شكافت هستهاي
شكافت هستهاي
كشف شكافت هستهاي
رديابي كشف شكافت هستهاي به كشف نوترون و آزمايشات فرمي (Fermi) و همكاران وي براي توليد عناصر ترانس اورانيم به وسيله پرتودهي اورانيم با نوترونها بر ميگردد. فرمي و همكاران وي در سال 1934 گزارش دادند كه حداقل چهار اكتيويته با نيمه عمرهاي ويژه خود قابل شناسايي بودند. در جذب يك نوترون، U238 به U239 تبديل و U239 با گسيل b عنصر 93 تشكيل و با گسيلb ديگر عنصر 94 تشكيل ميگردد. لذا به نظر رسيد كه چندين راديواكتيويته با عدد اتمي 93، 94 و شايد بالاتر حاصل شدهاند. اين نتايج توجهات بسياري از شيمیدانان را به خود جلب نمود. نوداك (Ida Noddack) اين نتايج را به باد انتقاد گرفته حدس زد كه فرآيند شكستن هسته متعاقب جذب نوترون انجام پذيرفته باشد و اين مسئله را مطرح كرد كه اكتيويته مشاهده شده توسط فرمي و همكاران وي ممكن است به دليل وجود ايزوتوپهاي عناصر شناخته شده باشد. تاريخ نشان ميدهد كه وي عقايد خود را دنبال ننمود. شيميدانها با هدف جداسازي مقادير ناچيز و نامعلوم اكتيويتههاي جديد تشكيل شده براي جداسازي با به كار بردن همراهبرها با خواص شيميايي يكسان مثلاً Ba به عنوان همراه برRa،La به عنوان همراه برAc و ... تلاشهايي نمودند. هان[1] و اشتراسمن[2] سه اكتيويته جديد به همراه باريم جداسازي نموده و اين موضوع را مطرح كردند كه اين سه ميتوانند ايزوتوپهاي راديم باشند محصولات دختر اين نوكليدها با همراه بر لانتانيوم و منسوب به ايزوتوپهاي اكتنينم جداسازي شدند. ولي همواره با مشكلي در فهم امكان واكنش (n, a) بر رويU 238 براي تشكيل ايزوتوپهاي راديم مواجه بودند. ژوليوكوري[3] و ساويچ[4] با بهكار بردن كريستاليزاسيون (بلورسازي) برخهاي ملاحظه نمودند كه اكتيويتههاي برخه لانتانيوم بيشتر از برخه باريم باقي مانده و نتيجه گرفتند كه ايزوتوپ جديد لانتانيوم ميباشد تا آكتينيم. اين نتايج براي هان و بقيه قابل پذيرش نبودند. هان و اشتراسمن كار گستردهاي را براي جداسازي Ra و Ba با بهكار بردن كريستاليزاسيون برخهاي به انجام رساندند. متحيرانه آنان ملاحظه نمودند كه اكتيويته مربوطه از برخه باريم و نيز اكتيويته محصول دختر از برخه لانتانيوم قابل جداسازي نبودند. آنان با اكراه و با احتياط گزارشهاي خود را در سال 1939 ارائه داده و اظهار داشتند كه اين اكتيويتههاي جديد به دليل ايزوتوپهاي Ba ، La و Ce هستند و از Ra ، Ac و Th كه قبلاً گزارش شده بود ناشي نميشوند. آنان همچنين پيشنهاد نمودند كه اين حالت تنها زماني اتفاق ميافتد كه تلاشي هسته رخ دهد آنان يك سري آزمايشات ديگر را براي پيدا كردن اكتيويتههاي احتمالي محصولات تكميلي Ba و La در اطراف جرم 100-90= A و عدد اتمي 35 انجام دادند. آنان قادر به جداسازي ايزوتوپهاي Sr(38=Z) و Y(39 =Z) و Kr(36=Z) شدند. از اين نتايج به همراه نتايج اوليه خود، به اين نكته رسيدند كه هسته تقسيم ميگردد. هان براي كشف شكافت هستهاي سنگين توانست جايزه نوبل شيمي را در سال 1944 به خود اختصاص دهد.
ميتنر[5] و فريش[6] متوجه شدند چنانچه يك هسته شكافته شده و دو محصول با جرم قابل مقايسه تشكيل گردد، محصولات به دليل دفع كولوني متقابل با سرعت بالا پرواز ميكنند. انرژي جنبشي كل در حدود MeV200 تخمين زده شد. در مدت دو هفته پس از اعلام هان و اشتراسمن، ميتنر و فريش به طور تجربي انرژي بالاي رها شده همراه با اين واكنش را اندازهگيري كردند. اين پديده تقسيم هسته شكافت هستهاي (مشابه تقسيم سلول در ارگانيزم زنده به وسيله يك زيستشناس به نام آرنولود[7] كه در آن زمان با هوسي[8] در كپنهاك كار ميكرد ناميده شد.
فرآيند شكافت
مراحل مختلف فرآيند شكافت كه از تشكيل هسته مركب شروع و تا تشكيل محصولات شكافت را در بر ميگيرد در شكل 3-28 ترسيم شده است. يك هسته سنگين با جرم200 > A همچون اورانيم پس از جذب يك نوترون يك هسته مركب تشكيل داده و انرژي برانگيختگي معيني (E*) به دست ميآورد. هسته مركب با (I) گسيل پرتوهاي آنيg به حالت پايدار واانگيخته گشته يا (II) با فروپاشي بتا عنصري با بار بالاتر تشكيل داده يا (III) با فروپاشي آلفا به عنصري با بار و جرم پايينتر تبديل شده و يا (IV) متحمل فرآيند شكافت ميگردد. در مد شكافت، انرژي برانگيختگي منجر به تغيير شكل مداوم هسته شده و در صورت امكان تقسيم هسته صورت ميپذيرد. در حالي كه هسته تغيير شكل پيدا ميكند، انرژي دفعي كولوني و انرژي جاذبه سطحي پيوسته تغيير مييابد. هنگامي كه نيروي شكننده به دليل انرژي سطحي بر نيروهاي جذبي غلبه ميكنند، هسته به دوپاره ( و ) شكافته ميشود. اين دوپاره به دليل دفع كولوني متقابل كه در نهايت در انرژي جنبشي آنها منعكس ميگردد در دو جهت مخالف حركت ميكنند. پارهها در حالت برانگيخته تشكيل شده و چند نوترون(1n و2 n) و پرتوهاي g گسيل مينمايند. محصولات به دست آمده ( و ) در مقايسه با هستههاي پايدار داراي نسبت N/Z بالاتري بوده و لذا متحمل فروپاشيb جهت رسيدن به پايداري به محصولات نهايي پايدار و خواهند شد.
سطح مقطعهاي شكافت
سطح مقطعهاي شكافت (sf) براي نوكليدهاي با تعداد فرد نوترونها همچونU235،Pu 239 و Am242 بزرگتر هستند. براي نوكليدهاي با جرم سبك همچون Tm169 و Au192، sf براي واكنش القائي نوترون قابل اندازهگيري نيست. با وجود اين، اين نوكليدها هنگامي كه با ذرات باردار همچون a و p با انرژي MeV40-30 بمباران شوند شكافته ميشوند. در چنين حالات، شكافت هستهاي با گسيل نوترون و ديگر ذرات غالب خواهد بود. در مقابل آن، شكافت هستهاي واكنش اصلي در حالت واكنشهاي القائي با نوترون حرارتي يا نوكليدهاي اكتنيدي است. مقادير sf براي (f , nth)U235 و (f , nth)Pu239 به ترتيب برابر 583 بارن و 742 بارن است. در ناحيه انرژي تا eV1/0، sf از قانون n/1 پيروي مي نمايد كه در آن n سرعت نوترون است.
[1] Hahn
[2] Strassmann
[3] Juliot Curie
[4] Savitch
[5] Meitner
[6] Frisch
[7] W.A Arnold
[8] G.Hevesy
به نام خدا