واژگان تخصصی در پزشکی هسته ای
واژگان تخصصی در پزشکی هسته ای
آنتي بادي (Ab) : ماده اي که در پاسخگويي به يک آنتی ژن توليد مي شود و يک ترکيب خاصي با آن تشکيل مي دهد.
آنتي بادي (Ag) : ماده اي که مي تواند آنتی بادی توليد کند و به طور خاص به آن بپيوندد.
اتاقک يونش : دستگاهی پر شده با گاز که براي اندازه گيري راديواکتيويته يا پرتودهي بر حسب تعداد جفت يونهاي توليد شده در گاز به وسيله تابشها بکار مي رود.
اثر بيولوژيکي نسبي (RBE) : فاکتوري که براي محاسبه دز معادل بر حسب رم از راد استفاده مي شود. آن به صورت نسبت اندازه يک تابش استاندارد که يک آسيب بيولوژيکي معيني را موجب مي شود به مقدار تابش مورد بحث که آسيب بيولوژيکي يکساني را بوجود مي آورد تعريف مي شود.
ارگ : واحد انرژي يا کار انجام شده توسط يک نيروي 1 ديني در يک فاصله 1 سانتيمتری .
اسکن يا تصويربرداري سنتيلاسيون : ثبت توزيع راديواکتيويته در بدن يا بخشي از بدن يا استفاده از يک آشکارساز.
اريتروپويسيس : فرآيند تشکيل سلولهاي قرمز خون.
الکترون ( ) : يک ذره باردار منفي که اطراف هسته اتمها مي چرخد. آن داراي بار 10 -10× 8/4 واحد الکتروستاتيک و جرم 28 -10×1/9 گرم، معادل MeV 511/0 يا معادل جرم پروتون است.
الکترون اوژه : الکتروني از لايه بيروني الکتروني، توسط پرتو x که همه انرژي خود را منتقل مي کند، پرتاب مي شود.
الکترون ولت (eV) : انرژي جنبشي که از يک الکترون زماني که ميان يک اختلاف پتانسيل eV1 شتاب گرفته است بدست مي آيد.
اکتيويته ويژه : مقدار اکتيويته بر واحد جرم يک راديونوکليد يا ترکيب نشاندار.
اکسايش : فرآيندي شيميايي که در آن يک اتم يا گروهي از اتمها الکترونهاي خود را براي باردارشدن مثبت بيشتر از دست مي دهند.
انتقال انرژي خطي (LET) : انرژي انباشته شده توسط تابش بر واحد طول ماده که تابش از ميان آن عبور مي کند. واحد معمول آن keV/μm است.
اندام بحراني : اندامي که يک اندام حياتي براي بدن انسان است و پس از تجويز راديواکتيويته بالاترين دز تابشي را دريافت مي کند.
اندام هدف : اندامي که براي عکسبرداري مورد نظر باشد و يک مقدار بالايي از راديواکتيويته تجويزي را دريافت کند.
انرژي بستگي : انرژي براي اتصال دو موجود به يکديگر. در يک هسته، آن عبارتست از مقدار انرژي مورد نياز براي جدا کردن يک نوکلئون از ساير نوکلئونها در هسته. در يک پيوند شيميايي، آن عبارتست از انرژي مورد نياز براي جدا کردن دو مشترک پيوند شده در يک فاصله محدود.
انفارکت : ناحيه اي از بافت مرده که به علت کمبود کامل جريان خون است.
ايزوبار : هسته هايي که عدد جرمي يکسان دارند، يعني، مجموع نوترونها و پروتونهاي يکسان. به عنوان مثال و
ايزوتوپ : نوکليدهايي که عدد اتمي يکسان دارند، يعني، تعداد پروتونها در هسته ها يکسان است. مثلاً و
ايزوتون : نوکليدهايي که تعداد نوترونهاي يکسان در هسته دارند. براي مثال و ايزوتون هستند.
ايزومر : نوکليدهايي که عدد اتمي و جرمي يکسان دارند اما در انرژي و اسپين اختلاف دارند. براي مثال Tc99 وTc m 99 ايزومر هستند.
بدون اضافه حامل (NCA) : عبارتي که براي مشخص کردن حالت يک ماده راديواکتيو که هيچ ايزوتوپ پايداري به طور عمدي اضافه نشده است, استفاده مي گردد.
برامشترالانگ : فوتونهاي پرتو- گاما که کاهش سرعت ذرات باردار در نزديک هسته هاي يک اتم توليد مي شوند.
بکرل (Bq) : واحد اکتيويته. يک بکرل معادل 1 تجزيه بر ثانيه است.
بيگانه خواري : فرآيندي که در آن سلولهاي بيگانه خوار مواد خارجي به صورت ذره را از جريان خون جدا مي کنند. ذرات کلوئيدي توسط سلولهاي بيگانه خوار در کبد جدا مي شوند.
پارنترال : اصطلاحي که مسير تجويز دارو بجز مسير خوراکي را نشان مي دهد. مثالهايي عبارتند از مسير رحم، درون وريدي، درون ماهيچه اي.
پاينوسيتوسيس : جذب مايع توسط سلولها.
تابش نابودي : تابشهاي با انرژي keV 511 که در زاويه º180 پس از اينکه يک ذره +β توسط پيوستن با يک الکترون در ماده نابود مي شود، گسيل مي گردند.
تبديل الکتروني ( ) : تبديل داخلي را ملاحظه کنيد.
تبديل داخلي : حالت جايگزين با فروپاشي پرتو گاما در هسته هاي برانگيخته که انرژي به يک الکترون مداري منتقل و سپس از مدار بيرون انداخته مي شود.
ترکيب نشاندار : ترکيبي که مولکول با يک راديونوکليد برچسب گذاري مي شود.
تضعيف : فرآيندي که توسط آن شدت تابش از طريق جذب و/ يا پراکندگي در طي آن از ماده کاهش مي يابد.
توقيف گلبولها : فرآيند جداسازي سلولها، از قبيل جداسازي گلبولهاي فرسوده قرمز خون توسط طحال.
ثابت فروپاشي (λ) : کسري از اتمهاي يک جزء راديواکتيو که بر واحد زمان فروپاشي مي کند. آن به صورت توصيف مي شود که نيمه عمر راديونوکليد است.
جذب: فرايندي که در طي آن انرژي تابشي در اثر عبور از ماده از دست مي رود.
حالت شبه پايدار (m) : يک حالت برانگيخته از يک نوکليد که به ساير حالتهاي برانگيخته يا حالت پايه با يک نيمه عمر قابل اندازه گيري فروپاشي مي کند.
حامل : يک عنصر پايدار که در مقادير قابل آشکارسازي به يک راديونوکليد از عنصر همسان افزوده مي شود، معمولاً براي سهولت فرآيند شيميايي راديونوکليد.
حامل- آزاد : عبارتي که براي نمايش غياب هر يک از اتمهاي ايزوتوپيک پايدار در يک نمونه راديونوکليد استفاده مي شود.
خشک کردن توسط انجماد : فرآيندي که توسط آن يک ماده مايع سريعاً منجمد و سپس خشک مي گردد يا تحت يک خلأ بالا آب آن گرفته مي شود.
خلوص راديوشيميايي : کسري از کل راديواکتيويته در فرم شيميايي مطلوب. اگر MAA - mTc99 ،90 درصد خالص باشد آنگاه 90 درصد از راديواکتيويته درMAA - mTc99 است.
خلوص راديونوکليدي : کسري از کل راديواکتيويته در فرمي از راديونوکليد مربوطه. هر راديواکتيويته خارجي از قبيل Mo99 در راديوداروي mTc99 يک ناخالصي است.
خون منعقد شده در رگ (لخته) : لخته خون که به صورت چسبناک در نقطه اي از تشکيل آن بروي يک رگ خوني باقي مي ماند.
دز : انرژي تابشي جذب شده توسط هر ماده.
دز معادل تجمعي (50T, H) : دز معادل اندامها يا بافتهاي مرجع (T) که از فراجذب مواد راديواکتيو يک فرد در طي دوره زماني 50 سال در پی يک فراجذب دريافت مي گردد.
دز معادل سطحي (s H) : دز معادل يک بافت به عمق cm 007/0 (2 mg/cm7 ) که در کل يک ناحيه 2 cm 1 متوسط گيري شده است ناشي از پرتوگيري خارجي پوست.
دز معادل عمقي (Hd) : دز معادل در يک بافت به عمق cm 1 (2 mg/cm1000) ناشي از پرتوگيري خارجي تمام بدن.
دزيمتر: ابزاري براي اندازه گيري دز تجمعي از تابش دريافتي در طي يک مدت پرتوگيري تابش.
دزيمتري : محاسبات يا اندازه گيريهاي دز جذب شده تابشي.
دقت : يک عبارتي که استفاده مي شود براي نمايش اينکه چه ميزان اندازه گيري يک کميت به مقدار صحيح آن نزديک است.
راد : واحد دز جذب شدهتابشي. يک راد معادل 100 ارگ از انرژي تابشي انباشته شده بر گرم از هر ماده اي است، يا .
راديکال آزاد : يک گونه شيميايي با واکنش پذيري بالا که يک يا تعداد بيشتري الکترون جفت نشده دارد.
راديودارو : يک داروي راديواکتيو که مي تواند به طور ايمن به انسان براي مقاصد تشخيصي و درماني تجويز شود.
راديوليز : فرآيندي که در آن ترکيب راديونشاندار توسط تابشهاي ناشي از راديونوکليد در مولکولهاي نشاندار شکسته مي شود.
ردياب : راديونوکليد يا ترکيب نشانداري با يک راديونوکليد که ممکن است براي توزيع متعاقب يا امتداد مسير شيميايي، فيزيکي يا فرآيند متابوليکي آن استفاده شود.
رونتگن : کميتي از تابشهاي x و γ که يک واحد الکتروستاتيک از بار مثبت يا منفي در 3 cm 1 از هوا در C º0 و فشار 760 ميليمتر جيوه (STP) توليد مي کند. آن معادل با هواC/kg 4-10× 58/2 است.
رونتگن معادل انسان (rem) : دز معادل که به صورت حاصل ضرب دز جذب شده (راد) در اثرات بيولوژيکي نسبي يا فاکتور کيفي يا فاکتور وزني تابشي از تابش مورد بحث تعريف مي شود.
ژنها : ژنها ترکيباتي از بخشهاي مولکولي DNA هستند و اساس واحد هاي موروثي در همه سيستمهاي زنده مي باشند.
سطح مقطع (σ) : احتمال رويداد يک واکنش هسته اي يا تشکيل يک راديونوکليد در يک واکنش هسته اي. آن برحسب واحد بارن توصيف مي گردد؛ يک بارن = 2 cm 24-10 .
سيورت (Sv) : واحد دز معادل و برابر با 100 رم.
شتابدهنده: ماشيني براي شتاب دادن ذرات باردار به صورت مسير خطي يا دايره اي توسط اجزاء يک ميدان الکترومغناطيسي ذرات شتاب داده شده از قبيل ذرات آلفا، پروتونها، دوترونها و يونهاي سنگين که داراي انرژي زياد هستند و مي توانند موجب واکنشهاي هسته اي توسط تابش دهي اتمهاي هدف شوند.
شکافت (f) : يک فرايند هسته اي که در آن هسته هاي سنگين تقريباً به دو هسته معادل کوچکتر تقسيم مي شوند، که به همراه گسيل 2 يا 3 نوترون.
صحت : اصطلاحي که براي نمايش تکرار پذيري اندازه گيري يک کميت زماني که به طور تکراري تعيين مي شود, بکار مي رود.
ضريب جذب (μ) : کسري از انرژي تابشي جذب شده بر واحد ضخامت (ضريب جذب خطي) يا بر واحد جرم جذب کننده (ضريب جذب جرمي).
عامل شلاته کردن : يک ترکيبي که با يک يون فلزي از طريق تعداد بيشتري از پيوندهاي کووالانسی کئوردينانسی، پيوند خورده مي شود.
عدد اتمي (Z) : تعداد پروتونها در هسته يک اتم.
عدد آووگادرو: تعداد مولکولها در يک گرم- مول از هر ماده يا تعداد اتمها در يک گرم- اتم از هر عنصر. معادل 23 10× 02/6 است.
عدد جرمي (A) : تعداد کل پروتونها و نوترونها در هسته هاي يک نوکليد.
عمر متوسط (e) : مدت زماني که يک راديونوکليد به طور ميانگين قبل از فروپاشي وجود دارد. آن از طريق به نيمه عمر و ثابت فروپاشي مرتبط مي گردد.
عمر ميانگين : عمر متوسط را ملاحظه کنيد.
فاکتور کيفي (QF) : فاکتوري وابسته به انتقال خطي انرژي است که در دز جذبي براي محاسبه دز معادل بر حسب رم بکار مي رود. آن در حفاظت در برابر تابش براي بدست آوردن مقدار آسيب تابشي مرتبط با تابشهاي متفاوت بکار مي رود. براي پرتوهاي x و γ و β يک و براي نوترونها و پروتونها 10 است.
فاکتور وزني بافت (T W) : فاکتوري مرتبط با حساسيت پرتويي از بافتهاي گوناگون در سيستمهاي زنده.
فاکتور وزني تابش (Wr) : فاکتور کيفي را نگاه کنيد.
فانتوم : حجمي از يک ماده مصنوعي که براي شبيه سازي خواصي يک اندام يا قسمتي از بدن هنگامي که پرتودهي تابشي مي گردد, ساخته شده است.
فروشويي : روشي از "پاک کردن از طريق شستشو" يک ماده جاذب از يک ماده جاذب سطحي جامد (از قبيل رزين تبادل يوني) با يک مايع.
کاستي جرم : اختلاف بين جرم نوکلئونها و جرمهاي مقيد شده نوکلئونهاي جداگانه يک نوکليد.
کاهش : فرآيندي شيميايي که در آن يک اتم يا گروهي از اتمها براي باردار شدن منفي بيشتر الکترونها را دريافت مي کنند.
کلوييد : نوعي از پخش ماده در مايع. اندازه ذرات پخش شده (کلوييد) از محدوده nm10 تا mμ 1 است.
کم خوني موقت : شرايطي که در آن ناحيه اي از بافت کمبود خون رساني دارد.
کوري (Ci) : واحد راديواکتيويته. يک کوري به صورت 10 10×7/3 تجزيه بر ثانيه تعريف مي شود.
گذار ايزومري (IT) : فروپاشي حالت برانگيخته يک نوکليد به حالت برانگيخته پايين تر يا حالت پايه.
گرفتگي ناشي از لخته : يک لخته خون نسبتاً بزرگ که از يک رگ خوني رها مي شود و در يک رگ کوچکتر جايگزين مي شود, به طوري که جريان خون را مسدود مي کند.
گري (Gy) : واحد دز تابشي در واحدهاي SI يک گري معادل 100 راد است.
گيراندازي الکترون (EC) : حالتي از فروپاشي يک راديونوکليد با افزوني پروتون که در آن يک الکترون مداري توسط هسته گير اندازي مي شود و توأماً از طريق گسيل يک نوترينو و پرتوهاي x مشخصه همراه است.
گيراندازي K : حالتي از فروپاشي راديواکتيو که در آن الکترون از لايه K توسط هسته گير انداخته مي شود.
لايه نيم- مقدار (HVL) : ضخامتي از هر ماده جاذب که براي کاهش شدت يا پرتودهي يک باريکه تابشي به نصف مقدار اوليه، هنگامي که در مسير باريکه قرار مي گيرد لازم است.
مولاريته (M) : تعداد گرم مولها از يک جسم حل شده در ml1000 از يک محلول.
مولد راديونوکليد : دستگاهي که در آن دختر با نيمه عمر کوتاه به طور شيميايي جداسازي مي شود و به طور متناوب از مادر با نيمه عمر بلند به روي يک ماده جاذب سطحي، جذب سطحي مي شود. براي مثال Tc m 99 از Mo99 از مولد مولي توسط شستشو با سالين جدا مي شود.
ميزان دز : يک جمله متعارف براي مقداري از راديوداروي تجويز شده بر حسب ميکروکوري يا ميلي کوري يا بکرل.
نرماليته (N) : واحد غلظت محلول. يک محلول N 1 شامل 1 گرم وزن معادل از يک ماده در ml1000 محلول است. يک وزن معادل از يک ماده به صورت وزني از يک ماده که با يک مولکول از هيدروژن يا هيدروکسيل آزاد مي شود يا واکنش مي دهد, تعريف مي شود.
نوترون حرارتي : نوترونهاي با انرژي حرارتي eV 025/0 .
نوترينو (ν) : ذره اي بدون بار و جرم که با انرژي متغير به همراه فروپاشي – β و + β و گيراندازي الکترون از راديونوکليدها گسيل مي شود.
نوکلئون : يک اصطلاح متداول براي نوترونها يا پرتونها در هسته يک نوکليد.
نيمه عمر بيولوژيکي (Tb) : مدت زماني که نيمي از يک دز تجويز شده از يک ماده از طريق فرآيندهاي بيولوژيکي از قبيل ادرار يا مدفوع، دفع مي شود.
نيمه عمر فيزيکي (Tp) : نيمه عمر را نگاه کنيد.
نيمه عمر موثر (Te) : زمان مورد نياز براي اينکه ميزان دز اوليه تزريق شده از طريق هر دو مقدار فروپاشي فيزيکي و دفع بيولوژيکي يک راديونوکليد به نصف تقليل يابد. مقدار آن با رابطه داده مي شود که در آن Te نيمه عمر مؤثر، p T وb T به ترتيب نيمه عمر فيزيکي و بيولوژيکي هستند.
نيمه عمر ( ) : که مشخصه منحصر به فرد يک راديونوکليد، که به صورت مدت زماني که اکتيويته اوليه يک راديونوکليد به نصف کاهش مي يابد, تعريف مي شود. رابطه آن با ثابت فروپاشي به صورت است.
واحد جرم اتمي : مطابق تعريف، يک دوازدهم جرم ، معادل gr 24-10 × 66/1 يا MeV 931.
وکتورها : حاملهايی از ژنها براي تحويل درون تني به سيستمهاي زنده هستند. ويروسها مثالهايي از حاملها براي تحويل ژنها هستند.
هوازيست : يک عبارتي که استفاده مي شود براي نمايش رشد ميکروارگانيسم ها در حضور اکسيژن.
هماتوکريت : کسر حجمي درصد قرمز خون در کل خون.
همسوساز : ابزاري براي محبوس کردن باريکه ای تابشي درون يک ميدان خاص از ديد. همسوسازها ممکن است به صورت همگرا، مشبک، واگرا و انواع سوراخدار موازي باشند.
هيدروليز : فرآيندي که در آن يک ترکيب از طريق واکنش با آب، زماني که آب به عنوان حلال مورد استفاده قرار گيرد به دو مؤلفه تجزيه مي شود.
يون : يک اتم يا گروهي از اتمها با بار مثبت (کاتيون) يا بار منفي (آنيون)
DNA : دئوکسي ريبونوکلئيک اسيد يک مولکول دو کرانه است که بر پايه جفتهايي بين آدنيان و ديماين و گواناين و سيتوساين ساخته شده است. جفتهاي پايه در دو کرانه از طريق پيوندهاي هيدروژن متصل شده اند. مولکولهاي DNA مشخصات نهادهاي زنده را حک مي کنند.
: دز انرژي از يک ماده که هنگامي که به گروهي از هر گونه زنده تزريق مي گردد، %50 از گروه در مدت 60 روز کشته مي شوند.
mRNA : حامل اسيد ريبونوکليک که توليد پروتئين ها مي کند، هنگامي که يک ژن فعال شده و مورد رونويسی و ترجمه می گيرد.
pH : واحد غلظت يون هيدروژن. به طور متداول با منفي لگاريتم غلظت يون هيدروژن در يک محلول داده مي شود : [+ H]10 log - =pH
به نام خدا