طرح مكانيزاسيون جمع آوري پسماندهاي جامد و نظافت معابر شهر تهران

اهميت كنترل و حفظ بهداشت محيط زيست انساني در جوامع شهري از يكسو و ضرورت بالا بردن سطح بهره وري

سيستماتيك در كليه مراحل مديريت مديريت پسماند ، از سوي ديگر امروزه موجب گرديده تا مديريت كلان شهرهاي دنيا

استفاده از سيستمهاي نوين مديريت اجرايي پسماندهاي جامد را به عنوان يك وظيفهً محلي و ملي ، در دستور كار خود

قرار داده و در اين چارچوب با توجه به سياستها و راهبردهاي علمي و عملي درنظر گرفته شده ، برنامه ها و

راهكارهاي مؤثري را در زمينهً سياستهاي جمع آوري ، حمل و نقل ، پردازش و دفع پسماندها تدوين نمايد .

از آنجا كه عمدهً بودجه مديريت پسماندهاي جامد ، صرف هزينه هاي جمع آوري و حمل اينگونه پسماندها و رفت و روب

و نظافت شهري مي گردد ، هرگونه تغيير و برنامه ريزي هدفمند در جهت ارتقاء سيستماتيك آن مي تواند در زمينهً كاهش

مشكلات موجود و بالا بردن بهره وري سيستماتيك مديريت اجرايي پسماند ، تآثيرات مطلوب و به سزايي داشته باشد .

قرار گرفتن راهبرد كليدي تفكيك و جداسازي پسماندها در سر لوحهً فعاليتهاي مديريت اجرايي پسماندهاي شهر تهران از

يكسو و ضرورت ارتقاء سيستماتيك مديريت پسماند متناسب با شاًن و منزلت در خور پايتخت اسلامي ايران موجب شد تا

سازمان بازيافت و تبديل مواد شهرداري تهران به نيابت از طرف حوزه معاونت محترم خدمات شهري ، وظيفهً بهينه سازي

و ارتقاء مديريت پسماندهاي جامد جداسازي شده به صورت تر و خشك و همچنين رفت و روب و نظافت شهر تهران را در

دستور كار خود قرار داده و در اين چارچوب و در قدم اول نسبت به ارائهً پيشنهاد اجرايي در زمينهً مكانيزه كردن اين

سيستمها بپردازد .

به حول قوت الهي ، شهرداري تهران با اتكاء به توان نيروهاي تخصصي خود در مدت شش ماه اخير ، ضمن اجراي طرح

در 35 ناحيهً شهري تهران ، مشغول برنامه ريزي اجرايي جهت توسعه و تكميل اين طرح در سطح 85 ناحيهً ديگر شهر تهران

در سال 85 مي باشد . اميد است با اجراي اين طرح ضمن ارتقاء :

* سطح بهداشت محيط زيست جامعه

* سطح بهداشت رواني جامعه

* سطح تكنولوژيكي ارئه خدمات

* سطح كيفي ارائه خدمات

شاهد رشد و شكوفايي فن آوري سيستمهاي اجرايي مديريت پسماندهاي جامد همگام با رشد و توسعهً ديگر ابعاد مديريت

شهري در ارائهً خدمات هرچه بهتر به شهروندان محترم تهراني باشيم .

 

گردآورنده : ندا تحويليان

نگاهی به مراحل تولید سوخت هسته ای

نگاهي به مراحل توليد سوخت هسته اي

اورانيوم عنصر اصلي فناوري هسته‌اي
اورانيوم ماده‌اي است كه به صورت معدني در همه جا يافت مي‌شود كه انجام عمل فرآوري مي‌تواند در نيروگاه‌هاي هسته‌اي به عنوان سوخت براي ايجاد نيرو و حركت راكتورهاي مولد مورد استفاده قرار گيرد.




گرماي توليد شده در راكتورهاي هسته‌اي باعث ايجاد بخار آب و حركت توربين‌هاي مولد توليد الكتريسيته مي‌شود.

مساله قابل توجهي در سوخت‌هاي هسته‌اي اين است كه اين سوخت مي‌تواند به طور مجدد به عنوان سوخت مورد استفاده قرار گيرد.

فلز اورانيوم به صورت راديو اكتيو در سراسر سطح زمين يافت مي‌شود كه بسيار فراوان است. اين فلز با غلظتي در گرانيت وجود دارد كه ‪ ۶۰‬درصد از كره زمين را شامل مي‌شود.

اين فلزبا غلظتي در ته مانده زغال سنگ نيز وجود دارد و راديو اكتيو مربوط به آن از معدن‌هاي ديگري است كه با عمليات راديو اكتيو به وجود آمده‌اند و هنگام استخراج از معدن و آسياب كردن به جا مانده‌اند و غلظت اورانيوم در چند منطقه در كره زمين به حدي است كه استخراج آن از نظر اقتصادي مقرون به صرفه است.


* حفاري براي استخراج اورانيوم
حفاري براي به دست آوردن اورانيوم معدني به دو صورت حفاري رو زميني و زيرميني صورت مي‌گيرد.

حفاري روزميني درمكان‌هايي به كار مي‌رود كه ذخيره معدني دردسترس و سطح زمين قرار دارد. در غيراين صورت حفاري بايد به طور عمقي و زيرزميني صورت گيرد.

درحفاري رو زميني عواملي نظير عمق بايد مورد توجه قرار گيرد تا حفره‌هاي ايجاد شده بزرگتر از ذخيره معدني باشد تا مانع ريزش آن شود و بر اين اساس حجم موادي كه از معدن استخراج مي‌شود بسيار زياد است.

خرابي‌هاي ناشي از حفاري‌هاي زيرزميني در سطح زمين بسيار كمتر از حفاري روزميني است و ميزان مواد استخراجي نيز كمتر از آن است.

براين اساس با توجه به نوع ديوان معدن امنيت و ديگر ملاحظات نوع حفاري مشخص مي‌شود.


* آسياب كردن اورانيوم
پس ازاستخراج ماده‌معدني اورانيوم بايد درنزديكي محل استخراج امكاناتي براي استقرار محل آسياب كردن در نظر گرفته شود. هر جا كه معدن اورانيوم قرار دارد بايد محلي براي آسياب نيز تعبيه شود.

اين عمل اكسيد اورانيوم غليظي توليد مي‌كند كه از آسياب حمل مي‌شود كه به آن كيك زرد مي‌گويند كه حاوي مقدار زيادي اورانيوم است.

پس از اين مرحله كيك زرد توليد شده در حل‌كننده اي قوي حل مي‌شود و به صورت محلول در مي‌آيد و اورانيوم ته‌نشين شده و از محلول جدا مي‌شود و پس از خشك شدن و حرارت دادن به صورت اشباع درآمد و در استوانه‌هاي ‪ ۲۰۰‬ليتري بسته‌بندي مي‌شود.

پس‌مانده‌هاي داراي مواد راديواكتيو عمري طولاني دارند و غلظت آنها كم خاصيتي سمي دارند. هرچند مقدار كلي عناصر پرتوزا كمتر از سنگ معدن اصلي است و نيمه عمر آنها كوتاه خواهد بود اما اين مواد بايد از محيط زيست دور بمانند.

تبديل و تغيير محلول آسياب شده اورانيوم مستقيما قابل استفاده به‌عنوان سوخت در راكتورهاي هسته‌اي نيست. پردازش اضافي به غني‌سازي اورانيوم مربوط است كه براي تمام راكتورها لازم است.

اين عمليات اورانيوم را به نوع گازي تبديل مي‌كند و راه به‌دست آوردن آن تبديل كردن به هگزا فلوريد(‪ (UF6) (Hexa Fluoride‬است كه در دماي نسبتا پايين گاز است.

پس از تبديل اورانيوم به هگزافلوريد براي غني‌سازي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.


* عمليات مربوط به غني‌سازي
اورانيوم به طور طبيعي حاوي دو ايزوتوپ از نوعي اتمي است و ‪ ۰/۷‬درصد از اورانيوم طبيعي، شكاف پذير است كه با شكافته شدن در راكتورهاي هسته اي انرژي توليد مي‌كند و ايزوتوپ اورانيوم شكاف پذير، اورانيوم نوع ‪ ۲۳۵‬است و پس مانده آن اورانيوم ‪ ۲۳۸‬است.

برخي از راكتورهاي عادي به اورانيوم ‪ ۲۳۵‬نياز دارند كه البته عمليات غني‌سازي غلظت اورانيوم را بيشتر مي‌كند و بين ‪ ۳/۵‬تا‪ ۵‬درصد اورانيوم ‪۲۳۵‬ با بيرون آوردن ‪ ۸‬درصد از اورانيوم ‪ ۲۳۸‬توليد مي‌كند.

باجداسازي گازي‌هگزافلوريداورانيوم دردوجريان اين عمليات‌صورت مي‌پذيرد.

يكي به‌اندازه لازم غني‌سازي مي‌شود و اورانيوم غني شده ضعيف نام دارد و و نوع ديگر را اورانيوم ‪ ۲۳۵‬يا پس مانده مي‌گويند.

غني‌سازي در مقياس‌هاي بزرگتر نيز وجود دارد كه گاز هگزا فلورايد را به عنوان منبع استفاده كرده و نفوذ گازي و تفكيك گازي و هر دوي آن از خواص فيزيكي مولكولي استفاده مي‌كنند.


* توليد استوانه‌هاي سوخت هسته‌اي
گلوله‌هاي سراميكي كه به آنها سوخت راكتور مي‌گويند از اورانيوم اكسيد كه در حرارتي در حدود ‪ ۱۴۰۰‬درجه سانتيگراد پخته شده است شكل مي‌گيرند.

اين گلوله‌ها در لوله‌هاي فلزي از ميله سوختي پوشانده مي‌شوند كه در مجتمع هاي سوختي براي استفاده در راكتورها آماده هستند.


* ايجاد نيروي هسته‌اي
در راكتور هسته‌اي اتم‌هاي اورانيوم ‪ ۲۳۵‬شكافته شده و عمليات پردازش انرژي آزاد مي‌كنند كه اين انرژي اغلب براي حرارت دادن آب و تبديل كردن آن به بخار استفاده مي‌شود. بخار توربيني را كه به ژنراتور متصل است به حركت مي‌اندازد و باعث توليد الكتريسيته مي‌شود.

مقداري از اورانيوم ‪ ۲۳۸‬در هسته و مركز راكتور به پلوتونيوم تبديل مي شود و اين يك سوم انرژي در يك راكتور هسته‌اي معمولي را حاصل مي‌كند.

از يك تن اورانيوم به طور طبيعي ‪ ۴۵‬ميليون كيلو وات ساعت الكتريسيته توليد مي‌شود. توليد اين مقدار انرژي الكتريكي با استفاده از سوخت‌هاي فسيلي ملزم به‌سوزاندن بيش از‪ ۲۰‬هزار تن زغال سنگ سياه و‪ ۳۰‬ميليون مترمكعب گاز است.

زماني كه سوخت از راكتورخارج مي‌شود ازخود پرتو ساطع مي‌كند كه بيشتر از شكافتن قطعات و حرارت آن است اين سوخت بايد فورا در استخرهاي انبار كه در اطراف راكتور براي كاهش ميزان پرتوزايي آن احداث مي‌شود، تخليه شود.

اين سوخت‌ها براي ماه‌ها و يا سال‌ها در اين استخرها نگهداري مي‌شوند

چگونگی شکل گیری پرتوهای کاتدی

چگونگی شکل گیری پرتوهای کاتدی

وقتی که مقدار گاز داخل لوله تخلیه الکتریکی کاهش می‌یابد، فضای تاریک کاتد ، بیشتر و ستون مثبت کوتاهتر و روشنایی آن کمتر می‌شود. با کاهش بیشتر فشار تابانی باز هم ضعیفتر می‌شود و شیشه لوله در مجاورت کاتد شروع به تابش مختصری می‌کند. وقتی که فشار تا 0.001میلیمتر جیوه افت کند، تابش گاز عملا متوقف می‌شود، درحالی که تمام سطح شیشه لوله ، نور درخشانی (معمولا سبز) گسیل می‌دارد.




اگر هوا باز هم با پمپ تخلیه بیشتر خارج شود، تابانی شیشه سبز ضعیف‌تر می‌شود. با شروع فشار از 0.00001 تا 0.0001 میلیمتر جیوه این تابانی بکلی محو می‌شود و تخلیه خاتمه می‌پذیرد.
تابش سبز شیشه را چگو نه می‌توان توضیح داد؟
اگر به آند لوله تخلیه گاز ، شکل معینی داده شود، تصویر سایه آند بر شیشه ظاهر می‌شود، به ترتیبی که گویی کاتد ، چشمه نور کوچکی است. در نتیجه ، تابانی شیشه ، به دلیل تولید نور از پرتوهای گسیل شده از کاتد است. آنها از صفحه فلزی آند نمی‌گذرند و تصویر سایه آن بر شیشه تشکیل می‌شود. این پرتوها ، پرتوهای کاتدی نامیده شده‌اند.
ظهور و آشکار سازی پرتوهای کاتدی
پرتوهای کاتدی ، نه فقط شیشه بلکه اجسام دیگر را نیز به تابانی وا می‌دارند. اجسام مختلف نوری ، رنگ‌های مختلف گسیل می‌دارند، مثلا گچ ، تابانی قرمز رنگ و سولفید روی ، نور سبز روشن ایجاد می‌کنند و نظایر آن. این تابانی را ، مثلا با قرار دادن تکه‌هایی از اجسام معدنی مختلف در بین کاتد و آند لامپ تخلیه گازی ، می‌توان مشاهده کرد. بنابرین ، اگر چه پرتوهای کاتدی ، نامرئی‌اند، می‌توان از تابانی اجسامی که با آنها بمباران شده‌اند، وجودشان را به سهولت آشکار کرد.

با پوشش سطح اجسام با اجسامی که بر اثر پرتوهای کاتدی تابان می‌شوند، پرده های لیمان بدست می‌آید ( لیمان Lumines Cent را از کلمه یونانی Lumen به معنی " نور " گرفته‌اند ) که برای مشاهده پرتوهای کاتدی ، مناسب هستند. در چنین صفحه ای ، در امتداد لوله در زاویه کوچکی نسبت به محور آن ، می‌توان امتداد پرتوهای کاتدی را در لوله به آسانی ردیابی کرد. برای سهولت مشاهده ، دریچهای با شکاف دراز ، جلوی پرده قرار می‌دهند. این دریچه ، بخشی از باریکه کاتدی را قطع می‌کند و رد روشن باریکی بر پرده لیمان باقی می‌گذارد.


نقش فيزيك و كاربردهاى آن در فناورى

نگاهى به نقش فيزيك و كاربردهاى آن در فناورى
 


 

فيزيك علم شناختن قانون هاى عمومى و كلى حاكم بر رفتار ماده و انرژى است. كوشش هاى پيگير فيزيكدانان در اين راه سبب كشف بسيارى از قانون هاى اساسى، بيان نظريه ها و آشنايى با بعضى پديده هاى طبيعى شده است. هرچند اين موفقيت ها در برابر حجم ناشناخته ها، اندك است ليكن تلاش همه جانبه و پرشتاب دانشمندان اميد بسيار آفريده كه انسان مى تواند رازهاى هستى را دريابد. انسان در يكى دو قرن اخير، با بهره گيرى از روش علمى و ابزارهاى دقيق توانسته است در هر يك از شاخه هاى علم، به ويژه فيزيك دنياى روشن و شناخته شده خود را وسعت بخشد. در اين مدت با دنياى بى نهايت كوچك ها آشنا شده، به درون اتم راه يافته تا انواع نيروهاى بنيادى طبيعت را شناخته، الكترون و ويژگى هاى آن را دريافته و طيف گسترده امواج الكترومغناطيسى را كشف كرده است.
فيزيك كه تا اواخر قرن نوزدهم مباحث مكانيك، گرما، صوت، نور و الكتريسيته را شامل مى شد اكنون در اوايل قرن بيست و يكم در اشتراك با ساير علوم (مانند شيمى، زيست شناسى و...) روز به روز گسترده تر و ژرفاتر شده و بيش از ۳۰ موضوع و مبحث مهم را در برگرفته است (دانشنامه فيزيك تعداد شاخه هاى فيزيك را ۳۳ مورد معرفى كرده است.)
فناورى
فناورى، چگونگى استفاده از علم، ابزار، راه و روش براى انجام كارها و برآوردن نيازها است. به عبارت ديگر فناورى به كارگيرى آگاهى هاى انسان براى تغيير در محيط به منظور رفع نيازها است. اگر علم را فرآيند شناخت طبيعت تعريف كنيم، فناورى فرآيند انجام كارها خواهد بود.در گذشته مثلاً در كشور ايران تا حدود يك صد سال پيش، زندگى ساده و ابتدايى بود و كارها با ابزارهاى ساده و روش هاى اوليه انجام مى شد. كشاورزى، حمل ونقل، تجارت، ساختمان سازى با روش هاى سنتى و ابزارهايى كه در طول زمان از راه تجربه به دست آمده بود صورت مى گرفت.
گرچه انسان به برخى از قانون هاى طبيعى دست يافته بود ليكن علم و عمل كمتر اثر متقابل در يكديگر داشتند. دانشمندان راه خود را مى پيمودند و صنعتگران و ابزاركاران به راه خود مى رفتند تا آنكه عصر جديد آغاز شد و تمدنى به وجود آمد كه همه چيز در راه مصالح زندگى انسان و توانايى او به كار گرفته شد.
در سال ۱۶۶۳ ميلادى «جامعه سلطنتى لندن» تاسيس شد و هدف خود را ارتقاى سطح علوم مربوط به امور و پديده هاى طبيعى و هنرهاى مفيد از طريق آزمايش و تجربه به نفع «ابناى بشر» انتخاب كرد. چهار سال بعد فرهنگستان علوم فرانسه در پاريس شكل گرفت و بر مفيد واقع شدن علم تاكيد فراوان شد. اعضاى اين فرهنگستان براى هرچه به ثمر رساندن تحقيقات علمى در زندگى انسان، به تلاش پرداخته و از اين بابت حقوق دولتى دريافت مى كردند.۱
در سال ۱۸۵۳ موزه علوم لندن با نام «هيات معتمدين دايره علم و هنر و موزه ملى علم و صنعت» گشايش يافت اما نزديك تر شدن علم و صنعت سبب شد كه در سال ۱۸۸۲ بخش هاى مختلف اين موسسه در هم ادغام شود و سازمان جديدى با نام «دايره علوم كاربردى و تكنولوژى» تاسيس شود.


•نقش فيزيك در فناورى
علم، كوشش در جهت دانايى و فناورى تلاشى در جهت توانايى است. اين هر دو اثر متقابل در هم داشته اند. دانش سبب شد كه ابزارها و روش ها كامل تر شوند و ابزارها نيز دقت انسان را در اندازه گيرى ها و رسيدن به نتايج علمى بيشتر كرده است.
اكنون بسيارى از موضوع ها و مباحث فيزيك پيامدهاى كاربردى داشته و عملاً در فناورى ها موثر بوده است. فناورى هاى ارتباطات، فناورى هاى حمل ونقل (خشكى، دريايى، هوايى و فضايى)،فناورى هاى توليد (كشاورزى _ صنعتى)، فناورى هاى استخراج انواع معادن و فناورى هاى ساختمان و انواع ماشين ها و فناورى هاى آموزشى وابسته به دانش مكانيك، الكتريسيته، الكترومغناطيس، ترموديناميك، فيزيك هسته اى، نورشناسى، فيزيك بهداشت، فيزيك پزشكى و... است.
در اين مقاله فقط به نقش فيزيك در فناورى هاى بهداشت و درمان مى پردازيم تا مشخص شود چه اندازه فيزيك در تشخيص و درمان بيمارى ها و بهداشت محيط موثر است.


•نقش فيزيك در تشخيص بيمارى ها
پزشكان براى تشخيص بيمارى ها از انواع وسايل ساده مانند دماسنج و فشارسنج، گوشى طبى (استتوسكوپ) تا دستگاه هاى بسيار پيچيده مانند ميكروسكوپ الكترونى، ليزر و هولوگراف كه همه براساس قانون هاى فيزيك طراحى و ساخته شده استفاده مى كنند. در اين قسمت به ساختمان و طرز كار برخى از آنها مى پردازيم.
• راديوگرافى و راديوسكوپى
راديوگرافى عكسبردارى از بدن با پرتوهاى ايكس و راديوسكوپى مشاهده مستقيم بدن با آن پرتوها است. در عكاسى معمولى از نورى كه از چيزها بازتابش مى شود و بر فيلم عكاسى اثر مى كند استفاده مى شوند در صورتى كه در راديوگرافى پرتوهايى را كه از بدن مى گذرند به كار مى برند.
پرتوهاى ايكس را نخستين بار در سال ۱۸۹۵ ميلادى، ويلهلم كنراد رنتيگن استاد فيزيك دانشگاه ورتسبورگ آلمان كشف كرد. اين كشف بسيار شگفت انگيز بود و خبر آن با سرعت در روزنامه هاى جهان منتشر شد. جالب است كه رنتيگن بر روى پرتوهاى كاتدى كار مى كرد و به طور اتفاقى متوجه شد كه وقتى اين پرتوها، كه همان الكترون هاى سريع هستند به مواد سخت و فلزات سنگين برخورد مى كنند پرتوهاى ناشناخته اى توليد مى شود او اين پرتوها را پرتو ايكس به معنى مجهول ناميد.
پرتوهاى ايكس قدرت نفوذ و عبور بسيار زياد دارند. به آسانى از كاغذ، مقوا، چوب، گوشت و حتى فلزهاى سبك مانند آلومينيوم مى گذرند، ليكن فلزهاى سنگين مانند سرب مانع عبور آنها مى شود. اشعه ايكس از استخوان هاى بدن كه از مواد سنگين تشكيل شده اند عبور نمى كنند در صورتى كه از گوشت بدن به آسانى مى گذرند. همين خاصيت سبب شده كه آن را براى عكسبردارى از استخوان هاى بدن به كار برند و محل شكستگى استخوان ها را مشخص كنند. براى عكسبردارى از روده و معده هم از پرتوهاى ايكس استفاده مى شود ليكن براى اين كار ابتدا به شخص مايعاتى مانند سولفات باريم مى خورانند تا پوشش كدرى اطراف روده و معده را بپوشاند و سپس راديوگرافى صورت مى دهند.
كشف پرتوهاى ايكس كه به وسيله رنتيگن عملى شد سرآغاز فعاليت هاى دانشمندانى مانند تامسون، بور، رادرفورد، مارى كورى، پيركورى، باركلا و بسيارى ديگر شد به طورى كه نه فقط چگونگى توليد، تابش و اثرهاى پرتو ايكس و گاما و نور شناخته شد بلكه خود اشعه ايكس يكى از ابزارهاى شناخت درون ماده شد و انسان را با جهان بى نهايت كوچك ها آشنا كرد و انرژى عظيم اتمى را در اختيار بشر قرار داد.
پرتوهاى ايكس در پزشكى و بهداشت براى پيشگيرى، تشخيص و درمان به كار مى رود به طورى كه در فناورى هاى مربوطه يكى از ابزارهاى اساسى است.


•سونوگرافى
سونوگرافى عكسبردارى با امواج فراصوت است. فراصوت امواج مكانيكى مانند صوت ۲ است كه بسامد آن بيش از ۲۰ هزار هرتز است. اين امواج را مى توان با استفاده از نوسانگر پتروالكتريك يا نوسانگر مغناطيسى توليد كرد.
خاصيت پيزوالكتريك عبارت است از ايجاد اختلاف پتانسيل الكتريكى در دو طرف يك بلور هنگامى كه آن بلور تحت فشار يا كشش قرار گيرد و نيز انبساط و انقباض آن بلور هنگامى كه تحت تاثير يك ميدان الكتريكى واقع شود. بنابراين هرگاه از يك بلور كوارتز تيغه متوازى السطوحى عمود بر يكى از محورهاى بلور تهيه كنيم و اين تيغه را ميان دو صفحه نازك فولادى قرار دهيم و آن دو صفحه را به اختلاف پتانسيل متناوبى وصل كنيم، تيغه كوارتز با همان بسامد جريان منبسط و منقبض مى شود و به ارتعاش درمى آيد و در نتيجه امواج فراصوت توليد مى كند. پديده پيزوالكتريك در سال ۱۸۸۰ به وسيله پيركورى كشف شد و از آن علاوه بر توليد امواج فراصوتى، در ميكروفن هاى كريستالى و فندك استفاده مى شود.
امواج فراصوتى داراى انرژى بسيار زياد است و مى تواند سبب بالا رفتن دماى بافت هاى بدن انسان، سوختگى و تخريب سلول ها شود. از اين امواج در دريانوردى، صنعت و پزشكى استفاده مى شود.
در پزشكى براى تشخيص، درمان و تحقيقات اين امواج را به كار مى برند. دستگاهى كه براى عكسبردارى به كار مى رود اكوسكوپ۳ يا سونوسكوپ۴ است. اساس كار عكسبردارى با امواج فراصوت بازتابش امواج است در اين عمل دستگاه گيرنده و فرستنده موجود است و از بسامدهاى ميان يك ميليون تا پانزده ميليون هرتز استفاده مى كنند. دستگاه مولد ضربه هاى موجى در زمان هاى بسيار كوتاه يك تا پنج ميليونيم ثانيه را در حدود ۲۰۰ ضربه در ثانيه مى فرستد و اين ضربه ها در بدن نفوذ مى كند و چنانچه به محيطى برخورد كند كه غلظت آن با محيط قبلى متفاوت باشد پديده بازتابش روى مى دهد و با توجه به غلظت نسبى دو محيط مقدارى از انرژى ضربه هاى فراصوت بازتابش مى شود. دستگاه گيرنده اين امواج را دريافت مى كند و به كمك دستگاه الكترونى و يك اسيلوسكوپ آن را به نقطه يا نقاط نورانى به تصوير تبديل مى كند. عكسبردارى با فراصوت را براى تشخيص بيمارى هاى قلب، چشم، اعصاب، پستان، كبد و لگن انجام مى دهند.


 

•وسايل الكتروپزشكى
بخشى از وسايل تشخيص بيمارى ها، دستگاه هايى هستند كه براساس قانون هاى مربوط به الكتريسيته و الكترونيك ساخته و به كار گرفته مى شوند. نمونه اى از اين دستگاه ها عبارتند از الكتروكارديوگراف، الكتروبيوگراف و الكترو آسفالوگراف. اين دستگاه ها مى توانند با رسم نمودارهايى وضع سلامت يا بيمارى را براى پزشك مشخص كنند. ممكن است اين دستگاه ها مجهز به نوسان نگار باشند و در نتيجه نمودارها مستقيماً بر روى يك صفحه تلويزيون مشاهده شود. نمونه اين دستگاه ها كارديوسكوپ است كه معمولاً در اتاق بيمار قرار مى گيرد و بر آن منحنى ضربان قلب بيمار مشاهده مى شود. در الكتروكارديوگراف به جاى آنكه منحنى ها مستقيماً ديده شود آن منحنى ها (نمودارها) بر روى نوارى از كاغذ ثبت و ضبط مى شود و پزشك از روى آنها مى تواند وضعيت قلب و نوع بيمارى را تشخيص دهد.
الكتروآنسفالوگرافى دستگاهى است كه با آن بيمارى هايى چون صرع، تومورهاى مغزى، ضربه، اعتياد به دارو و الكل تشخيص داده مى شود و كار اين دستگاه با استفاده از فعاليت هاى الكتريكى كه در سطح بدن ظاهر مى شود، صورت مى گيرد. اندازه گيرى ها نشان مى دهد كه در قشر مغز تغييرات پتانسيل الكتريكى منظمى انجام مى شود. «اين پتانسيل هاى الكتريكى به استثناى حالت بيهوشى عميق يا قطع جريان خون به مغز هميشه وجود دارند. هنگامى كه قشر مغز خراب شود، اين نقش تغيير مى كند. با قرار دادن الكترودهاى پهن يا الكترودهاى سوزنى شكل بر روى پوست سر مى توان امواج را از پوست سر به سمت دستگاه ثبات هدايت كرد... اين امواج نتيجه پتانسيل هاى كار نورون هاى عصبى قشر مغزند كه در سطح مغز ظاهر مى شوند ... خاصيت مهم اين امواج بسامد آنها است. گستره معمولى اين بسامد از يك تا ۶۰ هرتز تغيير مى كند... اين امواج برحسب بسامد، ولتاژ، محل هاى تلاقى، شكل امواج و نقش هايى كه دارند، ارزيابى مى شوند.»۵


• اسكن (تهيه طرح هاى سه بعدى از بدن)
در سال هاى ۷۰-۱۹۶۰ براى تشخيص بيمارى ها چهار روش جديد ابداع شد: الف _ گرمانگارى: نخستين روش گرمانگارى بود كه در سال ۱۹۶۲ عرضه شد. مى دانيم كه هر جسمى كه دمايش بالاتر از صفر مطلق (۲۷۳- درجه سلسيوس) باشد از خود امواجى تابش مى كند كه به نام امواج گرمايى معروف است. از اين خاصيت يعنى انتشار امواج گرمايى از بدن انسان استفاده شده و اختلاف دماى قسمتى از بدن را به صورت تصويرى رنگى تهيه مى كنند. اين روش براى تحقيق و بررسى رگ هاى خونى سطحى بدن مفيد است و با آن مى توان از وجود تومورها نيز باخبر شد.
ب- توموگرافى: پرتوهاى ايكس مى توانند از بافت هاى نرم بگذرند، ليكن ميزان جذب يا عبور آنها به غلظت بافت بستگى دارد. چنانچه پرتو ايكس در مسير خود از غده اى بگذرد، ميزان جذب آن نسبت به وضعيتى كه غده وجود نداشته باشد، تفاوت مى كند. به كمك كامپيوتر مى توانند تصويرى را كه از بدن گرفته اند، پردازش كنند و اطلاعات دقيق مربوط به ساختمان بدن و وجود غده را مشخص نمايند. عملى كه با كمك پرتو ايكس و كامپيوتر براى تعيين غده ها صورت مى گيرد را توموگرافى مى نامند.
پ- هولوگرافى (تمام نگارى): دنيس گابور فيزيكدان نوع جديدى از عكاسى را در سال ۱۹۴۷ ابداع كرد كه بعداً در موارد گوناگون از جمله در پزشكى از آن استفاده شد. هولوگرافى براساس خواص امواج متكى است و تصويرى كه از ريزشىء گرفته مى شود، سه بعدى است. در اين طريقه تصويرى كه از هر عضو بدن گرفته مى شود، كاملاً همه قسمت هاى اطراف آن عضو ديده مى شود. براى تهيه عكس سه بعدى معمولاً از پرتوهاى ليزر استفاده مى شود.