطع جذب برای کندکننده بايد در حد سازگاری با ملزومات ديگر رآکتور کم باشد.

Modifier

اصلاح‌گر – ماده‌اي که به سيستم استخراج از حلال اضافه می‌شود تا مثلاً از جدا شدن گونه استخراج‌شده از رقيق‌کننده جلوگيری کند.

Monazite

مُونازيت – سنگ معدن توريم و عناصر نادر خاکی.


Monel

مونل – آلياژی که در برابر خوردگی مقاوم است.

Monitoring

خبرگيری – وارسی برای وجود آلودگی و ميزان آن.

MOX – Mixed Oxide fuel

ماکس – سوخت مخلوط اکسيدی (اورانيم و پلوتونيوم).

MTHM – Metric Ton of Heavy Metal

تن متريک فلز سنگين – (اورانيم به اضافه پلوتونيم، محتوای عنصری بدون توجه به شکل شيميايي).

Neptunium

نپتونيوم – اولين عنصر فرااورانيومی با عدد اتمی‌ 93.

Neutron

نوترون – ذره‌‌اي خنثی با جرم 008665ر1 يکای اتمی که به‌شکل منفرد ناپايدار است و با نيمه‌عمر 4ر10 دقيقه به پروتون و ذره‌ بتا وامی‌پاشد.

Neutron interrogation

وارسی‌ نوترونی – بررسی‌ محتوای شکافت‌پذير براساس پاسخ به چشمه‌ نوترون.

Neutron spectrum

طيف نوترون – توزيع انرژی شار نوترون رآکتور.

Noble  gases

گازهای نجيب – هليم، نئون، آرگون، کريپتون، زنون، و رادون به اين نام معروف هستند زيرا اعضای اين گروه به‌ويژه اعضای سبک‌تر اين گروه در برابر ترکيب شيميايي مقاوم هستند.

Nucleon

نوکلئون – هر يک از اجزای هسته اتم.

Nuclide

نوکليد – ايزوتوپی خاص.

Packing fraction

کسر پکيدگی – نوعی معيار برای جرمی که در اثر تبديل نوکلئون‌ها به هسته از دست می‌رود.

Paraffin

پارافين - دسته‌اي از هيدروکربن‌ها که زنجيره اتم‌های کربن آنها کاملاً هيدروژنه است.


Parent

پدر يا مادر - به تعريف "دختر" مراجعه کنيد.

Partition

تفکيک - جدا کردن؛ معمولاً در مورد جدا کردن پلوتونيوم از اورانيم، يا، اکتينيدهای جزئی از زباله‌ بسيار پرتوزا به‌کار می‌رود.

Partition coefficient

ضريب تفکيک – نسبت غلظت گونه‌ی مولکولی خاصی در حلال به غلظت آن در فاز آبی در حالت تعادل (مقايسه کنيد با نسبت توزيع که در مورد همه شکل‌های عنصر بدون توجه به ترکيب آن عنصر به‌کار می‌رود).

Passivation

منفعل کردن – تشکيل پوشش اکسيد روی فلز که مانع واکنش بيشتر می‌شود.

Passive safety

ايمنی‌ منفعل – وضعيتی که هرگونه تغيير در جهت شرايط غير ايمن بدون دخالت اپراتور يا دستگاه‌های مهندسی، خودبه‌خود  تصحيح می‌شود.

Perched aquifer

لايه آب‌خيز مرتفع – سنگ‌های متخلخل حاوی آب که در ارتفاع بيشتر از سفره زيرزمينی آب ولی روی لايه‌اي ناتراوا قرار گرفته باشند.

Periodic table

جدول تناوبی – جدولی برای عناصر شيميايي که دنباله‌های افقی‌ آن برحسب عدد اتمی و گروه‌های عمودی‌ آن برحسب خواص شيميايي عناصر مرتب شده است (معمولاً، به‌استثنای لانتانيدها و آکتينيدها، که نمی‌توان به‌راحتی آنها را به‌اين صورت در جدول قرار داد و جداگانه فهرست می‌شوند).

pH

پ‌هاش – معيار اسيدی يا قليايي بودن، تعريف صوری‌ آن لگاريتم عادی ميزان فعاليت يون هيدروژن است. پ‌هاش 7 نماينده خنثی بودن و مقدار کم‌تر از 7 نشانه‌ اسيدی بودن و مقدار بيشتر از 7 نشانه‌ قليايي بودن محيط است.


Pin (fuel)

ميله (سوخت) – لوله‌ی پر از قرص‌های سوخت، که معمولاً به‌صورت گروهی به‌کار می‌روند. اين گروه‌ها ممکن است از صد ميله تشکيل شده باشند و نام‌های مختلف خوشه، عنصر، زيرمجموعه، غيره به آنها اطلاق می‌شود.

Plume

ستون – الگوی پراکندگی شاره‌ی خروجی از نقطه‌ی بيرون‌ريزی.

Plutonium

پلوتونيوم – دومين عنصر فرااورانيمی با عدد اتمی 94.

Plutonium cycle

چرخه‌ پلوتونيوم – شکافتی که در آن نوترون توليد می‌شود و اورانيم 238 را به پلوتونيوم تبديل می‌کند که جزء شکافت‌پذير دور بعدی سوخت است.

Poison (ion-exchange)

سم (در تبادل يون) – ماده‌اي که با اشغال برگشت‌ناپذير مکان‌های جذب، ظرفيت را کاهش ‌می‌دهد.

Poison (neutron)

سم (نوترون) – جاذبی به‌ويژه قوی برای نوترون. اين سم را ممکن است به‌عمد وارد تجهيزات کرد تا از وقوع حالت بحرانی به‌شکل تصادفی جلوگيری شود، يا وارد سوخت کرد تا از ميزان واکنش‌پذيری اوليه سوخت و در نتيجه گستره‌ی کنترل طی حضور سوخت در رآکتور کاسته شود (که در اين صورت سم را سوختنی انتخاب می‌کنند يعنی در اثر جذب نوترون تبديل به هسته‌اي می‌شود که قابليت جذب آن برای نوترون کم است)؛ از طرف ديگر سم ممکن است محصول جانبی و نامطلوب فرآيندهای ديگر باشد.

Polysaccharide

پُولی‌ساخاريد – ترکيبی که از پيوند مولکول‌های شکر شکل بگيرد مثلاً نشاسته يا سلولز.

Pond

استخر – تأسيساتی برای انبارکردن سوخت هسته‌ای‌ تابش‌ديده.

Positron

پوزيترون – پادذره الکترون با جرمی برابر با جرم الکترون اما بار مخالف.


Prompt (criticality)

(بحرانی شدن) آنی – زنجيره شکافتی که فقط با نوترون‌های سريع پايدار می‌ماند و در نتيجه قابل‌کنترل نيست.

Prompt (neutrons)

(نوترون‌های) آنی – نوترون‌هايي که آناً از فرآيند شکافت گسيل می‌شوند (بخش کوچکی از آنها با کمی تأخير گسيل می‌شوند).

Proton

پروتون – هسته‌ هيدروژن معمولی با جرم 0072765ر1 يکای اتمی و يک واحد بار مثبت که همراه با نوترون، هسته همه اتم‌های ديگر را می‌سازد.

Pulp

خمير – سنگ معدنی بسيار آسياشده به‌منظور استخراج اجزای باارزش.

Pulsed column

ستون تپشی - تجهيزاتی برای استخراج از حلال که در آن فازهای مختلف در دو جهت مخالف از ستونی عمودی عبور می‌کنند. تپ تناوبی‌ فشار آنها را از صفحات عرضی‌مشبک عبور می‌دهد تا پراکندگی‌ هر فاز حفظ شود.

Purex

پيورِکس – فرآيند فعلاً معمول استخراج از حلال برای جدا کردن اورانيم، پلوتونيوم، و زباله‌‌ هسته‌ای از سوخت تخليه‌شده.

Purging

تصفيه – جايگزين کردن کامل يا بخشی از شاره‌ آلوده (مثلاً آب استخر خنک‌کننده) با شاره‌ی پاکيزه.

PWR – Pressurized Water Reactor

رآکتور آب تحت فشار – رآکتوری که با آبی خنک می‌شود که به‌منظور جلوگيری از جوشيدن تحت فشار نگه داشته می‌شود و گرمای رآکتور را به مدار ديگری منتقل می‌کند که در آن بخار آب جريان دارد.

Pyrohydrolysis

آذرهيدروليز يا پيروهيدروليز– هيدروليز در دمای زياد.


Pyrolysis

پيروليز – تجزيه در اثر گرما (معمولاً گرمای شديد).

Radioactivity

پرتوزايي - تجزيه‌ی خودبه‌خود هسته‌ی اتم همراه با گسيل تابش يون‌ساز (به "تابش آلفا"، "تابش بتا"، و "تابش گاما" مراجعه کنيد). پرتوزايي می‌تواند طبيعی باشد يا القا شود.

Radiography

پرتونگاری – کاربرد تابش پرانرژی برای ساخت تصوير ناپيوستگی‌های درونی‌ جسمی کدر.

Radiology

پرتوشناسی – دانش آثار تابش.

Radionuclide

راديونوکليد – نوكليد پرتوزا.

Radon

رادون – از نظر شيميايي آخرين گاز نجيب؛ ايزوتوپ اصلی‌ آن رادن 222 (که با نيمه‌عمر 8235/3 روز تابش آلفا گسيل می‌کند) هسته‌ی دختر راديوم 226 است و از شکاف‌های زمين نشت می‌کند و عامل اصلی‌ بخش عمده‌ی پرتوزايي در محيط‌های بسته است.

Raffinate

محصول تصفيه – در فرآيند استخراج از حلال آن‌چه پس از بيرون کشيدن اجزای باارزش باقی می‌ماند.

Rare earth

نادر خاکی – لانتانيدها را ببينيد.

Rating

توان – توان گرمايي را ببينيد.

RMBK reactor

رآکتور RMBK رآکتوری با طراحی روسی که کندکننده‌ی آن گرافيت و خنک‌کننده‌ی آن آب است (مانند رآکتور چرنوبيل). چون در اين رآکتور امکان دارد خنک‌کننده از دست برود درحالی‌که عمل کند کردن [نوترون‌ها] ادامه دارد، تمايلی ذاتی در اين رآکتور به ناپايداری وجود دارد که با استانداردهای معمول ايمنی سازگار نيست.


Reactor (nuclear)

رآکتور (هسته‌ای) – مجموعه تجهيزاتی که واکنش زنجيره‌ای‌ شکافت را پايدار نگه می‌دارد و کنترل می‌کند. رآکتورها به دو طبقه‌ی عمده تقسيم می‌شوند:

راکتورهای گرمايي- معمولاً شار نوترون اين رآکتورها با بخش درونی‌ رآکتور کم‌وبيش در حالت تعادل است؛

رآکتور سريع – طيف نوترون اين رآکتورها بسيار پرانرژی‌تر است؛

رآکتور زاينده - با تبديل هسته‌ای ايزوتوپ‌های بارور مثل اورانيم 238 به همان ميزان سوختی که مصرف می‌‌‌‌‌‌‌کند سوخت هم توليد می‌کند.

انواع رآکتورها جداگانه فهرست شده‌اند (اين فهرست جامع نيست).

Redox potential

پتانسيل اکسايش و احياء – معياری برای شرايط اکسايش يا احياء.

Refabrication

بازساخت – ساخت سوخت جديد از سوخت تخليه‌شده‌ی رآکتور.

Reprocessing

بازفرآوری – جدا کردن مواد بالقوه مفيد و ضايعات از سوخت تخليه ‌شده.

Resonance

تشديد – افزايش احتمال برهم‌کنش بين بعضی هسته‌ها ونوترون به‌ازای انرژی‌ خاص.

Rheology

شارشناسی – دانش خواص شار.

Safeguards

مقرارت ايمنی– مقررات اداری برای جلوگيری از کاربرد ماده شکافت‌پذير تأسيسات غيرنظامی برای مقاصد نظامی.

Salt-free (process)

(فرآيند) بدون نمک – فرآيندی که هيچ نوع پس‌ماند غيرفرّار يا نابودی‌ناپذير در محلول باقی نمی‌گذارد (چنين فرآيندی برای کاستن از حجم زباله‌هايی که بايد انبار مناسبی برای‌شان پيدا شود بسيار مطلوب است).


Scrubbing

سابش – در استخراج از حلال، برقراری‌ تماس بين ماده‌ی استخراج‌شده‌ جديداً بارگذاری‌شده با بخش پاکيزه‌ی فاز چشمه برای حذف آلودگی‌های نامطلوب؛ در گاز حذف ناخالصی‌ها از راه تماس نزديک با جريان آبی.

Shielding

حفاظ‌گذاری – ماده‌اي که پيش از آن‌که تابش آسيب جانی و مالی برساند آن را جذب می‌کند.

Sievert (Sv)

سيورت (Sv) يکای SI برای دز تابش. دز تابش از منابع طبيعی در انگلستان به‌طور ميانگين حدود يک 500اُم سيورت (2 ميلی‌سيورت) است اما از برای جاهای مختلف تفاوت زياد دارد.

Sintering

تف‌جوش – گرمادهی به‌ميزانی که ذرات به‌هم ملحق می‌شوند بدون اينکه ذوب شوند.

Solubility product

حاصل‌ضرب انحلال‌پذيری – در محلول اشباع‌شده ماده‌اي يونی، حاصل‌ضرب غلظت اجزای يونی‌ محلول (برحسب يکای مولی).

Solvent extraction

استخراج از حلال – فرآيند جدا کردن که در آن يک جزء يا اجزائی از مخلوطی خاص از يک حلال به حلال ديگری منتقل می‌شود که اساساً با حلال اول مخلوط نمی‌شود (معمولاً از محلول آبی به روغن آلی و بالعکس).

Stocheiometry

استوکيومتری – رابطه‌ عددی بين موادی که در واکنشی شيميايي شرکت دارند يا بين اتم‌های عناصر مختلف ماده‌اي مرکب؛ اگر در مورد اخير استوکيومتری به‌شکلی پيوسته درگستره‌ی خاصی تغيير کند در حالی‌که خواص ماده تغيير تدريجی ‌کند ماده‌ مرکب را غيراستوکيومتريک می‌خوانند.

Stope

پله – حفره‌‌اي که در اثر استخراج کانی‌ها در معدن به‌وجود می‌آيد.

Stratigraphy

چينه‌نگاری – الگوی لايه‌های ته‌نشستی زمين‌شناختی.


Stripping

بيرون‌کشی – بازپس‌گيری ماده‌ پس از عمل استخراج از حلال.

Sublimation

تصعيد – تبخير مستقيم از حالت جامد.

Super-criticality

حالت فوق‌بحرانی – واکنش‌ زنجيره‌ای شتاب‌گيرنده شکافت که در آن از هر شکافت بيش ازيک نوترون برای راه‌اندازی‌ شکافت بعدی آزاد می‌شود.

Supernova

ابرنواختر – انفجار ستاره با دماهايي چنان زياد و شار نوترون چنان شديد که برای ساخته شدن عناصر سنگين کفايت می‌کند.

Swarf

براده – قطعاتی از پوشش (ماگنوکس) که از عناصر سوخت ورآمده‌اند.

Tailings (mining or milling)

آخال (معدن‌کاری يا آسياکاری) – آن‌چه پس از جدا کردن اجزای باارزش سنگ معدنی به‌جا می‌ماند.

Tails (enrichment)

زوائد (غنی‌سازی) – محصول جانبی که از ايزوتوپ باارزش‌تر تهی شده است.

TBP – tri-n-butyl phosphate

تری-n-بوتيل-فسفات – حلالی که در تأسيسات بازفرآوری به‌کار می‌رود و معمولاً با هيدروکربنی خنثی رقيق می‌شود.

Thermal (neutron)

(نوترون) گرمايي - نوترونی که با محيط اطرافش از لحاظ انرژی در حالت تعادل باشد.

Thermal (reactor)

(رآکتور) گرمايي - رآکتوری که طيف نوترونی آن هنگام کار عمدتاً گرمايي ا‌ست.

Thermal rating (of fuel or reactor)

توان گرمايي (سوخت يا رآکتور) – خروجی حرارتی کل در تمايز با ظرفيت توليد برق، که معمولاً به‌علت محدوديت‌‌های ذاتی ترموديناميکی برای بازدهی، (بسته به دمای بخار آب) حدود يک‌سوم توان گرمايي ا‌ست.

Thermite

ترميت – واکنش بين اکسيد فلزی و فلز بسيار الکتروپوزيتيو (معمولاً آلومينيم) که گرمای شديد توليد می‌کند.

Third phase

فاز سوم – گاهی در استخراج از حلال، هنگامی شکل می‌گيرد که غلظت گونه‌ی استخراج‌شونده از ميزان انحلال‌پذيری در ماده‌ی رقيق‌کننده بيشتر می‌شود؛ ممکن است باعث بی‌تأثير شدن يا غيرعملی شدن فرآيند شود.

Thixotropic

تيکسوتروپيک – ماده‌اي که تا زمانی که در اثر نيروهای برشی شاره نشده است، ژل‌مانند است.

Thorium

توريم – عنصر با عدد اتمی 90. با اينکه توريم آکتينيد است رفتار شيميايي آن شبيه به عناصر گروه چهارم است.

Thorium cycle

چرخه‌ توريم – تبديل توريم 232 به اورانيم 233 که جزء شکافت‌پذير دُور بعدی سوخت می‌شود.

THORP – the British Thermal Oxide Reprocessing Plant

تأسيسات بازفرآوری‌ گرمايي اکسيد انگلستان – در سلافيلد کامبريا.

Tonne

تن – تن متريک برابر با 1000 کيلوگرم يا 2200 پوند، مقايسه کنيد با تن سلطنتی برابر با 2240 پوند.

Transmutation

تبديل – تبديل يک عنصر به عنصر ديگر مثلاً در اثر جذب نوترون و گسيليدن ذره‌ی بتا که عدد اتمی را يک عدد زيادتر می‌کند.

Transuranic elements

عناصر فرااورانيم – عناصری که در جدول تناوبی پس از اورانيم (عنصر 92) می‌آيند و اساساً عناصری مصنوعی هستند گرچه مقادير بسيار کم پلوتونيوم (عنصر 94) در طبيعت يافت می‌شود.

Tritium

تريتيوم – ايزوتوپ هيدروژن با عدد جرمی‌ 3 (دارای دو نوترون در هسته)، که با نيمه‌عمر 3/12 سال با گسيل ذره‌ی بتا وامی‌پاشد.

TRU

تي‌آريو – (زباله) حاوی‌ عناصر فرااورانيمی.

Unconformity (geological)

ناهم‌خوانی (زمين شناختی) – گسيختگی در دنباله‌ رسوبات زمين‌شناختی.

Uranium

اورانيم – سنگين‌ترين عنصری که به‌مقدار قابل‌ملاحظه در طبيعت يافت می‌شود؛ عدد اتمی 92.

Uranyl ion

يون اورانيل- گروه که در بسياری از فرآيند‌های شيميايي بدون تغيير باقی می‌ماند؛ شکل عام اورانيم شش‌ظرفيتی U(VI) در محلول.

Valency

ظرفيت شيميايي- توان ترکيب عنصر شيميايي مثلاً تعداد اتم‌های هيدروژن يا کلر که می‌توانند با آن عنصر شيميايي، مولکول خنثی بسازند. در بسياری از عناصر، اين ظرفيت بسته به حالت اکسايش يا احيا عددی متغير است.

Vitrification

شيشه‌ای کردن – تبديل زباله‌های هسته‌ای به شکلی شيشه‌ای برای دورريزی‌ دائمی.

VVER

وی‌وی‌ای‌آر – نوع روسی‌ رآکتور آب تحت فشار.

Yellowcake (uranium ore concentrate, UOC)

کيک زرد (اکسيد اورانيم تغليظ‌شده) – اکسيد اورانيم غيره... که عمدتاً در محل معدن خالص شده باشد.

Zeolite

زئوليت – ماده‌اي معدنی که هم به‌شکل طبيعی يافت می‌شود و هم شکل مصنوعی‌ آن ساخته می‌شود و مخلوط آلومينيم‌اکسيد و سيليسيوم‌اکسيد است و ساختاری دارد که ويژگی‌اش کانال‌های باز در مقياس مولکولی‌ست؛ انواع مختلف زئوليت به‌صورت کاتاليزور در واکنش‌های گازی و تبادل يونی در محلول آبی به‌کار می‌روند.

Zircaloy

زيرکالوی - آلياژی که عمدتاً حاوی‌ زيركونيم است و به‌خاطر مقاوم‌ بودن در برابر خوردگی و ميزان کم جذب نوترون برای پوشش سوخت به‌ كار مي‌رود.

+ نوشته شده توسط رضا قلی پور پیوندی در سه شنبه 1388/01/18 و ساعت 6:43 |