مولد (Generator) راديوايزوتوپ براي ايزوتوپ‌هاي با عمر كوتاه

 

مولد (Generator) راديوايزوتوپ براي ايزوتوپ‌هاي با عمر كوتاه

مولد mTc99 - Mo99

يكي از برجستگي‌هاي مهم در زمينه شيمي راديوداروها توسعه مولد mTc99  درآزمايشگاه ملي بروكهون(BNL) ايالات متحده در اواخر سال‌هاي1950 بود. Mo99 با گسيل b بهmTc99 فروپاشي مي‌نمايد. در مولد mTc99، مادر Mo99 به وسيله يك ستون كوچك آلومين اسيدي جذب مي‌شود. به دليل اختلاف خواص شيمياييTc و Mo، محصول دختر، mTc99 به صورت  به طور انتخابي در سالين نرمال در تناوب‌هاي زماني دوشيده مي‌شود. عمر مفيد اين مولد تقريباً دو هفته است. توسعه يك ستون مولد كروماتوگرافي كه در بالا توضيح داده شد نياز

به اكتيويته ويژه بالاي Mo99 دارد كه از طريق شكافت U235 يا پرتودهي هدف غني شده Mo99 دريك رآكتور با شار نوتروني بالا به دست مي‌آيد.

در حالت اكتيويته ويژه پايين Mo99  به وسيله پرتودهي هدف Mo طبيعي در رآكتورهاي با شار نوتروني متوسط مثل رآكتور سيروس(CIRUS) و زروا(Dhruva) در ترامبي توليد شده، مولد براساس استخراج با حلال است. تكنسيم به صورت پرتكنتات سديم با ميتل اتيل كتون(MEK) از محلول بازي موليبدات استخـراج مي‌شـود. سپس MEK تبخيـر شده و باقي‌مانده در محلول سالين نرمال بازگردانده شده و براي استفاده انساني استرليزه مي‌گردد. مولد ژل سيستم ديگري است كه مزايايي در رابطه با آساني و ايمني عمليات ستون دارد، حتي بدون رجوع به اينكه Mo99 توليد شده از شكافت پر هزينه است. Mo99 با اكتيويته ويژه متوسط به يك ماتريس نامحلول ستون ژل زيركونيم موليبدات(ZrMo) بازگردانده مي‌گردد. mTc99 با سالين نرمال يا حتي با آب از ستون ژل ZrMo كه به صورت مبادله كاتيوني عمل مي‌كند دوشيده مي‌شود

مزاياي mTc99

mTc99 داراي خواص مناسبي براي تشخيص در پزشكي هسته‌اي است. اين خواص عبارتند از :

(الف) انرژي گاماي keV140 براي آشكارسازي كارآ مناسب بوده و عكس‌هاي با كيفيت بالا با

دوربين گاما دارد. اغتشاش به دليل تضعيف با بافت‌هاي بدن پايين است.

(ب) فروپاشي mTc99 همراه با تنها جزء كمي از گسيل ذره‌اي بوده و لذا، راديو داروهاي mTc99 

حتي تا 40-30 ميلي‌كوري مي‌تواند به طور ايمن در بيماران به كار رود.چنين دز بالايي داراي كيفيت مناسب و بهتر عكس‌ها و اطلاعات با اطمينان بالاتر خواهد بود.

(پ)  نيمه عمر 01/6 ساعتي mTc99 براي بسياري از مطالعات پزشكي هسته‌اي كاملاً مناسب است.

(ت)  حالات چندگانه اكسايش تكنسيم فرمولاسيون شيميايي كمپلكس‌هاي كواوردينه را مقدور مي‌سازد.

(ث) mTc99 به راحتي از سيستم مولد قابل توليد است.

(ج) مادر Mo99 با هزينه پايين‌تري قابل دسترس بوده و لذا، از نظر اقتصادي قابل توجه است.

لذا، mTc99 “اسب كاري” پزشكي هسته‌اي است و 80% از كليه مطالعات پزشكي هسته‌اي كه در سطح جهان انجام مي‌پذيرد به عهده اين ايزوتوپ خاص است. پرتكنتات سديم
 (4TcO m99 Na) حاصل از مولد براي تهيه تعداد زيادي از راديوداروها با اختلاط ساده با “كيت‌هاي سرد” تهيه مي‌شود. كيت سرد داراي ليگاند‌هاي مورد نياز براي شلات نمودن با يك عامل احياء، بافر و نگه‌دارنده‌ها مي‌باشد. در افزودن  روي كيت‌هاي سرد، پرتكنتات به حالت ظرفيت مناسب احياء شده و با شلات جهت تشكيل راديودارو همراه مي‌شود. غلظت تكنسيم در اين راديوداروها تنها در حدود M7-10 است. و حال راديوداروهاي mTc99 براي بسياري از اعضاء بدن و شرايط كلينيكي قابل دسترس است (جدول 1).

 

جدول ۱: راديوداروهاي mTc99

 

اسكن جگر

كلوئيد سولفور Tc، كلوئيد قلع– Tc، فيتات– Tc

مطالعات فعاليت كليه

گلوكوهپتونات -Tc، Tc-DTPA، دي‌مركاپتوساكسينات -Tc ،

مكاپتواستيل تري‌گليسين- Tc، اتيلين دي سيستين-Tc.

اسكن استخوان

ميتلن دي فسفونات -Tc (MDP)

مطالعات كار كبدي

مبروفنين-Tc، ديسوفنين-Tc

] مشتقات ايمينودي استيك اسيدIDA))[

اسكن شش

ميكروسفرس يا تراكم ماكروني Tc-HSA

آئروسل‌هاي– Tc

 مطالعه و بررسي قلب

گلبول هاي سرخ-Tc، پيروفسفات-Tc، گلوكارات-Tc، سستاميبي-Tc، تتروفسمين-Tc.

جريان خون مغز

Tc-d، HMPAO –1، L-Tc، ECD-L

عكس‌برداري عفونت يا آماس و التهاب

Tc- لئوسايت‌ها، HIgG -Tc

راديوايزوتوپ‌هاي مورد استفاده در راديوداروها

 

 

راديوايزوتوپ‌هاي مورد استفاده در راديوداروها

راديوايزوتوپ‌هاي به كار رفته در فرمولاسيون راديوداروها عبارتند از Cr51، Co58/57، Fe59/52،
Ga67، Kr m81، Rb82، Tc m99، In111، I131/125/123، Xe133، Yb169، Au198/ m195، Tl201 و غيره. راديوايزوتوپ‌هاي به كار رفته در درمان اكثراً گسيل‌كننده  b همچون P32، Sr89، Y90، I131، Sm153، Ho166، Re188/186 و Au198 هستند. ايزوتوپ‌هاي مهم با حروف پر رنگ نشان داده شده‌‌اند. جدول1 نشان‌دهنده توضيحات واكنش‌هاي هسته‌اي، هدف‌هاي معمول  مورد استفاده (طبيعي يا غني شده) و غيره براي توليد راديونوكليدهاي متداول، مي‌باشند.

 

تقسيم‌بندي محصولات

راديوداروها به انواع مختلف بسته به طبيعت فرمولاسيون تقسيم‌بندي مي‌شوند:

 

راديونوكليدهاي ساده

كاربرد راديوايزوتوپ‌ها در پزشكي با تهيه چند ايزوتوپ اوليه در سال‌هاي 1950 شروع شد. اين راديوداروها شامل I131 به صورت يديدسديم و Cr51 به صورت كرومات سديم بودند. از اين راديوداروها، يديد سديم I131 حتي امروزه نيز براي تشخيص بعضي از ناهنجاري‌هاي تيروئيد و مهم‌تر از آن براي درمان تيروكسيكوليز و سرطان تيروئيد مورد استفاده قرار مي‌گيرد. محصولات مهم ديگر از اين نوع عبارتند از 2SrCl89، TlCl201 و غيره.

 

جدول ۱ :  راديونوكليدهاي مهم راديوداروهاي تشخيصي

 

راديونوكليد

نيمه عمر، روش فروپاشي

Eg  اصلي keV(%)

روش توليد

 (I)گسيل‌كننده‌هاي گاما

(الف) ردياب‌هاي فراگير

Tc m99

01/6 ساعت، IT

(89)5/140

مولدmTc99  - Mo99

In111

8047/2 روز، EC

(90)171

(94)245

Cd(p,xn)

(n2،a)Ag109

I123

27/13 ساعت، EC

(83)159

جدول ۱ (ادامه)

راديونوكليد

نيمه عمر، روش فروپاشي

Eg  اصلي، keV(%)

روش توليد

(ب) ردياب‌هاي با بهره برداري “خاص”

Tl201

912/72 ساعت،EC                                                  

(95)80-69

پرتو-X Hg

(11)167+135

®

Ga67

2612/3 روز،EC

(37)93

(20)185

Zn(p,xn)®

(n2, a)Cu65

I131

0207/8 روز، -b

(81)364

(7)637

(II) گسيل‌كننده‌ها +b براي PET

راديونوكليد

نيمه عمر(دقيقه)

(MeV)Eb+

پرتوهايkeV511

%

روش توليد

C11

39/20

96/0

200

N(p,a)14

N13

965/9

19/1

200

O(p,a)16

O15

037/2

72/1

200

N(d,n)14

O(p,pn) 16

N(p,n)15

F18

77/109

635/0

194

O(p,n)18

Ne(d,a)20

 تركيبات نشان‌دار

كاربـرد ايـزوتـوپ‌ها براي توسعـه تركيبات نشان‌دار خاص عضو مرحله بعدي است. اين تركيبات نشان‌دار مـواد شيميايي يا بيـوشيميايي خـاص با I131 يا هر ايزوتوپ منـاسـب ديگر بـوده و با خواص ذاتي تجمع در عضو خاصي براساس جذب سيستماتيك نشان‌دار مي‌شوند. چند راديـوداروي نشـان‌دار با يد عبـارتنـد از هيپـران نشـان‌دار با  I131/123 براي تـومـورهاي نورو- انـدوكرين(neuro- endocrine). (جـدول ۲) اين تـركيبـات مي‌‌تـواننـد نشان‌هاي

                                              جدول ۲ : راديوداروهاي I131

 

يديد سديم-I131

پيشرفت گيرايي و اسكن تيروئيد، عكس‌برداري از سرطان متاستاتيك تيروئيد. درمان تيورتوسيكوسيز و سرطان متاستاتيك تيروئيد.

MIBG-I131

عكس برداري و درمان تومور نرو-اندوكرين

هيپوران-I131

مطالعات فعاليت كليه به وسيله رنوگرافي

 

 “ صحيح” مثلاً سيانوكوبالامين (ويتامين 12B) نشان‌دار Co58/57 يا نشان‌هاي “خارجي” مثلاً آلبومين سرم انساني(HSA) نشان‌دار با I131 باشند. محصولات اصلي در حال حاضر در اين گروه شامل(الف) تركيبات I123 همچون پارا-يدو-N – ايزوپروپيل- آمفت‌آمين(IMP ،LAMP)، پارا-يدو-فنيل –3- ميتل – پنتادي‌كانوئيك اسيد (BMIPP) (ب)تركيبات C11 همچون استات – C11، پالميتات-C11، اسپيپرون ميتل-
C-N-11 و (پ) تركيبات F18، 2 – فلورو-2-دي‌اكسي‌گلوگز(FDG) و L-6-F18 – فلورو دي هيدروكسي فنيل آلانين(F-DOPA) هستند.

 

كمپلكس‌هاي كواوردينه فلزات راديواكتيو

اين يكي از گسترده‌ترين طبقه راديوداروها در حال حاضر است. بسياري از تركيبات نشان‌دار با mTc99، In111 و Re188/186 در اين تقسيم‌بندي قرار مي‌گيرند. تقريباً كليه راديوداروهاي ساخته شده از راديونوكليدهاي فلزي به شكل كمپلكس‌هاي كواوردينه با عوامل شلات‌‌دهنده، يك حالت مناسب اكسايش فلز با ليگندهاي مقتضي پايدار را ايجاد مي‌كنند.

 فرمولاسيون ذره‌اي 

كلوئيدها و توده‌هاي ماكروئي فلزات راديواكتيو با جزء مورد فرآيند آن‌ها، مثلاً Au198 – كلوئيد طلا، P32 – فسفات كروميك، توده ماكروئي نشان‌دار آلبومين با mTc99 كلوئيدهاي نشان‌دار راديواكتيو mTc99 و غيره به اين تقسيم‌بندي از راديوداروها تعلق دارند. الحاقيه‌هاي اخير، ذرات آپاتيت هيدروكسي كمپلكس شده با Ho166 و Sm153 و سوسپانسيون‌هاي كلوئيدي سيليكات يا فسفات‌هاي Y90، Re186، Sm153 و Ho166 هستند.

تهيه راديوداروها

تهيه راديو داروها مستلزم به‌كارگيري اصول و روش‌هاي متعدد شيميايي است. صرف‌نظر از راديواكتيو بودن مواد، مقادير شيميايي راديوايزوتوپ‌ها غالباً بسيار پايين است. لذا ترتيب خاص براي اجراي خودكار كليه مراحل راديوشيميايي تهيه، تخليص، استريليزاسيون و پيچيدن (دارويي) منظم آنها لازم است. توجه خاص به توضيحات ايمني تشعشع و ايمني دارويي مورد نياز مي باشد. كدهاي عملياتي خوب ساختن براي داروهاي معمولي به طور يكسان براي راديو داروها قابل استفاده بوده، مرورهاي لازم در بعضي از موارد به دليل طبيعت فاسد شدني و نگه‌داري كوتاه مدت اين محصولات لازم است.

عکس برداری تشدید مغناطيسی[1] (MRI)

 

 

عکس برداری تشدید مغناطيسی[1] (MRI)

عکس برداری ارتعاشی مغناطيسی(MRI)، بر اساس پديده تشدید مغناطيسی هسته ای، توليد عکسهای با کيفیت بسيار بالا از بافتهای نرم بدن انسان مي کند[2].

در ابتدا بعنوان يک روش توموگرافی، MRI در حال حاضر قادر به عکس های برشی در هر جهت و نيز عکس برداری سه بعدی سينما توگرافی است. MRI نه

تنها برای عکس برداری آناتومی بکار می رود،  بلکه همچنين مطالعات برای عملکرد جريان خون و فعاليت عصبی مورد استفاده قرار می گيرد. اگر چه نوکليدهای راديو اکتيو يا تابش هسته ای در اين روش بکار نمی رود، اما بشدت بستگی به خواص چرخش (تکانه زاويه­ای) هسته اتمی دارد. لذا، در اين فصل از کاربردهای فن آوری مورد بحث قرار می گيرد.

 

توسعه تاريخی

فليکس بلاخ[3] و ادوارد پورنسل[4]  پديده ارتعاش مغناطيسی هسته ای (NMR) را بطور جداگانه در سال 1946 کشف کردند و در سال 1952 به خاطر دريافت جايزه نوبل نائل آمدند. اگر چه NMR ابتدا برای آناليزهای شيميائی و فيزيک مولکولی بکار می رفت، در سال 1971 بوسيله ريموند داماديان[5]  نشان داده شده که بافتهای مختلف، نرمال و غير نرمال پاسخ های مختلف مغناطيسی هسته ای نشان دادند. اين کشف و کشف(CT) توموگرافی کامپيوتری در سال 1973 راه را برای بکارگيری MRI در تشخيص بيماريها باز نمودند. عکس برداری تشدید مغناطيسی ابتدا در سال 1973 بوسيله پائول لاتربر[6] نشان داده شده که يک روش نمايش پشت مشابه آنچه که در پرتو CT X- رخ می دهد بکار برد. در سال 1975 ريچارد ارنست [7]پيشنهاد عکس برداری تشدید مغناطيسی را با بکار بردن فاز و علامت گذاری بسامد همراه با روش باز ساخت عکس فورير پيشنهاد دادند. در سال 1977 ريموند داماديان MRI کل بدن را توضيح داد، و در همان سال پتر منسفيلد[8] روش عکس برداری برگردان صفحه ای (EPI) را ايجاد کرد. ادلشتاين[9] و همکاران وی عکس برداری بدن را با بکار بردن روش ارنست در سال 1980 توضيح داده و نشان دادند که يک عکس تنها می تواند تقريباً  5در  دقيقه بوسيله اين روش حاصل گردد. تا سال 1986، زمان عکس برداری تقريباً به 5 ثانيه کاهش يافت. در سال 1987عکس برداری برگردان صفحه ای برای انجام عکسبرداری فيلم زمان واقعی يک چرخش تک قبلی بکار رفت. در همان سال، چارلز دو مولين[10] آنژيوگرافی تشدید مغناطيسی (MRA)را کامل نمودند که امکان عکس برداری جريان خون را بدون استفاده از عوامل وضوح فراهم ساخت. در سال 1991، ريچارد ارنست[11] جايزه نوبل را در شيمی به خاطر موفقيت خود در انتقال NMR و MRI فورير پالس دار بدست آورد. در سال MRI 1993 عملياتی (fMRI) توسعه يافت که، امکان نقشه کشی عملياتی نواحی مختلف مغز انسان را بوجود آورد پيشرفتها در توانمندی MRI يک زمينه مداوم  تحقيقاتی هستند.

 

اصول

کليه هسته های با تعداد فرد نوترونها يا پروتونها دارای تكانه زاويه ای ذاتی (اسپين) و لذا گشتاور مغناطيسی هستند. در حضور يک ميدان مغناطيسی قوی، چنين هسته ها با گشتاوری مواجه شده و تمايل به همسو بودن در جهت موازی يا غير موازی با ميدان مغناطيسی دارند. هسته های در حال چرخش به يک ميدان مغناطيسی قوی خارجی بوسيله فراوری در اطراف جهت ميدان، بسيار شبيه به محورهای چرخش يک تقديم ژيروسکوپ در اطراف جهت ميدان جاذبه، پاسخ می دهند. بسامد تقديم مستقيماً متناسب با قدرت ميدان مغناطيسی  بوده و برای هر گونه هسته­ای بی نظير است. يک هسته تقديم دارای دو جهت ممکن بوده که هر کدام يک اختلاف جزئی در انرژی دارند: در پائين ترين حالت انرژی تقديم اسپين هسته­ای در اطراف جهت ميدان مغناطيسی خارجی (موازی) است و در يک حالت انرژی کمی بالاتر، تقديم اسپين هسته ای در اطراف خلاف جهت ميدان مغناطيسی (غير موازی) می باشد. اختلاف بين دو حالت انرژی برابر 2μHO است که در آن μ گشتاور مغناطيسی هسته ای است. برای پروتونها در يک ميدان مغناطيسی kG5/0 تا 20kG اين اختلاف انرژی نسبتاً کوچک است که، معمولاً برای فوتونها در بسامد راديوئی محدوده (RF)(2MHZ تا MHZ5/8) می باشد.

در MRI، بيمار در يک ميدان مغناطيسی استاتيک بزرگ که غالباً بوسيله مغناطيسی فوق هادی توليد می شود، قرار می­گيرد. اين ميدان موجب می گردد هسته­ها در اطراف ميدان مغناطيسی در پائين ترين حالت انرژی شان (موازی) رديف و فرآوری گردند. پالسی از انرژی الکترومغناطيسی که بوسيله يک ميدان مغناطيسی RF تامین می شود، موجب افزایش تعداد زيادی هسته های رديف شده برای حرکت سريع به حالت انرژی بالاتر می گردد که موجب غير موازی شدن  ميدان مغناطيسی ايستا می گردد. سپس هسته های برانگيخته فرآوری شده بطور خودبخودی با گسيل فوتونهای RF به حالت انرژی پائين تر برگشته يا آرام می گردند که بوسيله کويل های يکسان RF به کار رفته جهت توليد پالس RF، که اساساً هسته های در حال چرخش برانگيخته می کنند، آشکار سازی می شوند. بطور تجربی مشاهده شده است که زمانهای آرامش به ساختارهای مولکولی و محيط های اطراف هسته ها حساس هستند. بعنوان مثال، زمانهای ميانگين آرامش پروتون در بافتهای نرمال بطور قابل ملاحظه ای کمتر از بافتهای بدخيم می باشد. قدرت سيگنال RF گسيل شده بوسيله آرامش هسته ها همچنين به چگالی پيشروی هسته ها يا چگالی اسپين بستگی دارد. بنابراين در MRI گراديانهای ميدان مغناطيسی، همچنين علاوه بر ميدان ايستای يکنواخت بزرگ Ho، برای تفکيک توزيع فضائی چگالی اسپين بکار می رود. زمانهای مختلف آرامش چرخش (اسپين) مواد و توانائی برای اندازه گيری توزيع فضائی چگاليهای اسپين MRI را يک روش منحصر بفرد و قوی در عکس برداری تشخيصی می کند. مثالی از نتيجه MRI در شکل 16-14 نشان داده شده است.

MRI در مقايسه با ديگر روشهای عکس برداری پزشکی هسته ای غيرمعمول است به خاطر اينکه انحراف بزرگی در روش جمع آوری داده ها و چگونگی باز ساخت در آن وجود دارد. بعنوان مثال، عکس های MRI می تواند بوسيله نقشه کشی مستقيم، باز ساخت نمايش و عکس برداری فورير تشکيل گردد. همچنين بسياری از ترکيبات کويلهای گراديانت مغناطيسی مختلف و ميدانهای مغناطيسی و قدرتهای پالسی می توانند به کار روند. کار و فعاليت در توسعه و گسترش توانائيهای MRI با بکار گيری تغييرات مختلف در روش اندازه گيری و صنعت باز ساخت عکس در حال ادامه است.



[1] . Magnetic Resonance Imaging

[2] - روش MRI تحت تغييرات واژه اختصاری و نام از زمان کشف آن قرار گرفته است. در ابتدا, عکس برداری ارتعاشی مغناطيسی هسته ای (MMRI)  يا توموگرافی کامپيوتری تشدید مغناطيسی هسته ای (NMR-CT) نام داشت, ولی کلمه "هسته ای" ممکن است برای بسيار از بيماران نا آشنا بوده و اين کلمه از آن زمان حذف شده, اگر چه روش اساساً بر اساس خواص مغناطيسی هسته ای است.

[3] . Felin Block

[4] . Edward Purcell

[5] . Raymond Damadian

[6] . Paul Lauterbur

[7] . Richard Ernst

[8] . Peter Manfield

[9] . Edelesatein

[10] . Charles Dumoulin

[11] . Richard Ernst

درمان با I131

 

 درمان با I131

      بيماران براي درمان به دو گروه عمده تقسيم مي شوند : بيماراني با بافت تيروئيد باقيمانده عادي، با / يا بدون متاستاز مخفي و دسته اي با كاركرد اوليه يا سرطان متاستاز. درمان گروه اول ريشه كني[1] ناميده مي شود و اغلب پزشكان 25 تا mCi30 (MBq1110-925)، I – NaI131 استفاده مي كنند، اگرچه مقادير بالاتري در حدود mCi150 (GBq55/5) هم مورد استفاده قرار گرفته است. براي گروه دوم از بيماران،‌ اغلب كلينيكها از يك مقدار استاندارد اكتيويته استفاده     مي كنند، كه بين mCi100 (GBq7/3) و mCi200 (GBq4/7) بسته به اندازه ناحيه متاستاز متغير است. كمترين مقادير براي آثار سرطان در تيروئيد يا متاستاز غده لنفاوي گردن و بيشترين مقادير براي ريه و متاستاز استخوان داده شده است.

      تخمين دقيق دز تابشي به نواحي تومور امكان پذير نيست، چرا كه مشكلاتي در تعيين حجم متاستاز در فواصل دور وجود دارد. اندازه تومورها و متاستاز غده لنفاوي و مقدار فراجذب I131 آنها مي تواند از تصاوير سينتيگرافي تخمين زده شود و ممكن است دز تابشي به نواحي محاسبه شود. دز تابشي حاصل از مقادير متداول I131 در حدود 5000 تا 30000 راد (Gy300-50) است.

      اگرچه درمان تابشي با I131 ايمن است، پيچيدگيهايي وجود دارد كه ممكن است بعد از معالجه با I131 با آن مواجه شويم. در حالت ريشه كني يك مقدار بزرگي از بافت تيروئيد با mCi30 (MBq1110) I131، درد حاد و سوزش تيروئيدها يك امر معمول است. گاهي اوقات‌ كم اشتهايي، حالت تهوع‌ و استفراغ به عنوان علائم تابش به چشم مي خورد. ظاهراً هيچ افزايشي در انتشار ناباروري بعد از معالجه با I131 مشاهده نشده است. التهاب تابشي ريه در برخي بيماراني كه با مقدار زيادي از I131 براي متاستاز ريه سرطان تيروئيد درمان مي شوند، اتفاق مي افتد.

      نقصان مغز استخوان در بيماراني كه با مقدار زيادي از I131 درمان
مي شوند مشاهده شده است. اين اثرات در 5 تا 6 هفته بعد از تجويز دز قابل توجه است. شيوع سرطان خون، هر چند با فراواني كم، بين 2 و 10 سال پس از درمان گزارش شده است و تكرار معالجات با I131 در فواصل كوتاهي اين فراواني را افزايش مي دهد.

      غده بزاق زير گوش و غدد بزاقي، I131 را متمركز مي كنند و در طي درمان دز تابشي قابل توجه زيادي را دريافت مي كنند. التهاب شديد غدد بزاقي (سيالادنيت[2]) در %10 بيماران كه با I131 براي سرطان تيروئيد معالجه شده اند، گسترش       مي يابد. اين شيوع با مقادير بالاتر I131 بيشتر آشكار مي گردد.

      تأثير درمان با I131 براي سرطان تيروئيد به محل قرارگيري متاستازها بستگي دارد. توسط اسكن در %68 بيماران با متاستاز غده لنفاوي، در %48 بيماران با متاستاز ريه و تنها در %7 ‌بيماران با متاستاز استخوان مشاهده گرديد كه بهبودي حاصل شده است. پاسخ دهي به درمان با جرم سرطان موجود در يك محل مشخص متناسب است. تا وقتي كه معالجه عملكرد سرطانهاي تيروئيد در مديريت همه بيماران ارزشمند است، ارزش درمان سؤال برانگيز مي باشد.

      بازگشت سرطان تيروئيد در برخي بيماران با برآمدگي و سرطان كيسه اي اتفاق مي افتد. براي سرطان تيروئيد بازگشتي يا متاستازهاي باقي مانده كه به معالجات قبلي پاسخ كمي داده اند، تكرار معالجات با I131 در فواصل 3 ماه تا 1 سال بستگي به اندازه، ميزان فعاليت، و محل قرارگيري نواحي متاستاتيك دارد. تصويربرداري تمام- بدن پس از معالجه تا زماني كه هيچ تومور قابل آشكارسازي يا فراجذب متاستاتيك براي 2 سال پيوسته وجود نداشته باشد به صورت ساليانه صورت می گيرد. همچنين ساير شاخصهاي كلينيكي از قبيل TSH، سرم تري گلوبين و تصوير راديوگرافي براي آگاهی از روند معالجه بكار گرفته مي شوند. بايد توجه شود كه، بر طبق بسياري از تحقيقات، درمان با I131 براي درمان سرطان تيروئيد نخاعي استفاده نمي شود.



1 - Ablation

1 - Sialadenitis

کاربردهاي درماني راديوداروها در پزشکی   هسته ای

 

کاربردهاي درماني راديوداروها در پزشکی   هسته ای

 

درمان پركاري تيروئيد

پركاري تيروئيد يك بيماري شايع ناشي از فعاليت زياد هورمون تيروئيد است و از تعدادي فرآيندهاي بيماري زا ناشي مي شود. راهكارهاي چندي در درمان پركاري تيروئيد بكار گرفته شده است، به عنوان مثال، استفاده از داروهاي آنتي تيروئيد از قبيل پروپيلودراكيل يا متي مازول، تيرودكتومي، اما دارودرماني و معالجه با I131 از متداولترين انتخابها هستند.

علت اساسي استفاده از درمان راديو يد اين است كه تيروئيد انباشته شده و غده ها را با تابشهاي g و-b تابش دهي مي كند، در حدود %90 كل دز تابشي از ذرات -b ناشي مي شود. چندين روش انتخاب دز درماني I131 در حال استفاده است. ساده ترين روش تجويز مقدار يكساني از يديدسديم- I131، معمولاً 3         تا mCi 7 (MBq259-111)، براي همه بيماران با شرايط كلينيكي پركاري تيروئيد مشابه مي باشد. تقريباً %60 بيماران از معالجه پركاري تيروئيد در مدت 3 تا 4 ماه بهبودي حاصل مي كنند و يك معالجه ثانوي براي 25 تا 30 درصد‌ ساير بيماران بكار مي رود. اين روش اكتيويته ثابت محدوديتهايي دارد، زيرا اكتيويته تجويز شده دلخواه است و به شدت بيماري يا وزن غدد ارتباطي ندارد.

متداولترين روش معالجه I131‌ تجويز مقدار خاصي از I131‌ بر حسب ميكروكوري بر گرم از تيروئيد، براساس ارزيابي فراجذب تيروئيد و جرم غدد
مي باشد. فرض بر اين است كه نيمه عمر بيولوژيكي ميانگين I131‌ براي كليه بيماران يكسان است. رابطه تجربي براي اين روش به صورت زير داده مي شود:

 =    µCi تجويز

100 × (g) جرم تيروئيد ×µCi /g

(%) فراجذب در 24 ساعت

 بسياري از كلينيك ها از يك دز 55 تا µCi80 (MBq3-2) بر گرم براي بيماري گراوس[1] استفاده مي كنند. چنانچه فرض شود µCi1 ( kBq37) انباشته شده در تيروئيد، منجر به 1 راد (Gy01/0) دز تابشي شود، آنگاه، يك دز µCi80 (MBq96/2) بر گرم برای مثال rad 6400‌ (Gy64) به غدد تيروئيد 60 گرمی با ميزان فراجذب %75‌ مي دهد. جرم تيروئيد از طريق معاينه يا عكس تيروئيد تخمين زده مي شود. براي بيماران با غدد بسيار بزرگ و شديداً پركار، دز بزرگتري در حدود 160 تا µCi200 (MBq 4/7-9/5) بر گرم براي بدست آوردن پاسخ سريعتر تجويز مي شود.

            درمان I131‌ براي زنان باردار ممنوع است، زيرا I131‌ از ديواره جنيني عبور  مي كند و مي تواند باعث مخاطرات تابشي به تيروئيد جنين گردد. تيروئيد جنين در هفته دهم حاملگي شروع به انباشت يد مي كند و از اين رو درمان I131‌ در طی يا بعد از اين زمان بايد ممنوع شود. همچنين،‌ در دوره زماني قبل از هفته دهم حاملگي، بخشي از درمان ممكن است موجب پرتوگيري تابشي به جنين شده و از اين رو نبايد صورت گيرد. پيشنهاد شده است كه يك آزمون بارداري قبل از شروع درمان با I131 براي كليه خانمها در سنين پتانسيل حاملگي انجام شود. به بيماران معالجه شده با I131 توصيه مي شود كه حاملگي را حداقل 6 ماه پس از درمان به تعويق بيندازيد.

      در بيماري گراوس، بهبود كامل پركاري تيروئيد در %60 بيماران بعد از معالجه بدست مي آيد. براي بيماران با پركاري تيروئيد شديد، به ويژه بيماران مسن تر، قبل از شروع درمان با I131، درمانهايي با استفاده از داروهاي آنتي تيروئيد بكار گرفته مي شود تا نتايج بهتري حاصل گردد.

      بازگشت پركاري تيروئيد پس از اولين معالجه در حدود 6‌ تا 14 درصد از بيماران يافت مي شود و نياز به تكرار درمان با I131 وجود دارد. پركاري تيروئيد در بين 25 تا 40 درصد بيماران معالجه شده، بويژه آنهايي كه با دزهاي بالايي از I131 درمان شده اند، مشاهده مي شود. بمنظور كاهش شيوع پركاري تيروئيد، دزهاي كمتر يا تقسيم شده اي از I131 در يك مدت طولاني تري تجويز مي شود. بعد از درمان با I131، داروهايي از قبيل تيوميدس[2] ، يد پايدار و عوامل مسدود كننده آدرنالين -b (پروپرانولول، متوپرولول و...) بمنظور كنترل پركاري تيروئيد به بيماران داده مي شود.

      گواتر چند غده اي سمي (بيماري پلومر[3]) در مقابل درمان I131 بسيار مقاوم هستند و به طوري كه با چندين ميزان دز بالاي I131 درمان مي شوند. به علت مقاومت در مقابل درمان، شيوع پركاري تيروئيد در اين گروه از بيماران پايين است. اين بيماران بايد براي درمان با I131 با پيش درمان آنتي تيروئيد آماده شوند.

      در تعداد كمي از بيماران، نتايج تشديد پركاري تيروئيد به شرايطي از قبيل نارسايي قلبي و بحران تيروئيد در مدت 3 تا 5 روز بعد از درمان با I131 بايد توجه شود. اين نتايج ناشي از آزادسازي مفرط 3T و4T از غده تيروئيد درمان شده است. به هر حال، امروزه شيوع پركاري تيروئيد وخيم از طريق استفاده از پيش پروپرانولول براي درمان كاهش يافته است.

درمان سرطان تيروئيد

      انواع مختلف سرطانهاي تيروئيد شامل سرطانهاي داراي برآمدگي و
كيسه اي با I131 قابل درمان هستند، زيرا اگرچه خيلي كوچك هستند، قابليت تمركز I131 را دارند. سرطانهاي تيروئيد نخاعي و آناپلاستيك، I131 را جمع      نمي كنند و از اين رو درمان با I131 براي درمان اين سرطانها بي ارزش است. سرطانهاي داراي برآمدگي و كيسه اي در قسمتهاي مختلف بدن از يك نقطه به نقطه ديگر گسترش يافته و اغلب ميزان وسعت گسترش قبل از شروع درمان با I131 نياز به ارزيابي دارد.

      قبل از درمان I131، اغلب بيماران متحمل جراحي كل و يا قسمت اعظمي از تيروئيد مي شوند كه در آن بافتهاي سرطاني به انضمام مقداري از بافتهاي سالم برداشته مي شوند. جداسازي بافتهاي سالم باعث پركاري تيروئيد مي شود و نتيجه آن يك افزايش TSH داخلي را دربردارد كه سرطان باقي مانده را براي متمركز كردن  I131 تحريك مي كند. همه داروهاي خوراكي هورمون تيرون (4T) براي 6 هفته قبل از شروع درمان به منظور درمان متوقف مي شوند. گاهي اوقات كربنات ليتيم قبل از درمان با I131 تجويز مي شود زيرا ليتيم از آزادسازي I131 از سرطان تيروئيد جلوگيري مي كند.



1 - Graves

1 - Thiomides

2 - Plummer

واژگان تخصصی در پزشکی هسته ای

واژگان تخصصی در پزشکی هسته ای

آنتي بادي (Ab) : ماده اي که در پاسخگويي به يک آنتی ژن توليد مي شود و يک ترکيب خاصي با آن تشکيل مي دهد.

 

آنتي بادي (Ag) : ماده اي که مي تواند آنتی بادی توليد کند و به طور خاص به آن بپيوندد.

 

اتاقک يونش : دستگاهی پر شده با گاز که براي اندازه گيري راديواکتيويته يا پرتودهي بر حسب تعداد جفت يونهاي توليد شده در گاز به وسيله تابشها بکار مي رود.

 

اثر بيولوژيکي نسبي (RBE) : فاکتوري که براي محاسبه دز معادل بر حسب رم از راد استفاده مي شود. آن به صورت  نسبت اندازه يک تابش استاندارد که يک آسيب بيولوژيکي معيني را موجب مي شود به مقدار تابش مورد بحث که آسيب بيولوژيکي يکساني را بوجود مي آورد تعريف مي شود.

 

ارگ : واحد انرژي يا کار انجام شده توسط يک نيروي 1 ديني در يک فاصله 1 سانتيمتری .

 

اسکن يا تصويربرداري سنتيلاسيون : ثبت توزيع راديواکتيويته در بدن يا بخشي از بدن يا استفاده از يک آشکارساز.

اريتروپويسيس : فرآيند تشکيل سلولهاي قرمز خون.

 

الکترون ( ) : يک ذره باردار منفي که اطراف هسته اتمها مي چرخد. آن داراي بار 10 -10× 8/4 واحد الکتروستاتيک و جرم 28 -10×1/9 گرم، معادل MeV 511/0 يا معادل  جرم پروتون است.

 

الکترون اوژه : الکتروني از لايه بيروني الکتروني، توسط پرتو x  که همه انرژي خود را منتقل مي کند، پرتاب مي شود.

 

الکترون ولت (eV) : انرژي جنبشي که از يک الکترون زماني که ميان يک اختلاف پتانسيل eV1 شتاب گرفته است بدست مي آيد.

 

اکتيويته ويژه : مقدار اکتيويته بر واحد جرم يک راديونوکليد يا ترکيب نشاندار.

 

 اکسايش : فرآيندي شيميايي که در آن يک اتم يا گروهي از اتمها الکترونهاي خود را براي باردارشدن مثبت بيشتر از دست مي دهند.

 

انتقال انرژي خطي (LET) : انرژي انباشته شده توسط تابش بر واحد طول ماده که تابش از ميان آن عبور مي کند. واحد معمول آن keV/μm  است.

 

اندام بحراني : اندامي که يک اندام حياتي براي بدن انسان است و پس از تجويز راديواکتيويته بالاترين دز تابشي را دريافت مي کند.

 

اندام هدف : اندامي که براي عکسبرداري مورد نظر باشد و يک مقدار بالايي از راديواکتيويته تجويزي را دريافت کند.

انرژي بستگي : انرژي براي اتصال دو موجود به يکديگر. در يک هسته، آن عبارتست از مقدار انرژي مورد نياز براي جدا کردن يک نوکلئون از ساير نوکلئونها در هسته. در يک پيوند شيميايي، آن عبارتست از انرژي مورد نياز براي جدا کردن دو مشترک پيوند شده در يک فاصله محدود.

 

انفارکت : ناحيه اي از بافت مرده که به علت کمبود کامل جريان خون است.

 

ايزوبار : هسته هايي که عدد جرمي يکسان دارند، يعني، مجموع نوترونها و پروتونهاي يکسان. به عنوان مثال  و

 

ايزوتوپ : نوکليدهايي که عدد اتمي يکسان دارند، يعني، تعداد پروتونها در     هسته ها يکسان است. مثلاً  و

 

ايزوتون : نوکليدهايي که تعداد نوترونهاي يکسان در هسته دارند. براي مثال  و   ايزوتون هستند.

 

ايزومر : نوکليدهايي که عدد اتمي و جرمي يکسان دارند اما در انرژي و اسپين اختلاف دارند. براي مثال Tc99 وTc  m 99 ايزومر هستند.

 

بدون اضافه حامل (NCA) : عبارتي که براي مشخص کردن حالت يک ماده راديواکتيو که هيچ ايزوتوپ پايداري به طور عمدي اضافه نشده است, استفاده مي گردد.

 

برامشترالانگ : فوتونهاي پرتو- گاما که کاهش سرعت ذرات باردار در نزديک هسته هاي يک اتم توليد مي شوند.

بکرل (Bq) : واحد اکتيويته. يک بکرل معادل 1 تجزيه بر ثانيه است.

 

بيگانه خواري : فرآيندي که در آن سلولهاي بيگانه خوار مواد خارجي به صورت  ذره را از جريان خون جدا مي کنند. ذرات کلوئيدي توسط سلولهاي بيگانه خوار در کبد جدا مي شوند.

 

پارنترال : اصطلاحي که مسير تجويز دارو بجز مسير خوراکي را نشان مي دهد. مثالهايي عبارتند از مسير رحم، درون وريدي، درون ماهيچه اي.

 

پاينوسيتوسيس : جذب مايع توسط سلولها.

 

تابش نابودي : تابشهاي با انرژي keV 511 که در زاويه º180 پس از اينکه يک ذره +β توسط پيوستن با يک الکترون در ماده نابود مي شود، گسيل مي گردند.

 

تبديل الکتروني (  ) : تبديل داخلي را ملاحظه کنيد.

 

تبديل داخلي : حالت جايگزين با فروپاشي پرتو گاما در هسته هاي برانگيخته که انرژي به يک الکترون مداري منتقل و سپس از مدار بيرون انداخته مي شود.

 

ترکيب نشاندار : ترکيبي که مولکول با يک راديونوکليد برچسب گذاري مي شود.

 

تضعيف : فرآيندي که توسط آن شدت تابش از طريق جذب و/ يا پراکندگي در طي آن از ماده کاهش مي يابد.

 

توقيف گلبولها : فرآيند جداسازي سلولها، از قبيل جداسازي گلبولهاي فرسوده قرمز خون توسط طحال.

 

ثابت فروپاشي (λ) : کسري از اتمهاي يک جزء راديواکتيو که بر واحد زمان فروپاشي مي کند. آن به صورت  توصيف مي شود که     نيمه عمر راديونوکليد است.

 

جذب: فرايندي که در طي آن انرژي تابشي در اثر عبور از ماده از دست مي رود.

 

حالت شبه پايدار (m) : يک حالت برانگيخته از يک نوکليد که به ساير حالتهاي برانگيخته يا حالت پايه با يک نيمه عمر قابل اندازه گيري فروپاشي مي کند.

 

حامل : يک عنصر پايدار که در مقادير قابل آشکارسازي به يک راديونوکليد از عنصر همسان افزوده مي شود، معمولاً براي سهولت فرآيند شيميايي راديونوکليد.

 

حامل- آزاد : عبارتي که براي نمايش غياب هر يک از اتمهاي ايزوتوپيک پايدار در يک نمونه راديونوکليد استفاده مي شود.

 

خشک کردن توسط انجماد : فرآيندي که توسط آن يک ماده مايع سريعاً منجمد و سپس خشک مي گردد يا تحت يک خلأ بالا آب آن گرفته مي شود.

 

خلوص راديوشيميايي : کسري از کل راديواکتيويته در فرم شيميايي مطلوب. اگر MAA - mTc99 ،90 درصد خالص باشد آنگاه 90 درصد از راديواکتيويته درMAA  - mTc99 است.

خلوص راديونوکليدي : کسري از کل راديواکتيويته در فرمي از راديونوکليد مربوطه. هر راديواکتيويته خارجي از قبيل Mo99 در راديوداروي mTc99 يک ناخالصي است.

 

خون منعقد شده در رگ (لخته) : لخته خون که به صورت  چسبناک در نقطه اي از تشکيل آن بروي يک رگ خوني باقي مي ماند.

 

دز : انرژي تابشي جذب شده توسط هر ماده.

 

دز معادل تجمعي (50T, H) : دز معادل اندامها يا بافتهاي مرجع (T) که از فراجذب مواد راديواکتيو يک فرد در طي دوره زماني 50 سال در پی يک فراجذب دريافت مي گردد.

 

دز معادل سطحي (s H) : دز معادل يک بافت به عمق cm 007/0 (2 mg/cm7 ) که در کل يک ناحيه 2 cm 1 متوسط گيري شده است ناشي از پرتوگيري خارجي پوست.

 

دز معادل عمقي (Hd) : دز معادل در يک بافت به عمق cm 1 (2 mg/cm1000) ناشي از پرتوگيري خارجي تمام بدن.

 

دزيمتر: ابزاري براي اندازه گيري دز تجمعي از تابش دريافتي در طي يک مدت پرتوگيري تابش.

 

دزيمتري : محاسبات يا اندازه گيريهاي دز جذب شده تابشي.

 

دقت : يک عبارتي که استفاده مي شود براي نمايش اينکه چه ميزان اندازه گيري يک کميت به مقدار صحيح آن نزديک است.

 

راد : واحد دز جذب شدهتابشي. يک راد معادل 100 ارگ از انرژي تابشي انباشته شده بر گرم از هر ماده اي است، يا   .

 

راديکال آزاد : يک گونه شيميايي با واکنش پذيري بالا که يک يا تعداد بيشتري الکترون جفت نشده دارد.

 

راديودارو : يک داروي راديواکتيو که مي تواند به طور ايمن به انسان براي مقاصد تشخيصي و درماني تجويز شود.

 

راديوليز : فرآيندي که در آن ترکيب راديونشاندار توسط تابشهاي ناشي از راديونوکليد در مولکولهاي نشاندار شکسته مي شود.

 

ردياب : راديونوکليد يا ترکيب نشانداري با يک راديونوکليد که ممکن است براي توزيع متعاقب يا امتداد مسير شيميايي، فيزيکي يا فرآيند متابوليکي آن استفاده شود.

 

رونتگن : کميتي از تابشهاي x و γ که يک واحد الکتروستاتيک از بار مثبت يا منفي در 3 cm 1 از هوا در C º0 و فشار 760 ميليمتر جيوه (STP) توليد مي کند. آن معادل با  هواC/kg  4-10× 58/2 است.

 

رونتگن معادل انسان (rem) : دز معادل که به صورت حاصل ضرب دز جذب شده (راد) در اثرات بيولوژيکي نسبي يا فاکتور کيفي يا فاکتور وزني تابشي از تابش مورد بحث تعريف مي شود.

ژنها : ژنها ترکيباتي از بخشهاي مولکولي DNA هستند و اساس واحد هاي موروثي در همه سيستمهاي زنده مي باشند.

 

سطح مقطع (σ) : احتمال رويداد يک واکنش هسته اي يا تشکيل يک راديونوکليد در يک واکنش هسته اي. آن برحسب واحد بارن توصيف مي گردد؛                يک بارن = 2 cm 24-10 .

 

سيورت (Sv) : واحد دز معادل و برابر با 100 رم.

 

شتابدهنده: ماشيني براي شتاب دادن ذرات باردار به صورت  مسير خطي يا     دايره اي توسط اجزاء يک ميدان الکترومغناطيسي ذرات شتاب داده شده از قبيل ذرات آلفا، پروتونها، دوترونها و يونهاي سنگين که داراي انرژي زياد هستند و مي توانند موجب واکنشهاي هسته اي توسط تابش دهي اتمهاي هدف شوند.

 

شکافت (f) : يک فرايند هسته اي که در آن هسته هاي سنگين تقريباً به دو هسته معادل کوچکتر تقسيم مي شوند، که به همراه گسيل 2 يا 3 نوترون.

 

صحت : اصطلاحي که براي نمايش تکرار پذيري اندازه گيري يک کميت زماني که به طور تکراري تعيين مي شود, بکار مي رود.

 

ضريب جذب (μ) : کسري از انرژي تابشي جذب شده بر واحد ضخامت (ضريب جذب خطي) يا بر واحد جرم جذب کننده (ضريب جذب جرمي).

 

عامل شلاته کردن : يک ترکيبي که با يک يون فلزي از طريق تعداد بيشتري از پيوندهاي کووالانسی کئوردينانسی، پيوند خورده مي شود.

عدد اتمي (Z) : تعداد پروتونها در هسته يک اتم. 

 

عدد آووگادرو: تعداد مولکولها در يک گرم- مول از هر ماده يا تعداد اتمها در يک گرم- اتم از هر عنصر. معادل 23 10× 02/6 است.

 

عدد جرمي (A) : تعداد کل پروتونها و نوترونها در هسته هاي يک نوکليد.

 

عمر متوسط (e) : مدت زماني که يک راديونوکليد به طور ميانگين قبل از فروپاشي وجود دارد. آن از طريق  به نيمه عمر و ثابت فروپاشي مرتبط مي گردد.

 

عمر ميانگين : عمر متوسط را ملاحظه کنيد.

 

فاکتور کيفي (QF) : فاکتوري وابسته به انتقال خطي انرژي است که در دز جذبي براي محاسبه دز معادل بر حسب رم بکار مي رود. آن در حفاظت در برابر تابش براي بدست آوردن مقدار آسيب تابشي مرتبط با تابشهاي متفاوت بکار مي رود. براي پرتوهاي x و γ و β يک و براي نوترونها و پروتونها 10 است.

 

فاکتور وزني بافت (T W) : فاکتوري مرتبط با حساسيت پرتويي از بافتهاي گوناگون در سيستمهاي زنده.

 

فاکتور وزني تابش (Wr) : فاکتور کيفي را نگاه کنيد.

 

فانتوم : حجمي از يک ماده مصنوعي که براي شبيه سازي خواصي يک اندام يا قسمتي از بدن هنگامي که پرتودهي تابشي مي گردد, ساخته شده است.

فروشويي : روشي از "پاک کردن از طريق شستشو" يک ماده جاذب از يک ماده جاذب سطحي جامد (از قبيل رزين تبادل يوني) با يک مايع.

 

کاستي جرم : اختلاف بين جرم نوکلئونها و جرمهاي مقيد شده نوکلئونهاي جداگانه يک نوکليد.

 

کاهش : فرآيندي شيميايي که در آن يک اتم يا گروهي از اتمها براي باردار شدن منفي بيشتر الکترونها را دريافت مي کنند.

 

کلوييد : نوعي از پخش ماده در مايع. اندازه ذرات پخش شده (کلوييد) از محدوده nm10 تا mμ 1 است.

 

کم خوني موقت : شرايطي که در آن ناحيه اي از بافت کمبود خون رساني دارد.

 

کوري (Ci) : واحد راديواکتيويته. يک کوري به صورت  10 10×7/3 تجزيه بر ثانيه تعريف مي شود.

 

گذار ايزومري (IT) : فروپاشي حالت برانگيخته يک نوکليد به حالت برانگيخته پايين تر يا حالت پايه.

 

گرفتگي ناشي از لخته : يک لخته خون نسبتاً بزرگ که از يک رگ خوني رها   مي شود و در يک رگ کوچکتر جايگزين مي شود, به طوري که جريان خون را مسدود مي کند.

 

گري (Gy) : واحد دز تابشي در واحدهاي SI يک گري معادل 100 راد است.

گيراندازي الکترون (EC) : حالتي از فروپاشي يک راديونوکليد با افزوني پروتون که در آن يک الکترون مداري توسط هسته گير اندازي مي شود و توأماً از طريق گسيل يک نوترينو و پرتوهاي x مشخصه همراه است.

 

گيراندازي K : حالتي از فروپاشي راديواکتيو که در آن الکترون از لايه K توسط هسته گير انداخته مي شود.

 

لايه نيم- مقدار (HVL) : ضخامتي از هر ماده جاذب که براي کاهش شدت يا پرتودهي يک باريکه تابشي به نصف مقدار اوليه، هنگامي که در مسير باريکه قرار مي گيرد لازم است.

 

مولاريته (M) : تعداد گرم مولها از يک جسم حل شده در ml1000 از يک محلول.

 

مولد راديونوکليد : دستگاهي که در آن دختر با نيمه عمر کوتاه به طور شيميايي جداسازي مي شود و به طور متناوب از مادر با نيمه عمر بلند به روي يک ماده جاذب سطحي، جذب سطحي مي شود. براي مثال Tc m 99 از Mo99 از مولد مولي توسط شستشو با سالين جدا مي شود.

 

ميزان دز : يک جمله متعارف براي مقداري از راديوداروي تجويز شده بر حسب ميکروکوري يا ميلي کوري  يا بکرل.

 

نرماليته (N) : واحد غلظت محلول. يک محلول N 1 شامل 1 گرم وزن معادل از يک ماده در ml1000 محلول است. يک وزن معادل از يک ماده به صورت وزني از يک ماده که با يک مولکول از هيدروژن يا هيدروکسيل آزاد مي شود يا واکنش مي دهد, تعريف مي شود.

نوترون حرارتي : نوترونهاي با انرژي حرارتي eV 025/0 .

 

نوترينو (ν) : ذره اي بدون بار و جرم که با انرژي متغير به همراه فروپاشي β و + β و گيراندازي الکترون از راديونوکليدها گسيل مي شود.

 

نوکلئون : يک اصطلاح متداول براي نوترونها يا پرتونها در هسته يک نوکليد.

 

نيمه عمر بيولوژيکي (Tb) : مدت زماني که نيمي از يک دز تجويز شده از يک ماده از طريق فرآيندهاي بيولوژيکي از قبيل ادرار يا مدفوع، دفع مي شود.

 

نيمه عمر فيزيکي (Tp) : نيمه عمر را نگاه کنيد.

 

نيمه عمر موثر (Te) : زمان مورد نياز براي اينکه ميزان دز اوليه تزريق شده از طريق هر دو مقدار فروپاشي فيزيکي و دفع بيولوژيکي يک راديونوکليد به نصف تقليل يابد. مقدار آن با رابطه  داده مي شود که در آن  Te نيمه عمر مؤثر، p T وb  T به ترتيب نيمه عمر فيزيکي و بيولوژيکي هستند.

 

نيمه عمر ( ) : که مشخصه منحصر به فرد يک راديونوکليد، که به صورت مدت زماني که اکتيويته اوليه يک راديونوکليد به نصف کاهش مي يابد, تعريف         مي شود. رابطه آن با ثابت فروپاشي به صورت    است.

 

واحد جرم اتمي : مطابق تعريف، يک دوازدهم جرم  ، معادل gr 24-10 × 66/1 يا MeV 931. 

 

وکتورها : حاملهايی از ژنها براي تحويل درون تني به سيستمهاي زنده هستند. ويروسها مثالهايي از حاملها براي تحويل ژنها هستند.

 

هوازيست : يک عبارتي که استفاده مي شود براي نمايش رشد ميکروارگانيسم ها در حضور اکسيژن.

 

هماتوکريت : کسر حجمي درصد قرمز خون در کل خون.

 

همسوساز : ابزاري براي محبوس کردن باريکه ای تابشي درون يک ميدان خاص از ديد. همسوسازها ممکن است به صورت  همگرا، مشبک، واگرا و انواع سوراخدار موازي باشند.

 

هيدروليز : فرآيندي که در آن يک ترکيب از طريق واکنش با آب، زماني که آب به عنوان حلال مورد استفاده قرار گيرد به دو مؤلفه تجزيه مي شود.

 

يون : يک اتم يا گروهي از اتمها با بار مثبت (کاتيون) يا بار منفي (آنيون)

 

DNA : دئوکسي ريبونوکلئيک اسيد يک مولکول دو کرانه است که بر پايه جفتهايي بين آدنيان و ديماين و گواناين و سيتوساين ساخته شده است. جفتهاي پايه در دو کرانه از طريق پيوندهاي هيدروژن متصل شده اند. مولکولهاي DNA مشخصات نهادهاي زنده را حک مي کنند.

 

 : دز انرژي از يک ماده که هنگامي که به گروهي از هر گونه زنده تزريق مي گردد، %50  از گروه در مدت 60 روز کشته مي شوند.

 

mRNA : حامل اسيد ريبونوکليک که توليد پروتئين ها مي کند، هنگامي که يک ژن فعال شده و مورد رونويسی و ترجمه می گيرد.

 

pH : واحد غلظت يون هيدروژن. به طور متداول با منفي لگاريتم غلظت يون هيدروژن در يک محلول داده مي شود : [+ H]10 log - =pH  

 

 

راديوداروهاي نشاندار با Tc-99m

 

راديوداروهاي نشاندار با Tc-99m

مبناي اصلي نشاندار نمودن mTc99 مستلزم احيا 7+mTc99 به يک حالت اکسايش است که بتواند با مولکول شلات مورد نظر پيوند دهد. در بسياري از حالات، کيتها براي راديوداروهاي mTc99 براي مصرف روزمره کلينيکي قابل دسترس هستند. اين کيتها داراي عامل شلاته مورد نظر و عمل احياء دو مقادير مناسب هستند. در بعضي از کيتها، پايدار کننده هاي مقتضي اضافه مي شود. حدود حجم و اکتيويته mTc99 که مي تواند به ويالهاي کيت ويژه افزوده گردد، و زمان انقضاء در بسته بندي ها بوسيله سازنده داده مي شود. براي بسياري از راديوداروهاي mTc99، زمان انقضاء 6 ساعت، معادل نيمه عمر فيزيکي mTc99 (ساعت 6 = 2/1t ) است. تأثير بسته بندي مورد نظر شامل دماهاي نگهداري براي کيتها قبل و بعد از فرمولاسيون با mTc99 مي باشد. ذيلاً توضيحاتي از ويژگيهاي راديوداروهاي     - mTc99 که مستمراً مورد استفاده قرار مي گيرند ارائه مي شود.

 

سديم پرتکنتات- mTc99

4– NaTcO mTc99 (با نيمه عمر برابر 6 ساعت) از مواد mTc99 Mo –99 محلول سالين شسته مي شود. اين مولدها بوسيلهMallincKrodt Medical Inc،  Bristol – Myers Squibb ، Amersham Health ، و ديگران تهيه و توزيع مي گردد. محلول -4mTcO99 حاصل از مولد براي نفوذ Mo99 و Al مورد آزمايش قرار مي گيرد و مايعات براي تهيه کيتهاي مختلف، بصورتي که در ذيل توضيح داده شده مورد استفاده قرار مي گيرند. عمر نگهداري  -4mTcO99 برابر 12 ساعت پس از شستشو بوده و مي تواند در دماي اتاق نگهداري گردد. حالت اکسايش تکنسيم در  -4mTcO99 برابر + 7  است.

-4mTcO99 ابتدائاً براي تهيه راديوداروهاي نشاندار با mTc99 بکار مي رود ولي خود براي تصويربرداري تيروئيد و آشکارسازي زائده روده يا مثانه در کل نيز مورد استفاده قرار مي گيرد.

 

آلبومين سرم انساني نشاندار با mTc99

کيتهاي آلبومين سرم انساني[1] (HAS) حاوي HAS و +2Sn بصورت تجارتي در ويالهاي چند دزي تهيه شده توسط آمرشام (A.H.) قابل دسترس هستند. لازم است کيتها در 2 تا 8 درجه سلسيوس نگهداري شده، و قبل از نشاندار کردن با   -4mTcO99 ويال بايد تا دماي اتاق گرم گردد. نشاندار شدن با افزودن -4mTcO99  به ويال کيت انجام پذيرفته و بازدهي نشاندار شدن بالاتر از 90% است. PH ،     – HAS mTc99 از 5/2 تا 3/3 است. – HAS mTc99 بايد در °C 8- 2 نگهداري شود.

– HAS mTc99 براي مدت 6 ساعت پس از فرمولاسيون خوب است. سالين بدون نگهدارنده بايد براي رقيق نمودن -4mTcO99  يا – HAS mTc99 بکار رود. محتواي ويال بايد بطور کامل قبل از استفاده براي مريض مخلوط گردد.

حالت اکسايش تکنسيم در – HAS mTc99 بدقت معلوم نيست، ولي برابر +5 فرض مي شود.

– HAS mTc99 براي تصوير برداري استخر خوني بوسيله عبور اول يا روش دريچه سدي بکار مي رود.

 

آلبومين ماکروآگرگيته- mTc99

آلبومين ماکروآگرگيته[2] (MAA) بوسيله گرم نمودن مخلوطي از آلبومين سرم انساني (HAS) و کلريد قلع (II) يا تارتارات در بافراستات (  0= PH ) ، نقطه ايزوالکتريک آلبومين) در °C80 تا °C90 به مدت 30 دقيقه تهيه مي شود. سپس ذرات جهت جداسازي هرگونه يون قلع (II) و معلق در سالين با سالين شسته
مي شود. متعاقباً سوسپانسيون به ويالهاي براي مصرف در کيتها تقسيم
مي گردد.

کيتهاي تجارتي به شکل ليوفيلي قابل دسترس بوده و معمولاً داراي ذرات MAA، کلريد قلع (II) دي هيدرات با تارتارات و HCl يا NaOH افزوده شده براي تنظيم PH هستند. علاوه بر آن، سازندگان مختلف محتويات غير فعال ديگر همچون استات سديم، HAS ، اسيد ساکسينيک و لاکتوز را براي آسان نمودن پراکندگي ذرات در طي ساختن با پرتکنتات اضافه مي کنند. تعداد ذرات از يک تا 12 ميليون در هر ميلي گرم آلبومين آگرگيته وجود دارد. شکل ذرات غير منظم بوده و اندازه آلفا از بين 10 و 9 ميکرومتر است و ذره اي بزرگتر از μm150 وجود ندارد. کيتها قبل از نشاندار کردن با mTc99 با °C 8- 2 نگهداري شوند. بعضي از کيتها در    °C 25-20 قابل نگهداري هستند. تهيه – MAA mTc99 با بکار بردن يک کيت تجارتي مستلزم گرم نمودن اوليه ويال تا حد دماي اتاق و به دنبال آن افزايش -4mTcO99 است. در بعضي از کيتها لازم است ويالها به مدت 2 تا 15 دقيقه براي حداکثر چسبندگي بمانند. بازدهي نشاندار کردن بالاتر از 90 درصد است. تهيه مواد براي 6 تا 8 ساعت خوب است و بايد پس از تشکيل در °C 8- 2 نگهداري شوند.

در مراحل تهيه – MAA mTc99 اندازه ذرات بوسيله يک هموسالتيومتر ( اندازه شبکه μm150) زير يک ميکروسکوپ نوري مورد بازرسي قرار گرفته و سوسپانسيون هاي حاوي ذرات بزرگتر از μm150 بايد دور انداخته شوند. قبل از مصرف دز اثري براي بيمار، براي ساختن يک سوسپانسيون همگن لازم است محتواي ويال تکانده شود. بصورت مشابه، محتواي سرنج نيز بايد قبل از استفاده بطور کامل مخلوط شود.

– MAA mTc99 عامل انتخابي براي تصويربرداري پرفيوژن ريه است. همچنين اين راديودارو براي بررسي  سياهرگ جهت آشکارسازي خون بستگي در آن در انتهاي پايين تر بکار مي رود.

 

راديوداروهاي فسفونات و فسفات- mTc99

ترکيبات فسفونات و فسفات بشدت در استخوان تمرکز مي کنند و لذا براي تصويربرداري استخوان مناسب هستند. با وجود اين، ترکيبات فسفونات
درون تني پايدارتر از ترکيبات فسفات هستند چرا که پيوند P – O – P در فسفات بوسيله آنزيم فسفاتها براحتي مي شکند در حاليکه پيوند P – C – P در دي فسفونات به اين صورت نيست. به همين دليل، کمپلکس هاي دي فسفونات نشاندار با mTc99 معمولاً براي تصويربرداري استخوان مورد استفاده قرار
مي گيرند، اگرچه پيروفسفات- mTc99 براي تصويربرداري بافت هاي مرده ماهيچه قلبي بکار مي رود. سه دي فسفونات که بطور گسترده اي مورد مطالعه قرار گرفته اند عبارتند از: هيدروکسي اتيليدن دي فسفونات (HEDP) ، متيلن دي فسفونات (MDP) و هيدروکسي متيلن دي فسفونات HMDP) يا (HDP ، که از ميان آنها MDP و HDP بيشترين کاربرد را در پزشکي هسته اي دارند.

کيتهاي تجارتي براي PYP ، MDP و HDP از سازندگان مختلف قابل خريداري است. حالت و ترکيب هر کيت در کميتهائي از عامل شلاته و يونهاي قلع (II) از سازنده به سازنده متفاوت است. کليه عاملهاي دي فسفونات- mTc99 شلاتهاي ضعيف بوده و تمايل به خراب شدن در طي زمان داشته توليد ناخالصي            -4mTcO99  در حضور اکسيژن و راديکالهاي آزاد توليد شده بوسيله تابشها     مي نمايند که در فصل 6 مورد بحث قرار گرفت. با افزايش مقدار قلع، پرکردن کيتها از نيتروژن و يا افزايش آنتي اکسيدان مي توان از اين واكنش هاي اکسايش جلوگيري نمود. بايد توجه نمود که نسبت قلع به عامل شلاته طوري باشد که تصويربرداري بهينه بدون تشکيل کلوئيد – Sn mTc99 نامطلوب وجود داشته باشد. هنگامي که از کيتهاي با مقدار بالايي از +2Sn براي تصويربرداري استخوان استفاده گردد، اسکن بعدي مغز با -4mTcO99 نشاندهنده گلوبولهاي قرمز خوني نشاندار با mTc99 تا دو هفته پس از استفاده از – PYP mTc99
مي باشد. اين امر از وضعيت مورد مواجه در نشاندار نمودن درون تني گلوبولهاي قرمز خوني بوسيله ابتدا استفاده از پيروفسفات قلع (II) و بدنبال آن استفاده از پرتکنتات پيروي مي کند. يونهاي Sn2+ اضافي پس از احياء -4mTcO99  در کيتهاي دي فسفونات براي نشاندار نمودن راديواکتيو بيشتر گلوبولهاي قرمز خوني در پلاسما فراهم مي باشد. بهمين دليل، محتواي قلع در کيتهاي بعدي استخوان کاهش مي يابد، که با افزايش نيتروژن در کيتها و بکاربردن آنتي اکسيدان همچون اسيد ژنتيک پايداري بيشتري پيدا مي کند.

دماي نگهداري براي بسياري از کيتها °C30- 15 در هر دو حالت قبل و بعد از نشاندار شدن مي باشد. نشاندار شدن براحتي با افزودن -4mTcO99 به ويال و اختلاط آن حاصل مي شود. بهره نشاندار شدن بالاتر از 95 درصد است. تهيه   – MDP mTc99 به مدت 6 ساعت پس از نشاندار شدن خوب است، بجزبراي کيتهاي HDP که زدن انقضاء 8 ساعت مشخص شده است. حالت اکسايش Tc در کيتهاي استخوان +3 گزارش شده است.

– MDP mTc99 و – HDP mTc99 براي تصوير برداري استخوان، در حالي که  – PYP mTc99 براي تصويربرداري بافت هاي مرده ماهيچه هاي قلب بکار     رفته اند. ترکيب اخير همچنين در نشاندار نمودن گلوبول قرمز خوني براي بکارگيري در استخر خوني محبوس شده و مطالعات از دست رفتن خون در دستگاه گوارش مورد استفاده قرار مي گيرند.

 

 

 

کلوئيدسولفور- mTc99

مبناي اصلي تهيه کلوئيد سولفور[1]  -  mTc99 (SC) عبارت است از افزودن يک اسيد به مخلوطي از -4mTcO99 و تيو سولفات سديم و سپس گرم نمودن آن در        °C100- 95 در حمام آب به مدت 5 تا 10 دقيقه. pH مخلوط با يک بافر مناسب در 7- 6 تنظيم مي گردد. بهره نشاندار شدن بزرگتر از 99 درصد است. کيتهاي  – SC mTc99 از سازندگان تجاري قابل تهيه است. سازندگان علاوه بر محتويات اصلي تيوسولفات و يک اسيد جهت از بين بردن يون آلومينيوم حاضر در محلول شستشوي جهت شلاته شدن، به اين کيتها ژلاتين بصورت کلوئيد محافظ و EDTA مي افزايند. عمر نگهداري کيتها معمولاً يک سال از زمان ساخت است. 

– SC mTc99 در دماي اتاق قابل نگهداري بود و 12- 6 ساعت پس از نشاندار شدن دور انداخته مي شود. اندازه ذره  μm1-1/0 با ميانگين μm3/0 است و توزيع اندازه مي تواند از زمان فراهم نمودن و نيز کيت به کيت متغير باشد. حضور Al3+ يا هرگونه يون چند ظرفيتي بوسيله کرک شدن با تشکيل کلوئيد، بويژه در حضور بافرفسفات تداخل نموده، و مشکل با افزودن EDTA به کيت دفع مي گردد. EDTA کمپلکسي با Al3+ تشکيل داده و لذا از کرک شدن           – SC mTc99 جلوگيري مي نمايد. محلول شستشوي - mTc99 حاوي بيشتر از μg10 آلومينيوم بر ميلي ليتر نبايد بکار رود. چنانچه اجماع وجود داشته باشد، ذرات بزرگتري در لوله هاي موئي ششي بدام افتاده و لذا ترکيب تهيه شده دور انداخته مي شود.

دو مرحله در فرايند نشاندار – SC mTc99 وجود دارد. در مرحله اول اسيد با تيوسولفات سديم در حضور -4mTcO99   واکنش نشان داده و 7mTcS99    کلوئيدي که در فرمول (7-1) ديده مي شود تشکيل مي گردد.

 

 

2Na99mTCO4 + 7Na2S2O3 + 2HCl → 99TC2S7 + 7Na2So4 + H2O + 2NaCl   (7- 1)

 

در مرحله دو، سولفور کلوئيدي بصورت فرمول (7-2) ته نشين مي گردد:

 

Na2S2O3 + 2HCl → H2SO3 + S + 2NaCl                                                               (7- 2)

 

تشکيل – SC mTc99 سريعتر از تشکيل سولفور کلوئيدي است. نشان داده شده است که سولفورکلوئيدي حداقل در بخشي روي – SC mTc99 تشکيل مي شود که به عنوان هسته آن عمل مي کند (Eckelman,et al 1996) .

همزمان، سولفور کلوئيدي همچنين مي تواند مستقلاً تشکيل گردد. ذرات کوچکتر معمولاً داراي مقادير نسبتاً کوچکي از سولفور کلوئيدي بوده ولي مقدار قابل ملاحظه اي از – SC mTc99 و بطور معکوس، ذرات بزرگتري داراي سولفور کلوئيدي بيشتر از – SC mTc99 هستند. لذا، چنانچه اتمهاي Tc بيشتري      (99TC باضافه mTc99 ) افزوده شوند، بهمان صورتي که در پرتکنتات از مولدي که قبلاً بمدت طولاني دوشيده نشده، تعداد ذرات با اندازه کوچک بدليل افزايش در تعداد هر دو ذرات 99TC و – SC mTc99 و مقدار کم سولفور کلوئيدي افزايش پيدا مي کند. سولفور کلوئيدي روي ذرات TC – SC در محلول ملايم بازي با گرم شدن حل و ذرات کوچکتري را توليد مي کند. بايد توجه نمود که حالت اکسايش mTc99 در 7S2 mTc99 برابر 7+ بوده، و لذا احياء TC7+ رخ نمي دهد.

کلوئيد سولفور - mTc99 در تصوير برداري جگر و طحال بسيار مفيد بوده و گاهي براي تصويربرداري مغز استخوان هم استفاده مي گردد. اين کيت همچنين براي مطالعات از دست دادن خون در دستگاه گوارشي و براي مطالعات تخليه گوارش در ساختن ساندويچ تخم مرغ نشاندار با mTc99 بکار مي رود.

 

کلوئيد- سولفور - mTc99 فيلتر شده

ليمفوسينتيگرافي با بکار بردن اندازه کوچکتر (<μm) از – SC mTc99 بطور موفقيت آميزي بکار رفته است. اين ذرات با فيلتر نمودن – SC mTc99 (تهيه شده بطريق مذکور در بالا) از ميان فيلتر غشائي 2/0 يا 1/0 ميکرومتر حاصل شده است. در حالت غلظت بالاي اکتيويته، نمونه تا غلظت مورد نظر رقيق و سپس فيلتر مي گردد. غلظت ذرات در اين مراحل تهيه کاهش مي يابد.

 

کلوئيد آلبومين - mTc99 ( نانوکلوئيد)

کيت کلوئيد آلبومين با نام نانوکول بوسيله شرکت سولکو[2] در اروپا توزيع
مي گردد. اين کيت داراي کلوئيد HAS (همچنين بنام نانوکلوئيد) و قلع (II)
دي هيدراته بوده، و بوسيله ذرات بسيار ريز (تقريباً 95 درصد ذرات داراي اندازه کمتر از 08/0 ميکرومتر با اندازه ميانگين (μm 03/0) مشخص هستند. نشاندار نمودن با افزايش -4mTcO99   به ويال کيت و کشت مخلوط بمدت 5 تا 10 دقيقه در دماي اتاق انجام مي پذيرد. بهره نشاندار نمودن نانوکلوئيد - mTc99 کمّي است. با توجه به کوچکتر بودن اندازه ذرات، نانوکلوئيد بيشتري (تقريباً 15 درصد) نسبت به – SC mTc99 (2 تا 5 درصد) در مغز استخوان تمرکز مي يابد. کيت قبل از ساختن در °C 8- 2 و در دماي اتاق پس از ساختن نگهداري مي گردد.

نانوکلوئيد - mTc99 بمدت 6 ساعت پس از تشکيل مفيد است. نانوکلوئيد             - mTc99 براي تصويربرداري مغز استخوان، سينتيگرافي تورم و ليمفوسينتيگرافي مفيد مي باشد.

 

 

 

پنتتات- mTc99  (DTPA)

کيتتهاي DTPA تجارتي معمولاً از نمکهاي پنتاسديم يا کلسيم تري سديم DTPA حاوي مقدار معيني از کلريد قلع (II) دي هيدرات در شکل ليمفوليزه تحت اتمسفر نيتروژن ساخته شده اند.

نشاندار نمودن با افزودن عاري از اکسيدان-4mTcO99    به ويال کيت و اختلاط آن انجام مي پذيرد. بهره نشاندار شدن بالاتر از 95 درصد بوده،
 – DTPA mTc99 داراي عمر نگهداري 6 ساعت پس از ساختن آن است. دماي توصيه شده نگهداري براي کيت °C 30- 15 قبل و بعد از نشاندار شدن است.

با بکار بردن مقادير ميلي مولار از mTc99 ، نشان داده شده است که در             – DTPA mTc99 تهيه شده بوسيله احياء يون قلع (II) حالت اکسايش تکنسيم برابر +4 است. با وجود اين معلوم نيست که چنانچه اين داده ها براي مقادير جزئي mTc99 در – DTPA mTc99 برون يابي گردد صحت داشته باشد. 

کاربرد اوليه – DTPA mTc99 مطالعه جريان هوا در شش، اندازه گيري فيلتراسيون گلوله رگ (GFR) ، و تهيه آئروسل در شش و مطالعات تهويه شش است. اين راديودارو همچنين در فشار و آرامش و آنتي کولوگرافي راديونوکليد بکار مي رود. براي اندازه گيري , GFR – DTPA mTc99 بايد در مدت يک ساعت پس از تهيه آن مورد استفاده قرار گيرد، چرا که در شکسته شدن              – DTPA mTc99 ممکن است زمينه خون را افزايش داده و GFR همراه با خط ارائه کند. اين راديودارو همچنين براي مطالعه گشودگي انحراف مغزي و نشت سيال مغزي مورد استفاده قرار گرفته است. با وجود اين، براي چنين معرفي،     – DTPA mTc99 بايد پس از ساختن بطور ويژه آزمايش گردد، چرا که سيستم مغزي براي پيروژنها بسيار حساس است.


[1] - 99mTc – Sulfur Colloid

[2] - Solco Company



[1] - Human Serum Albumin

[2] - Macroaggregated Albumin